تادانه

سه جلد دیگر «یکی بود یکی نبود» منتشر شد
https://scontent-sjc2-1.cdninstagram.com/t51.2885-15/e35/17494982_1115678678578595_9188109715404488704_n.jpg
آبان 87 بود؛‌ رفته‌بودم برای تحقیق به میانِ‌ طایفه‌ای که سال‌ها آرزو داشتم در میان‌شان زندگی کنم. کارم خوب پیش رفته بود در آن 9 ماهی که هم‌صحبت‌شان شدم. زد و لنز دوربین‌ام شکست. برگشتم تهران
علی دهباشی گفت صحبت کرده که بروم نشر کتاب پارسه. گفت درباره یک مجموعه صحبت کرده با آن‌ها
علی دهباشی برایم همیشه عزیزترین بوده و هست
رفتم. دفتر نشر کتاب پارسه، آن‌ سال‌ها کمی بالاتر از تقاطع لبافی‌نژاد و منیری‌جاوید بود؛ نزدیک آدرس ِ جدید نشر آموت
از همان لحظه اول که وارد شدم، عاشق ِ صمیمت ِ فضا شدم و بعد چشمان ِ اسماعیل حسن زاده راهم برد به رودی آشنا که مهربانی در آن جاری بود و مهربانی ِ ابراهیم حسن زاده دستم را کشید سمت ِ نوشیدن ِ یک چای داغ
صحبت از مجموعه شد. طرح‌ام را پذیرفتند و برگشتم و مکتوب کردم و چند روز بعد این طرح شروع شد
با اولین پولی که از جناب حسن‌زاده گرفتم، دوربینی خریدم که هنوزاهنوز با آن نگاه می‌کنم به آدم‌ها و زمین و آسمان
یک کار شبانه‌روزی یک‌ساله شد. دعوت از نویسندگانی که می‌شناختم و اغلب سرشناس، و بعد توضیح درباره‌ی شیوه‌ی کار براساس شیوه‌نامه و آن‌وقت مدت زمانی برای تحویل. بعد بررسی و تایید و
خودم تذکره الاولیا را بازآفرینی کردم برای نوجوانان که یکی از لذت‌بخش‌ترین‌های زندگی‌ام بوده تاکنون و تجربه‌ی بسیار دلنشینی که گاهی با عرفایش همنشینی می‌کنم در خیالاتم
تذکره‌الاولیا را برداشتم و حکایت‌ها و قصه‌هایش را بیرون کشیدم و شروع کردم با چارچوب داستانی،‌ به نوشتن ِ‌دوباره‌اش
دوستان زیادی در آن مجموعه همراهی کردند که تا مدتی قبل 16 جلد از آن 30 جلد منتشر شده‌بود و و امروز که برای عیددیدنی رفته بودم نشر کتاب پارسه،‌ تا روی برادران حسن‌زاده را ببوسم،‌ فهمیدم سه جلد دیگر این مجموعه هم منتشر شده که شادمانی‌ام را دوچندان کرد و امیدوارم کردند باقی جلدهای منتشر نشده، به زودی روانه بازار کتاب بشوند. مجموعه‌ی «یکی بود یکی نبود» شامل این کتاب‌ها و با همراهی این دوستان میسر شد:
«قصه‌های پروین» به روایت «فریبا وفی»
«الهی‌نامه» به‌روایت «میترا داور»
«ليلي و مجنون» به روایت «حسن لطفی»
«فیه ما فیه» به روایت «سیامک گلشیری»
«مثنوي مولوی» به روایت «حمیدرضا نجفی»
«کیمیای سعادت» به‌روایت «محبوبه میرقدیری»
«قصه های شیخ اشراق» به روایت «امیرحسین خورشیدفر»
«آفرينش و تاريخ» به روایت «فريدون حيدري ملك‌ميان»
«قصص‌الانبياء» و «خسرو شيرين» به‌روایت «امین فقیری»
«فرج بعد از شدت» به‌روایت «ابوتراب خسروی»
«مرزبان‌نامه» به روایت «ایرنّا مُحی‌الدین بُناب»
«اسکندر‌‌نامه» به روایت «علی عبداللهی»
«هشت بهشت» به‌روایت «بهناز علیپور»
«مخزن‌الاسرار» توسط مرتضی کربلایی‌لو
«منطق‌الطیر» به‌روایت «مریم حسينیان»
«قابوس‌نامه» به‌روایت «محسن حکیم‌معانی»
«ویس و رامین» به‌روایت «ناهید طباطبایی»
«هفت پیکر» به‌روایت «طلا نژادحسن»
«سمک عیار» به‌روایت «مهدی مرعشی»
«اسرارنامه» به‌روایت «علیرضا روشن»
«بوستان»سعدی به‌روایت «محمد مطلق»
«جوامع‌الحكايات» به‌روایت «بهنام ناصح»
«تفسير طبري» به‌روایت «محسن فرجی»
«کلیله و دمنه» به‌روایت «محسن بنی‌فاطمه»
«شاهنامه فردوسی» به‌روایت «محمد حسینی»
«تاریخ بیهقی» به‌روایت «محمدعلی آزادیخواه»
«تذکره الاولیاء» به‌روایت «یوسف علیخانی»
به نقل از اینجا

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
مجموعه «یکی بود یکی نبود» رونمايي شد
http://media.isna.ir/content/1-367.JPG/4 
ابوتراب خسروی در رونمایی از مجموعه "یکی بود یکی نبود" با بیان این‌که روایت‌گری ما بسیار قوی و غنی است، گفت، می‌توانیم متون قوی خودمان را به عنوان پشتوانه رمان ایرانی مطرح کنیم.
به گزارش بخش ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، رونمایی مجموعه کتاب‌های "یکی بود یکی نبود" عصر یکشنبه 13 بهمن با حضور ابوتراب خسروی، یوسف علیخانی، امیرحسین خورشیدفر، ناهید طباطبایی، محمد حسینی، بهناز علیپور گسکری، حمیدرضا نجفی، علیرضا روشن، سیامک گلشیری و جمعی از نویسندگان و تصویرگران این کتاب‌ها در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.
در ابتدای برنامه، امیرحسین خورشیدفر توضیحاتی درباره این مجموعه 30 جلدی که تاکنون 16 جلد آن منتشر شده و همگی به بازآفرینی متون کهن ایرانی اختصاص دارد، ارائه داد.
سپس ابوتراب خسروی، نویسنده کتاب "فرج بعد از شدت"، در سخنانی گفت: همیشه فکر کرده‌ام که چه کار می شود کرد تا فرهنگ مکتوبی که متعلق به ماست و از گذشته‌مان آمده، بهتر خوانده شود. حالا می‌توانم بگویم با انتشار چنین مجموعه‌هایی می‌توان به خوانده شدن متون کهن امید داشت.
او افزود: بخشی از آثار ادبی ما همراه و همگام با تاریخ و متون آیینی ما هستند؛ تا جایی که گاه منفک کردن آن از بقیه متون نیاز به کار زیادی دارد. درواقع خصوصیات نثر گذشته ما با نثر امروزمان متفاوت است و باید برای بهتر خوانده شدن، آن را به طریقی به داستان تبدیل کنیم.
نویسنده "دیوان سومنات" و "رود راوی" تصریح کرد: ادبیات نسل گذشته ما جزیی‌نگر نیست و پرسپکتیو ندارد، برعکس ادبیات امروز که جزیی‌نگر است و در ذهن ایجاد پرسپکتیو می‌کند. با این وصف باید چه کنیم تا مخاطب جوان ما بتواند با آن متون ارتباط برقرار کند؟ بهترین راه تبدیل کردن آن‌ها به داستان است.
او درباره ویژگی‌های کتاب "فرج بعد از شدت" گفت: نثر اصلی "فرج بعد از شدت" بسیار بد است و واژه‌های مستعمل و دور از ذهنی دارد که به‌طور طبیعی خواننده جوان ما بیش از پنج سطر آن را نمی‌تواند دنبال کند. این متن احتیاج به کار زیادی داشت تا به متنی خواندنی تبدیل شود و خوشبختانه نشر کتاب پارسه این شرایط را برای تعدادی از نویسندگان ایجاد کرد.
ابوتراب خسروی به خلأهای موجود در ادبیات داستانی کودک و نوجوان در بازنویسی متون کهن اشاره کرد و افزود: در حوزه کودک و نوجوان، کم‌تر روی خصوصیت جزیی‌نگر بودن متن کار شده است. آثار داستانی برگرفته از متون کلاسیک می‌بایست خواننده را به سمت جزییات و خو گرفتن با متنی ببرد که زمینه شکل‌گیری داستان و رمان امروزی است. این فعالیت‌ها می‌تواند زمینه‌ای ایجاد کند که خواننده به سمت داستان بیاید و مفاهمه‌ای در جامعه ما با ادبیات ایجاد شود. من کار روی متون کلاسیک را مقدمه‌ای برای به وجود آمدن جریان رمان در جامعه می‌دانم تا مخاطبان جوان بفهمند که می‌توان از طریق خواندن هم لذت برد.
نویسنده "اسفار کاتبان" تأکید کرد: باید به متون ادبی کلاسیک که به نظر مخاطب، غیرقابل ارتباط و غیرآشنا می‌آیند، نوری تاباند تا ارزش‌های‌شان را نشان دهند.
خسروی با اشاره به زیبایی‌های نثر و ادبیات ایرانی گفت: اگر متون کلاسیک ایرانی خوانده نشود، در حقیقت زیباشناسی ایرانی نادیده گرفته شده است. زیبایی باغ ایرانی، زیبایی منبت و خاتم ایرانی در نثر گذشته ما هم هست. تلاش‌هایی در این زمینه صورت گرفته و من نیز علاقه مندم که برای بازتاب دادن این زیبابی‌ها در ادبیات امروز تلاش کنم. درست است که رمان و داستان حاصل آشنایی ما با غرب است، ولی واقعیت این است که سنت روایت‌گری ما (مثل قصه سمک عیار) بسیار قوی و غنی است، بنابراین با مجموعه‌ای مثل "یکی بود یکی نبود" می‌توانیم متون قوی خودمان را به عنوان پشتوانه رمان ایرانی مطرح کنیم.
رونمایی «یکی بود یکی نبود»
در ادامه این نشست، یوسف علیخانی که سرپرستی این مجموعه را برعهده داشته، آذرماه سال 87 را نقطه آغاز کار آن دانست و گفت: آن زمان مجموعه‌هایی مشابه با رنگ‌ها و نام‌های مختلف وجود داشت و ما تصمیم گرفتیم یک نقطه تفاوت در کارمان ایجاد کنیم؛ آن این بود که از نویسنده‌هایی استفاده کنیم که قبلا کم‌تر در حوزه نوجوان کار کرده باشند. مبنای کار را بر خواننده نوجوان قرار دادیم، چرا که معتقد بودیم چنان‌چه آن‌ها با کتاب ارتباط برقرار کنند، بزرگسالان هم می‌توانند ارتباط برقرار کنند.
او اضافه کرد: کار روی متون قدیمی دشواری‌های زیادی دارد، اما بسیار هم لذت‌بخش است. مثلا "تذکرة‌الاولیا" که خودم کار داستان نویسی براساس آن را انجام دادم، پر از نصیحت‌هایی است که انسان امروز زیر بارشان نمی‌رود، ولی قصه‌های فراوانی هم دارد. هر کدام از ما 30 نفر که سراغ این آثار رفتیم لذت بسیاری بردیم.
علیخانی ادامه داد: مجموعه "یکی بود یکی نبود" بازنویسی نیست، بازآفرینی است. نویسندگانی که در این مجموعه کار کردند، همگی داستان‌نویس هستند و می‌توانم بگویم 15 نفر از آن‌ها برندگان جوایز ادبی هستند. ابهت و اهمیت این کتاب‌ها زمانی نشان داده می‌شود که می‌بینیم نویسندگان خلاقیت را وارد کارشان کرده‌اند و روایتی نو از متون کلاسیک به دست داده‌اند. درکل باید بگویم که این مجموعه بی‌دردسرترین مجموعه‌ای بوده که طی 20 اخیر کار کرده‌ام.
سپس ناهید طباطبایی، نویسنده کتاب "ویس و رامین" از همین مجموعه، گفت: من تجربه‌های جدید را در نوشتن خیلی دوست دارم. درباره "ویس و رامین" هرچه بیش‌تر می‌خواندم و جلو می‌رفتم، بیش‌تر از آن خوشم می آمد. داستان عاشقانه زیبایی دارد و به نظرم آمد که بسیار مدرن است. زبان، نوع روایت، نگارش و بافت این قصه خیلی جذاب است و من حتا شک داشتم که کتاب بتواند مجوز بگیرد.
علی بخشی، مدیر هنری این مجموعه، نیز در سخنانی کوتاه گفت: معمولا در کتاب‌های ادبی که با تصویرسازی همراه هستند، زیاد به تصویر و تصویرگر اهمیت نمی‌دهند و من آن را استبداد ادبیات می‌نامم. این مجموعه حاصل کاری تیمی بود و می‌دانم که تصویرگران مشقت‌های زیادی متحمل شدند و بارها مجبور شدند طرح‌های‌شان را تغییر دهند. اما حاصل کار به گونه‌ای است که کتاب‌هایی زیبا و نفیس منتشر شده و آن‌چه را می‌خواسته‌ایم جامه عمل پوشانده‌ایم.
در معرفی "یکی بود یکی نبود" عنوان شده است: "یکی بود یکی نبود"عنوان مجموعه‌ای 30 جلدی است که از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر می‌شود و تاکنون 16 جلد آن راهی بازار شده است. این کتاب‌ها با هدف احیای متون قدیمی و ارزشمند ایران و با درنظر گرفتن مخاطبان نوجوان، جوان و بزرگسال نوشته شده است. عناوین و نویسندگان آثار منتشرشده عبارت‌اند از: مثنوی معنوی نوشته حمیدرضا نجفی، قصه‌هایی از فیه مافیه نوشته سیامک گلشیری، تاریخ بیهقی به روایت محمدعلی آزادی‌خواه، قصه‌هایی از اسرارنامه به قلم علیرضا روشن، قصه‌های شیخ اشراق به قلم امیرحسین خورشیدفر، قصص‌الانبیاء نوشته امین فقیری، لیلی و مجنون از حسن لطفی، فرج بعد از شدت به قلم ابوتراب خسروی، سمک عیار از مهدی مرعشی، ویس و رامین نوشته ناهید طباطبایی، بوستان به روایت محمد مطلق، تذکرة‌الاولیا به روایت یوسف علیخانی، شاهنامه به قلم محمد حسینی، منطق‌الطیر از مریم حسینیان، دیوان پروین به روایت فریبا وفی و قصه‌هایی از هشت بهشت نوشته بهناز علیپور گسکری.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
ديدار با نويسندگان؛ فردا
تازه‌نفس‌تر از حالا بودم
چند ماهي بود از روزنامه جام‌جم استعفا داده بودم و با كوله‌پشتي و دوربين و ويس‌ريكوردرم راهي الموت شده بودم؛ چند ماه زندگي در يك طايفه؛ نيمه اول سال 1387.
بعد دوربينم شكست.
بعد برگشتم تهران. بعد دو تا تلفن بهم شد. اولي از بنياد جايزه جلال بود براي كتاب اژدهاكشان و دومي از نشر كتاب پارسه بود؛ آقاي پورناجي از طرف آقاي اسماعيل حسن‌زاده.
اولي باعث شد بعدش درگير نشر آموت بشوم (نشري كه مجوزش كه چهار پنج سالي داشتم و اما جرات راه‌اندازي‌اش رو نداشتم) و دومي باعث شد تا يك سال و نيم بعدش روز از شب نشناسم.
جمع كردن نويسنده‌هايي با سليقه‌هاي مختلف كه آخرش 30تاشون ماندگار شدند در طرح يكي بود و يكي نبود، كار ساده‌اي نبود.
تا حالا 16 جلد از اين مجموعه منتشر شده؛ خودم در اين مجموعه "تذكره‌الاولياء" عطار رو بازآفريني كردم.
قرار است 14 جلد بقيه‌اش هم منتشر شود؛ نمي‌دانم تا كي!
فردا جلسه رونمايي‌ اين 16 جلد هست.
قرار است من هم حرف بزنم.
ابوتراب خسروي هم حرف مي‌زند.
خوشحالم بعد از نزديك به 5 سال باز دوستان را مي‌بينم.
با اينكه فردا ظهر بايد ساري مي‌بودم تا غرفه‌ام ر ا بچينم در نمايشگاه كتاب مازندران اما مي‌مانم و غروب راهي ساري مي‌شوم و صبح روز اول نمايشگاه غرفه‌ام را مي‌چينم.
دوست داشتيد فردا بياييد فرهنگسراي ارسباران؛ ساعت 5 بعدازظهر.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
نویسندگان از «یکی بود یکی نبود» رونمايي مي‌کنند
طباطبایی و وفی(بالا)/خسروی و گلشیری(پايين) 
مراسم رونمايي از مجموعه 30 جلدي «یکی بود یکی نبود» با حضور فریبا وفی، ابوتراب خسروی، ناهید طباطبایی، سیامک گلشیری، امیرحسین خورشیدفر و محمد حسینی در فرهنگسراي ارسباران برگزار مي‌شود.
به گزارش خبرگزاری كتاب ايران(ايبنا)، مراسم رونمایی از مجموعه «یکی بود یکی نبود» ساعت 17، روز یکشنبه 13 بهمن ماه در سالن همايش‌هاي فرهنگسراي ارسباران برگزار مي‌شود.
نویسندگانی مانند فریبا وفی، ابوتراب خسروی، ناهید طباطبایی، سیامک گلشیری، امیرحسین خورشیدفر، محمد حسینی، بهناز علیپورگسکری، یوسف علیخانی، مریم حسینیان، علیرضا روشن، حسن لطفی، حمیدرضا نجفی، محمد مطلق، علی بخشی، الهه بهین، غزاله بیگدلو، هاله پارسازادگان، سعید خالقی، میثم زیدی، مریم طباطبایی، ملیحه عینعلی، محمد فتاحی و آنیتا هاشمی مقدم در این برنامه حضور خواهند داشت.
در این نشست یوسف علیخانی، دبیر مجموعه «یکی بود یکی نبود» و ابوتراب خسروی درباره ادبیات امروز و بازنویسی متون کهن سخن خواهند گفت.
«دیوان پروین» نوشته فریبا وفی، «ویس و رامین» نوشته ناهید طباطبایی، «فرج بعد از شدت» نوشته ابوتراب خسروی، «قصه‌هایی از فیه‌مافیه» نوشته سیامک گلشیری، «مثنوی معنوی» نوشته حمیدرضا نجفی، «تاریخ بیهقی» نوشته محمدعلی آزادی، «قصه‌هایی از اسرارنامه» نوشته علیرضا روشن، «قصه‌های شیخ اشراق» نوشته امیرحسین خورشیدفر، «قصص الانبیاء» نوشته امین فقیری، «لیلی و مجنون» از حسن لطفی، «سمک عیار» نوشته مهدی مرعشی، «بوستان» نوشته محمد مطلق، «تذکره الاولیا» نوشته یوسف علیخانی، «شاهنامه» نوشته محمد حسینی، «منطق الطیر» نوشته مریم حسینیان و «قصه‌هایی از هشت بهشت» نوشته بهناز علیپور گسکری از كتاب‌هاي این مجموعه هستند.
تاكنون 16 جلد از مجموعه 30 جلدی «يکی بود یکی نبود» از سوي بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است.
فرهنگسرای ارسباران در خیابان جلفا، نرسیده به پل سیدخندان واقع شده است.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
پنج كتاب جديد از مجموعه يكي‌بود يكي‌نبود
 
قصه‌های شیخ اشراق
به روايت: امیرحسین خورشیدفر
تعداد صفحات: 120 صفحه
سال نشر: اول - 1392
قطع: رقعی
جلد: گالینگور
شابک: 4097253600 - 978
قیمت: 12900 تومان
از مجموعه يكي‌بود يكي‌نبود
 نشر كتاب پارسه


 
قصه‌هایی از اسرارنامه
به روايت: علیرضا روشن
سال نشر: اول- ۱۳۹۲
قطع: رقعی
جلد: گالینگور
شابک: ۹-۰۸۹-۲۵۳-۶۰۰-۹۷۸
قیمت: 15000 تومان
از مجموعه يكي‌بود يكي‌نبود
 نشر كتاب پارسه


 
تاریخ بیهقی
به روايت: محمدعلی آزادی‌خواه
تعداد صفحات: 144 صفحه
سال نشر: اول-۱۳۹۲
قطع: رقعی
جلد: گالینگور
شابک: ۵-۹۰-۲۵۳-۶۰۰-۹۷۸
قیمت: 15000 تومان
از مجموعه يكي‌بود يكي‌نبود
 نشر كتاب پارسه


 
قصه‌هایی از هشت بهشت
به روايت: بهناز علیپور گسکری
تعداد صفحات: 144 صفحه
سال نشر: اول-۱۳۹۲
قطع: رقعی
جلد: گالینگور
شابک: ۶-۰۹۳-۲۵۳-۶۰۰-۹۷۸
قیمت: 15000 تومان
از مجموعه يكي‌بود يكي‌نبود
 نشر كتاب پارسه

 
قصه‌هایی از فیه ما فیه
به روايت: سیامک گلشیری
تعداد صفحات: 144 صفحه
سال نشر: اول- ۱۳۹۲
قطع: رقعی
جلد: گالینگور
شابک: ۲-۰۹۱-۲۵۳-۶۰۰-۹۷۸
قیمت: 15000 تومان
از مجموعه يكي‌بود يكي‌نبود
 نشر كتاب پارسه

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«قصه‌هایی از تاریخ بیهقی» منتشر شد
محمدعلی آزادیخواه_طرح جلد كتاب 
مجموعه داستان «قصه‌هایی از تاریخ بیهقی» نوشته محمدعلی آزادیخواه از سوي نشر كتاب پارسه منتشر شد.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، تازه‌ترين اثر داستاني محمدعلی آزادیخواه در قالب مجموعه «یکی بود و یکی‌نبود» کتاب پارسه، شامل سی‌ کتاب از بازنویسی آثار کهن ادبیات فارسی به زبان امروزی است. نويسنده در این اثر، 12 داستان از کتاب ارزشمند «تاریخ بیهقی» را بازنویسی کرده است.
محمدعلی آزادی‌خواه متولد سال 1323 سیرجان است. نخستین اثر داستاني او در سال 1353 و در زمینه‌ ادبیات کودکان و نوجوانان در قالب داستاني به نام «پرستوهای دره پیچاب» منتشر شد.
«افسانه‌ی نامی و کامی»، «دوستان جنگل شاد» و «تبر مشهدی باقر» «قصه‌های گرگ و میش»، «قصه جنگل»، «بچه‌ها بیدارند» و «مرادو» در حوزه كودك و نوجوان و مجموعه داستان «کوتوله‌ای در تَنگ» از آثار آزادي‌خواه هستند.
چاپ هشتم رمان «مرادو» كه پيش تر جایزه کتاب سال را به دست آورده است، در سال 1392 از سوي نشر نون منتشر شد و در حال‌حاضر اين انتشارات چاپ نهم این کتاب را در دست انتشار دارد.
در مجموعه «یکی بود و یکی‌نبود» که تاکنون 16 کتاب از آن منتشر شده است، نويسندگاني مانند ابوتراب خسروي، ناهيد طباطبايي، حمیدرضا نجفی، امیرحسین خورشیدفر، سیدمحسن بنی‌فاطمه، علیرضا روشن و امین فقیری داستان‌هایی از ادبیات کهن را روایت کرده‌اند.
«قصه‌هایی از تاریخ بیهقی» در 144 صفحه، در مجموعه «یکی بود و یکی‌نبود» به دبیری یوسف علیخانی از سوي نشر پارسه به كتابفروشي‌ها راه يافت.

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
درباره مجموعه «يكي بود يكي نبود»
 
    جواد ماهزاده (روزنامه شرق): بازآفريني و تلخيص متون کهن، کاري تازه در ادبيات معاصر ايران نيست. متون ادب فارسي از ليلي و مجنون گرفته تا قصص الانبيا و مرزبان نامه و... علاوه بر تصحيح، گاه دستمايه کار شاعران و نويسندگان قرار گرفته است تا با قلمي تازه و امروزي براي رده هاي سني مختلف بازسازي و بازنويسي شود. اگر بازسازي را معادل بازنويسي و بازآفريني را معادل بازروايي بدانيم، مي توانيم بگوييم که جز در مواردي اندک شمار، غالب آثاري که براساس متون گذشته به نگارش درآمده اند، بازنويسي، ساده نويسي و تلخيص بوده اند. 
ادامه مطلب را بخوانید

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
روایت امین فقیری از قصص الانبیا و حسن لطفی از لیلی و مجنون
بازروایی کتاب‌های «قصص الانبیا» و «لیلی و مجنون» به قلم امین فقیری و حسن لطفی از مجموعه «یکی بود یکی نبود» منتشر شد.
به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه «یکی بود یکی نبود» که از سوی انتشارات کتاب پارسه منتشر می‌شود، به بازنویسی و بازروایی ادبیات کهن ایران اختصاص دارد و نویسندگان آن کوشیده‌اند ساختار و زبانی جدید و امروزی را برگزینند و قصه‌ها و حکایات ادبیات کلاسیک ایران را در قالب‌هایی جدید و قابل فهم به مخاطب عام ارائه دهند.

 

به تازگی دو جلد از این کتاب‌های مصور به نام های «قصص الانبیا» اثر ابو اسحاق ابراهیم خلف نیشابوری به قلم امین فقیری و «لیلی و مجنون» نظامی گنجوی به قلم حسن لطفی وارد بازار کتاب شده است.
«قصص الانبیا» امین فقیری در 160 صفحه با تصویرگری مریم طباطبایی و «لیلی و مجنون» حسن لطفی در 176 صفحه با تصویرگری هاله پارسازادگان منتشر شده و قیمت هر کتاب 11 هزار تومان است.
مجموعه‌ «یکی بود یکی نبود» به سرپرستی یوسف علیخانی و با همراهی 30 نویسنده‌ و 10 تصویرگر کشورمان فراهم آمده است. فریبا وفی، ابوتراب خسروی، سیامک گلشیری، حمیدرضا نجفی، امین فقیری و محسن فرجی از جمله نویسندگان این مجموعه هستند و سرپرست تصویرگران کتاب نیز علی بخشی است.

ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
قصه‌های کهن به زبان ساده

6 کتاب از مجموعه «یکی بود یکی نبود» منتشر شد

روزنامه شرق: بازآفريني ادبيات كلاسيك به عنوان يكي از راه‌هاي ارتباط با سنت ادبي ضرورتي است كه از مدت‌ها پيش در كشورهاي غربي مورد توجه بوده است. شايد مهم‌ترين نكته‌اي كه ضرورت بازآفريني ادبيات كلاسيك را ايجاب مي‌كند، آشنايي مخاطبان غيرتخصصي‌تر ادبيات با آثار كلاسيك از طريق اين بازآفريني‌ها باشد. «نشر كتاب پارسه» به تازگي شروع به انتشار مجموعه‌اي با نام «يكي بود يكي نبود» كرده است كه در مجموع 30 اثر را در بر مي‌گيرد كه به تدريج منتشر خواهند شد. این مجموعه به سرپرستی یوسف علیخانی و با همراهی 30 نويسنده‌ و 10 تصویرگر کشورمان فراهم آمده است. تاكنون شش اثر از اين مجموعه به بازار كتاب عرضه شده است. مجموعه يكي بود يكي نبود شامل كتاب‌هايي است كه به بازآفريني قصه‌هاي متون كهن فارسي پرداخته‌اند و براي آشنايي گروه‌هاي مختلف سني با آثار كهن داستاني زبان و ادب فارسي است.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
سه کتاب دیگر از «یکی بود یکی نبود»
فرج بعد از شدت
نویسنده: المویدی الدهستانی
بازنویسی: ابوتراب خسروی
تعداد صفحات: 168 صفحه
سال نشر: اول - 1391
قطع: رقعی
جلد: گالینگور
قیمت: 9600 تومان
"فرج بعد از شدت" کتابی است در اصل به زبان عربی که قاضی ابوعلی محسن تنوخی (متولد 327 هجری) آن را در قرن چهارم هجری به نگارش درآورده است. این کتاب به قلم حسین بن اسعد دهستانی، مترجم اواخر قرن هفتم و از منشیان عزالدین بن طاهر زنگی فریومدی (وزیر خراسان در عهد ایلخانان) به فارسی روان برگردانده شده است.
حکایت های بسیاری در این کتاب آمده که طی قرون متوالی از سوی مولفان مختلف در کتاب هایشان نقل شده است. کتاب مشتمل بر داستان هایی است درباره انسان های گرفتار که هر یک به نوعی از ورطه ای نجات یافته و به راحتی رسیده اند ...
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
اولین سبزه‌ای که کاشتم ...

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«یکی بود یکی نبود» آمد
بازروایی کتاب‌های «ویس و رامین»، «تذکره الاولیا» و «بوستان» به قلم ناهید طباطبایی، یوسف علیخانی و محمد مطلق در مجموعه‌ای با عنوان «یکی بود یکی نبود» روانه بازار شد.

به گزارش خبرنگار مهر، طرح مجموعه «یکی بود یکی نبود» سال 87 از سوی انتشارات کتاب پارسه با هدف احیای متون قدیمی و ارزشمند ایران که مایه‌های قصه‌پردازانه و قابل اقتباس فراوانی در خود دارند، با در نظر گرفتن مخاطبان نوجوان، جوان و بزرگسال آغاز شد.

این مجموعه به بازنویسی و بازروایی ادبیات کهن ایران اختصاص دارد و نویسندگان آن کوشیده‌اند ساختار و زبانی جدید و امروزی را برگزینند و قصه‌ها و حکایات ادبیات کلاسیک ایران را در قالب‌هایی جدید و قابل فهم به مخاطب عام ارائه کنند.

از این رو قصه‌های 30 متن کهن فارسی به قلم 30 نویسنده‌ کشورمان در قالب مجموعه «یکی بود، یکی نبود» با‌زآفرینی شده و مراحل نشر را می گذراند.




سه جلد از این کتاب‌ها به نام‌های «ویس و رامین» اثر فخرالدین اسعد گرگانی به قلم ناهید طباطبایی، «تذکره الاولیا» اثر فرید‌الدین عطار نیشابوری به قلم یوسف علیخانی و «بوستان» اثر سعدی شیرازی به قلم محمد مطلق که چندی پیش مجوز نشر را دریافت کردند، اخیراً همراه با تصویرگری، جلد گالینگور و کاغذ گلاسه وارد بازار کتاب شدند تا سرآغاز انتشار این مجموعه 30 جلدی باشد.

«ویس و رامین» در 152 صفحه با تصویرگری الهه بهین، «تذکره الاولیا» در 176 صفحه با تصویرگری مریم طباطبایی و «بوستان سعدی» در 168 صفحه با تصویرگری هاله پارسازادگان منتشر شده‌اند و قیمت هر کتاب 8900 تومان است.




یکی بود یکی نبود» به سرپرستی یوسف علیخانی و با همراهی 30 نویسنده‌ و 10 تصویرگر فراهم آمده است. فریبا وفی، ابوتراب خسروی، سیامک گلشیری، حمیدرضا نجفی، امین فقیری و محسن فرجی از جمله نویسندگان این مجموعه هستند و سرپرست تصویرگران کتاب نیز علی بخشی بوده است.

این مجموعه شامل بازنویسی کتاب‌های «تاریخ بیهقی»، «قصص الانبیاء»، «مثنوی معنوی»، «فیه مافیه»، «تذکرة الاولیاء»، «الهی‌نامه»، «منطق‌الطیر»، «اسرارنامه»، «ویس و رامین»، «شاهنامه»، «خسرو و شیرین»، «لیلی و مجنون»، «هفت پیکر»، «مخزن الاسرار»، «اسکندرنامه»، «بوستان»، «گلستان»، «حدیقة الحقیقه»، «کلیله و دمنه»، «مرزبان‌نامه»، «قابوس‌نامه»، «جوامع‌الحکایات»، «هشت بهشت»، «سمک عیار»، «تفسیر طبری»، «فرج بعد از شدت»، «آفرینش و تاریخ»، «کیمیای سعادت»، «قصه‌های شیخ اشراق» و حکایت‌های «دیوان پروین اعتصامی» است.




در این بازنویسی‌ها به تصحیح‌ها و تفسیرهایی که استادان ادبیات فارسی در سال‌های گذشته انجام داده‌اند، توجه شده و نویسندگان به همه آثار گردآوری شده و محتوای مندرج در متون رجوع کرده‌اند.

ویژگی دیگر کتاب‌های این مجموعه توجه به زبان و ساختار ادبی است. ذات متون کهن این است که قصه و حکایت وسیله‌ای برای بیان معانی بلند است. بنابراین در بازنویسی‌ها لازم بوده که نه تنها نظم به نثر برگردانده شود بلکه از فرم و ساختار داستانی استفاده‌ شود تا حکایت‌ها جنبه امروزی به خود بگیرد و خوشخوان و پرجاذبه باشد.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
مجموعه «یکی بود یکی نبود» می‌آید
سه بازنويسي از متون كهن ايراني به زودي منتشر مي‌شود.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، کتاب‌هاي «ويس و رامين» فخرالدين اسعد گرگاني، «تذکرة الاوليا»ي عطار نيشابوري و «بوستان» سعدي شيرازي در مجموعه‌ي «يکي بود يکي نبود»، به قلم ناهيد طباطبايي، يوسف عليخاني و محمد مطلق بازنويسي شده كه به تازگي مجوز گرفته و تا دو هفته ديگر از سوي نشر کتاب پارسه منتشر خواهند شد.

طرح مجموعه‌ي «يکي بود يکي نبود» از سال 87 با درنظر گرفتن مخاطب‌هاي نوجوان، جوان و بزرگسال آغاز شد. اين مجموعه به بازنويسي و بازروايي ادبيات کهن ايران اختصاص دارد و هدف از انتشار آن، احياي متون قديمي و ارزشمند ايران ذكر شده است.

مجموعه‌ي «يكي بود يكي نبود» به سرپرستي يوسف عليخاني با همراهي 30 نويسنده منتشر مي‌شود. فريبا وفي، ابوتراب خسروي، سيامک گلشيري، حميدرضا نجفي، امين فقيري و محسن فرجي از جمله نويسند‌هاي اين مجموعه هستند. «يکي بود يکي نبود» شامل بازنويسي كتاب‌هاي «تاريخ بيهقي»، «قصص الانبياء»، «مثنوي معنوي»، «فيه ما فيه»، «تذکرةالاولياء»، «الهي‌نامه»، «منطق‌الطير»، «اسرارنامه»، «ويس و رامين»، «شاهنامه»، «خسرو و شيرين»، «ليلي و مجنون»، «هفت پيکر»، «مخزن‌الاسرار»، «اسکندرنامه»، «بوستان»، «گلستان»، «حديقةالحقيقه»، «کليله و دمنه»، «مرزبان‌نامه»، «قابوس‌نامه»، «جوامع‌الحکايات»، «هشت بهشت»، «سمک عيار»، «تفسير طبري»، «فرج بعد از شدت»، «آفرينش و تاريخ»، «كيمياي سعادت»، «قصه‌هاي شيخ اشراق» و حكايت‌هاي «ديوان پروين اعتصامي» است.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«تذكره‌الاوليا» به‌روایت «یوسف علیخانی»
يوسف عليخاني، دبير مجموعه 30 جلدي «يكي بود يكي نبود» كه به زودي توسط نشر كتاب پارسه منتشر خواهد شد، بازنويسي «تذكرة‌الاولياء» عطار را بر عهده داشته و معتقد است عطار همچون نويسنده‌اي معاصر با فضاسازي و شخصيت‌پردازي قصه مي‌گويد.

عليخاني در گفت‌و‌گو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) درباره انگيزه‌اش از انتخاب «تذکرة‌الاولیاء» براي بازنويسي گفت: «تذكرة‌الاولياء» را نخستين‌بار سال 77 (یعنی حدود 11 سال قبل) خریدم. دوست داشتم به عطار و شیوه جادویی بیانش برسم. این جادو فقط منحصر به بیان و اسلوب روایت نبود. شنیده بودم قصه‌هایش جادویی‌تر از داستان‌های رئالیسم جادویی است.

وي در ادامه با يادآوري سخني از رضا سیدحسینی مبني بر اينكه «ما بدون توجه به ادبیات اعجازی مثل تذکرة‌الاولیاء شیخ فریدالدین عطار، دنبال قصه‌های اعجازی در داستان‌هایی می‌گردیم که خودشان از ما گرفته‌اند؛ مثل صد سال تنهایی مارکز» اظهار داشت: البته چه راست گفت حسيني. بعدها در گفتگوهای خودشان (نویسندگان آمریکای لاتین) دریافتم «صد سال تنهایی» و «پدروپارامو» هم از اثری ایرانی تاثیر پذیرفته‌اند. حالا بگذریم از نویسندگانی چون خورخه لوئیس بورخس که منکر تاثیرپذیری‌اش از متنی شرقی به نام «هزار یکشب» نیست. جادویی‌تر از قصه‌های اویس قرنی، فضیل عیاض، رابعه عدویه، ابراهیم ادهم و بایزید بسطامی می‌توان یافت؟ جز این که این قصه‌ها به روایت شیوای شیخ عطار نیشابوری به امروز رسیده‌اند؟

اين نويسنده بازنويسي چنين اثري را نعمتي براي خود و خوانندگان مي‌داند و در توضيح اين امر تصريح كرد: نعمتی بود بازنویسی این متن به صورت داستان برای خوانندگان. بهتر است بگویم نعمتی بود برای من تا گوشه‌هایی از قصه – روایت‌های مشایخ بزرگ را برای خودم هضم، و تلاش کنم آن گوشه را دوباره روایت کنم. همیشه از پند بیزار بودم و متاسفانه – خواه ناخواه – متون کهن ما پر است از این پند و اندرزها. تلاش کردم اين بخش‌ها حذف شود و تنها صدای راویي را بشنويم که قصه می‌گوید؛ قصه‌هایی از «تذکرة‌الاولیاء» عطار.

عليخاني در اين بازنويسي از تصحيح محمد استعلامي از «تذكرة‌الولياء» استفاده كرده و اين تصحيح را بهترين تصحيح موجود مي‌ داند؛ استعلامی در اين تصحيح کتاب را به دو بخش «متن تذکرة‌الاولیاء» و «ملحقات تذکرة‌الاولیاء» تقسیم کرده است.

وي در پاسخ به پرسش درباره چگونگي روند شکل‌گیری مجموعه «يكي بود يكي نبود» توضيح داد: در ابتدا تصميم داشتيم هر کتاب از اين مجموعه شامل 130 صفحه دست‌نویس نويسندگان به همراه حدود 70 صفحه تصویر باشد. پس از گذشت مرحله نخست و نگارش برخی از کتاب‌ها از جمله تذکرة‌الاولیاء، تصمیم ناشر تغییر کرد و تعداد صفحات دست‌نویس 90 صفحه شد. در نسخه اولیه بازنویسی قصه‌های تذکرة‌الاولیاء 60 قصه با حجمي ميان يك تا چهار صفحه نوشته بودم و سپس به 34 قصه از بهترین‌ها(به گمان خودم) رسیدم.

اين نويسنده درباره ویژگی‌ها و قابليت‌هاي تذکرة‌الاولیا برای بازنویسي گفت: عطار قصه‌گوست. حرفش را هم پیرانه‌سر نمی‌گوید که فقط پند و اندرز باشد. در کمال آرامش، مثل یک نویسنده معاصر، می‌نشیند، زمینه‌چینی و فضاسازی می‌کند، شخصیت می‌سازد و شخصیت‌ها را در موقعیت قرار می‌دهد و بعد به نتیجه دلخواهش می‌رسد.

وي افزود: معتقدم دو گروه کاتب و شاعر در ادبيات كلاسيك داریم.

اگر «نظامی» را ناظمی داستان‌سرا و دسته اولی بدانیم و «جامی» را مقلد و دست دومی، تردید نداشته باشید، عطار یکی از دسته اولی‌هاست. به همين دليل چهار کتاب از 30 کتاب مجموعه «یکی بود یکی نبود» از آثار عطار براي بازنويسي انتخاب شده است.

نويسنده كتاب «اژدهاكشان» در ادامه به توضيح درباره الگوی بازنویسی‌، وفاداری به متن و دشواری‌های حين بازنویسی پرداخت و تشريح كرد: در بازنويسي تصميم بر تعريف قصه براي ديگري البته بدون حواشی، زیاده‌گویی‌ها، موعظه، نصیحت و پند و اندرز که ویژگی متون کهن به شمار می‌روند، بود. از جمله دشواری‌های اين امر نيز سادگي زبان، برقراري ارتباط با هر مخاطبي و مقید بودن به اصل متن بود.

عليخانی به عنوان دبير مجموعه از کم لطفی‌های بسياری چون نادیده گرفته شدن‌ها تا شنيدن ناشنیدنی‌ها در اين مسير خبر داد و گفت: در اين ميان نويسندگان بسياري بودند و با مجوز عدم تحریف متون کهن، توبیخ‌مان کردند و درباره اين امر گفتند شما داريد تیشه به ریشه ادبیات کهن می‌زنیم و بايد این متون همین‌طوری كه به ما رسیده همین‌گونه به نسل‌های آینده برسد.

وي افزود: به نظرم تذکرة‌الاولیاء هم اثری نیست جز مجموعه‌ای از آثار گذشتگان او؛ که شیخ عطار به زبانی شیوا و سهل و ممتنع به هم عصران خود رسانده بود(این البته جواب من بود؛ دوستان دیگر هم جواب‌های قانع کننده‌ای داشتند و به انجام اين کار پرداختند و الحق که کارشان دستمریزاد داشت و دارد.)

عليخاني با تمرکز بیش‌تر بر روی قصه‌های بخش نخست تذکرة‌الاولیاء حكايت‌ها را براي بازنويسي انتخاب كرده و در توضيح اين امر گفت: «تذکرة‌الاولیاء» همانند همه متون ارزشمند کلاسیک، نقاط قوت و ضعفی دارد. این اثر کلاسیک هست؛ اما ما با متون مقدس روبه رو نیستیم. شما از هر خواننده‌اي بپرسید مطمئن باشید برخی روایت‌ها برایش دلنشین‌تر و دلپسندتر است؛ مثل همان فضیل عیاض یا رابعه عدویه، حسن بصری، بایزید بسطامی و حلاج. پیداست خود عطار هم به این‌ها دلبسته‌تر بوده که در روایتشان بیشتر مایه گذاشته است.

وي در پاسخ به اين پرسش كه اهميت آثار كهن براي بازنويسي در چيست اظهار داشت: بازنویسی آثار کهن اهمیت خاصی ندارد؛ جز این‌که هر اثری – حتي معاصر – پس از دوره‌ای، خودش کهن می‌شود و این کهن بودن برایش مزیت به شمار می‌رود. چرا؟ چون نشانگر دوره خاصی است. این دوره می‌تواند سیاسی، زبانی و يا فرهنگی باشد.

دبير مجموعه «يكي بود يكي نبود» افزود: آثار کهن هر ادبیاتی، در حکم سنگ بنای آن ادبیات است. قبول ندارم که ادبیات بدون سنگ بنا، ادبیات نیست. ادبیات هر وقت هم شروع بکند، سنگ بنا برای نسل‌های بعدی می‌شود.

وي در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اينكه مخاطبان اصلی اين آثار بازنويسي شده چه افرادي هستند، توضيح داد: برای مثال مخاطب اصلي تمام این مجموعه خواهر من است. خواهر من نه دانش‌آموخته ادبیات است که واحدهای صرف و نحو عربی گذرانده باشد و بتواند آن جمله‌های گاه ثقیل و فراوان موجود در ادبیات کهن‌مان را بخواند و نه علاقه‌مند به خواندن حرافی برخی از کاتبان است. او می‌خواهد قصه بخواند و چیزی در خاطرش بماند که بعد اگر دوست داشت برای شخص دیگری تعریف کند.

وي به توضيح درباره اين پرسش پرداخت كه چرا در مجموعه «یکی بود یکی نبود» شعرها و متن‌ها در قالب داستاني بازنویسی شده‌اند و تصريح كرد: ذهن ما ایرانی‌ها بسیار قصه‌شنو و قصه‌گوست. قصه یا داستان به مفهوم امروزی و معاصر، ریشه در خون، پوست و گوشت ما دارد. قصه‌گویی، سنتی است که هنوز در بسیاری از قريه‌های دوردست ایران رواج دارد. هنوز بسیاری از آدم‌ها برای فهماندن منظور و مقصود خود از مثل و قصه استفاده می‌کنند.

هرگاه در گفت‌و‌گوهاي پيشين با برخي از افرادي كه در مجموعه «يكي بود يكي نبود» بازنويسي اثري كلاسيك را بر عهده داشتند درباره انگيزه‌شان از انتخاب آن اثر پرسيدم، اظهار داشتند اين اثر پيشنهاد عليخاني بوده. در اين گفت‌و‌گو از عليخاني به عنوان دبير مجموعه درباره دلیل انتخاب افراد و پيشنهاد کتاب‌ها به آن‌ها پرسيدم و او توضيح داد: فهرست 50 نویسنده را با بیوگرافی و فهرست آثار منتشر شده‌شان به انتشارات ارائه كرده بودم. از ميان آثار كلاسيك نيز 30 عنوان کتاب انتخاب و تصميم گرفته شد این 30 عنوان در 6 مرحله 5 کتابی عملی شود. بر همين اساس در مرحله نخست افرادي را به مجموعه دعوت کردم که خوشنام باشند و در عملی كردن طرح مرا مطمئن كنند.

عليخاني در انتخاب افراد براي اين مجموعه در درجه نخست به نویسنده بودن آن‌ها اهمیت داده و در توضيح اين امر گفت: تلاش کردم یک سوم نویسنده‌ها زن باشند. همچنین یک سوم نویسنده‌ها، نویسندگان جوان و کمتر معروف بودند. تصمیم جدی دیگری كه عملی هم شد استفاده از نویسندگان غیرمرکز‌نشین بود. با شناخت و در گفت‌وگوی اولیه با نویسندگان، بدون آن‌که طرف‌های گفت‌و‌گویم بدانند برای چه پرس و جو می‌کنم (خبر این مجموعه هفت ماه پس از آغاز اعلام عمومی شد) توانستم بفهمم اين افراد با چه متن ادبی کهني مرتبط هستند و اغلب این‌طور بود که به پیشنهادها می‌رسیدیم.

وي در ادامه افزود: چند مورد نيز پيش آمد که به ارایه پیشنهاد از طرف من و سرباز زدن نویسنده دعوت شده براي بازنويسي اثر رسیدیم؛ یکی حيدري ملک میان که نمی‌پذیرفت روی «آفرینش و تاریخ» کار کند؛ اما بعد خوشحال بود از آشنایي با متنی که به قول خودش اگر به او معرفی نمی‌کردم شاید خودش هرگز سراغ آن نمی‌رفت. متن دیگر «اسکندرنامه» بود، عبداللهی با اکراه پذیرفت اما بعد در كارش خوش درخشيد.

دبير مجموعه «يكي بود يكي نبود» با بي اطلاعي از انتشار اين مجموعه 30 جلدي در پايان اظهار داشت: این مجموعه در حال حاضر، مرحله تصویرسازی را می‌گذراند. اما دوست دارم این 30 موجود زنده را هرچه زودتر در كتابخانه خود ببينم.

يوسف عليخاني متولد اول فروردين 1354 در روستاي ميلك (يكي از روستاهاي رودبار الموت) و فارغ‌التحصيل رشته زبان و ادبيات عرب است.
چند سالي مترجم عربي روزنامه‌ها و نشريات بوده و مدتي خبرنگاري كرده و سردبير مجله ادبي اينترنتي قابيل بوده است.
مجموعه داستان‌هاي «اژدهاكشان» و «قدم بخير مادربزرگ من بود»، و «حسن صباح»(داستان زندگی خداوند الموت)، «صائب تبريزي»(داستان زندگي شاعر سبك هندي)، «ابن بطوطه»(داستان زندگي سفرنامه‌نويس معروف)، « عزیز و نگار»( بازخوانی یک عشق‌نامه) و «نسل سوم داستان‌نویسی امروز ایران»(گفتگو با نویسندگان) از جمله آثار منتشر شده اين نويسنده است.
همچنين عليخاني كتاب‌هاي «عروس بید»(مجموعه داستان)، «بازآفرینی قصه‌های تذکرة الاولیا عطار نیشابوری»، « به دنبال ناصر خسرو»(داستان زندگی حکیم و شاعر قبادیانی)، « قصه‌های پرهیزکاران»( گردآوری قصه‌های مراغیان رودبار و الموت)، « قصه‌های مردم الموت»(الموت پايين و بالا- به همراه افشین نادری ) و داستان بلند « خروس خوان»را زير چاپ دارد.
اين نويسنده از ميان آثارش علاقه‌ بسياري به مجموعه داستان‌هاي «اژدهاكشان»، «قدم بخير مادربزرگ من بود» و مجموعه داستان آماده انتشار ِ«عروس بيد» دارد.

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
گفتگو با راویان «یکی بود یکی نبود»
«قصه‌های پروین» به روایت «فریبا وفی» ... اینجا
«الهی‌نامه» به‌روایت «میترا داور» ... اینجا
«ليلي و مجنون» به روایت «حسن لطفی» ... اینجا
«فیه ما فیه» به روایت «سیامک گلشیری» ... اینجا
«مثنوي مولوی» به روایت «حمیدرضا نجفی» ... اینجا
«کیمیای سعادت» به‌روایت «محبوبه میرقدیری» ... اینجا
«قصه های شیخ اشراق» به روایت «امیرحسین خورشیدفر» ... اینجا
«آفرينش و تاريخ» به روایت «فريدون حيدري ملك‌ميان» ... اینجا
«قصص‌الانبياء» و «خسرو شيرين» به‌روایت «امین فقیری» ... اینجا
«فرج بعد از شدت» به‌روایت «ابوتراب خسروی» ... اینجا
«مرزبان‌نامه» به روایت «ایرنّا مُحی‌الدین بُناب» ... اینجا
«اسکندر‌‌نامه» به روایت «علی عبداللهی» ... اینجا
«هشت بهشت» به‌روایت «بهناز علیپور» ... اینجا
«مخزن‌الاسرار» توسط مرتضی کربلایی‌لو ... اینجا
«منطق‌الطیر» به‌روایت «مریم حسينیان» ... اینجا
«قابوس‌نامه» به‌روایت «محسن حکیم‌معانی» ... اینجا
«ویس و رامین» به‌روایت «ناهید طباطبایی» ... اینجا
«هفت پیکر» به‌روایت «طلا نژادحسن» ... اینجا
«سمک عیار» به‌روایت «مهدی مرعشی» ... اینجا
«اسرارنامه» به‌روایت «علیرضا روشن» ... اینجا
«بوستان»سعدی به‌روایت «محمد مطلق» ... اینجا
«جوامع‌الحكايات» به‌روایت «بهنام ناصح» ... اینجا
«تفسير طبري» به‌روایت «محسن فرجی» ... اینجا
«کلیله و دمنه» به‌روایت «محسن بنی‌فاطمه» ... اینجا
«شاهنامه فردوسی» به‌روایت «محمد حسینی» ... اینجا
«تاریخ بیهقی» به‌روایت «محمدعلی آزادیخواه» ... اینجا
«تذکره الاولیاء» به‌روایت «یوسف علیخانی» ... اینجا

شرکت مطالعات و نشر کتاب پارسه ... اینجا
درباره مجموعه‌ي «يكي بود، يكي نبود» ... اینجا

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«قصه‌های پروین» به روایت «فریبا وفی»
فريبا وفي، بازنويسي «ديوان پروين اعتصامي» را در مجموعه «يكي بود يكي نبود» برعهده داشته که به زودي توسط نشر كتاب پارسه منتشر مي‌شود. او معتقد است زيبايي و بي‌نظير بودن داستان‌ها و آثار كلاسيك ما مي‌تواند تنها دليل مطالعه چنين آثاري باشد.

وفي در گفت‌و‌گو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) درباره «ديوان پروين اعتصامي» و ويژگي‌هاي آن براي بازنويسي گفت: ديوان اعتصامي سرشار از قصه‌ها و حكايت‌هاي شيرين، قابل درك و ملموس است. از سوي ديگر جنبه روايي و داستان‌گونه آن به جذابيت اين اثر مي‌افزايد. البته اين اثر كاري معاصر به‌حساب مي‌آيد.

وي درباره چگونگي انتخاب حكايت‌هاي دیوان پروین براي بازنويسي گفت: طبق روند كلي مجموعه بايد بازنويسي كار در 90 صفحه صورت مي‌گرفت. بنابراين با توجه به تعداد صفحات كتاب حكايت‌ها را انتخاب كردم. اما دليل ديگر انتخاب حكايت‌ها نيز بررسي آن‌ها از منظر جذابيت و طولاني و كسل‌كننده نبودن آن‌ها بود.

اين نويسنده در توضيح نحوه بانويسي‌اش از اثر اظهار داشت: هدف كلي مجموعه بازنويسي براي نوجوانان بود. دبير مجموعه آقاي يوسف عليخاني نيز بر اين امر تاكيد كرده بود. بر همين اساس و با توجه به اين‌كه ديوان «پروين اعتصامي» زبان، لغات و ساختاري بسيار دشوار ندارد، بيش‌ترين كار من در بازنويسي اين اثر ساد‌نويسي و نثرنويسي شعرها و حكايت‌ها بود.

وي افزود: براي جذاب‌تر شدن اثر پند و اندرزها را حذف كردم و به اصل مطلب دور از درازگويي‌ها پرداختم. معتقدم مطالب و داستان‌هايي كه از منظر آموزندگي ارائه مي‌شوند براي كودكان و نوجوانان بسيار خسته‌كننده خواهند بود.

وفي با تاكيد بر خارج نشدن از فضاي داستان‌ها در طول بازنويسي يادآور شد: مي‌توانم بگويم بيش از ۹۰ درصد بازنويسي به اصل اثر وفادار بوده‌ام، چراكه از خط اصلي داستان‌ها خارج نشدم و بيش‌تر سعي كردم شعرها را در قالب داستاني ساده بنويسم.

فریبا وفی نويسنده و منتقد ادبي متولد بهمن ۱۳۴۱ در تبريز است. از نوجوانی به داستان‌نویسی علاقه‌مند بوده و چند داستان کوتاهش در گاه‌نامه‌های ادبی، و مجلات آدینه، دنیای سخن، چیستا و مجله زنان منتشر شده است.

او نخستين داستان جدی خود را با عنوان «راحت شدی پدر» در سال ۱۳۶۷ در مجله آدینه منتشر كرد. وفی این داستان را «خودجوش‌ترین» داستانش می‌داند.

نخستین مجموعه داستان‌های کوتاه او با عنوان «در عمق صحنه» در سال ۱۳۷۵ و دومین مجموعه، با عنوان «حتی وقتی می‌خندیم» در سال ۱۳۷۸منتشر شد.

همچنين نخستین رمان او «پرنده من» در سال ۱۳۸۱ منتشر شد و مورد استقبال منتقدان قرار گرفت. این کتاب برنده جایزه بهترین رمان سال ۱۳۸۱، جایزه سومین دوره جایزه هوشنگ گلشیری و جایزه دومین دوره جایزه ادبی یلدا، و از سوی بنیاد جایزه ادبی مهرگان و جایزه ادبی اصفهان تقدير شده است.

رمان سوم او «رویای تبت» که در سال ۱۳۸۴ منتشر شد و چندین جایزه از جمله جایزه بهترین رمان هوشنگ گلشیری و مهرگان ادب را دریافت کرد، تا سال ۱۳۸۶ به چاپ چهارم رسید.

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«الهی‌نامه» به‌روایت «میترا داور»
میترا داور در مجموعه «يكي بود يكي نبود» كه به زودي توسط نشر کتاب پارسه منتشر مي‌شود بازنويسي «الهی‌نامه» عطار را برعهده داشته. وی «الهی‌نامه» را دربرگيرنده حکایت‌های عطار در زمانه خودش مي‌داند. اين ويژگي آثار كهن است كه استحكام‌بخش پايه‌هاي فرهنگي ملت‌ها هستند.

داور در گفت‌و‌گو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) درباره ويژگي‌هاي اين اثر براي بازنويسي گفت: در بازنويسي «الهي‌نامه» سعي كردم بیشتر حکایت‌هایی را براي بازنويسي انتخاب كنم كه بار داستاني و قصه‌پردازي بالايي داشتند. این قصه‌ها از منظر بیان وضعیت اجتماعی فکری و عادات مردم در آن دوره، شیوه و سبک نگارش عطار و عقاید و دیدگاه‌های او قابل توجه هستند.

وي در توضيح بيشتر قصه‌های «الهی‌نامه» عطار افزود: بیشتر حکایت‌ها با تصاویر درخشان قصوي ساخته شده‌اند. بیشتر اين حكايت‌ها در انتها به پند و اندرز ختم می‌شود. به نظر می‌رسد عطار در دوره خودش از تنگ نظری‌های عوام و عقاید خرافی‌شان بسیار در رنج بوده و اندرز پایان قصه‌ها را به عنوان راهی برای ارشاد مردم دوره خودش به کار برده و با اين شيوه عملا از قدرت قصوی آن‌ها بسیار کاسته است. شايد مهم‌ترين دشواري بازنويسي چنين اثري همين امر بود.

اين نويسنده تاكيد كرد: عطار با توجه به در اختيار داشتن تجارب دیگر شاعران پيش از خود، قاعدتا می‌دانسته که می‌تواند به شكلي قصوی حکایت‌ها را به پایان برساند. البته در بعضی موارد در این امر موفق عمل كرده است.

نویسنده مجموعه داستان «قفسه دوم» درباره شاخص‌ترين حكايت‌هاي اين اثر كلاسيك اظهار داشت: در «الهی‌نامه» چند قصه بسیار شاخص است، یکی از آن‌ها داستان «رابعه» است. رابعه دختری است عاشق که عشق موجب نزدیک شدن او به دنیای شعر می‌شود. او شاعري است بي‌نظير و جسور که عشقش را به نظم مي‌كشاند. همین امر موجب کشته شدن او توسط برادرش می‌شود. این داستان علاوه بر بار عاطفی سنگینی كه به دنبال دارد از لحاظ روان‌شناختی نیز بسیار قابل توجه است و نشان می‌دهد چگونه باورهای غلط در اعتقادات یک ملت نهادینه شده و ریشه گرفته است.

نویسنده مجموعه داستان «یا من هو» با تاكيد بر اهميت بازنویسی و بازخوانی چنين قصه‌هايي ادامه داد: بهتر بود این امر به طور مستمر، در دوره‌های آموزشی دانشگاه‌ها و دبیرستان‌ها قرار می‌گرفت؛ چراكه خواننده با مطالعه اين آثار در می‌یابد با اقیانوسی عظیم مواجه است. این شناخت یکی از پایه‌های خودباوری فرهنگی یک ملت به حساب مي‌آيد و خودباوری فرهنگی را در پي دارد. اين امر سبب مي‌شود مردم یک کشور با نخستين وزش باد‌های ناهمگون، شاخه‌های فرهنگی و از پی آن ریشه‌های فرهنگی خود را در معرض نابودی قرار ندهند.

وي با اشاره به ویژگی‌هاي زبان و ادبیات فارسي توضيح داد: از لحاظ زبانی به راحتی مي‌توانستم با این حکایت‌ها ارتباط برقرار کنم. اما گاهی به لحاظ ویژ‌گی زبانی بايد کمابیش سطح زبان حفظ مي‌شد که داستان حلاج از آن نوع است. سعی شد اين داستان با درنظر گرفتن سطح زبان به نثر امروزی تبدیل شود.

داور تصریح كرد: در تمامی قصه‌های «الهی‌نامه» موجوات زمینی و آسمانی قادر به گفت‌و‌گو هستند؛ خداوند در بارگاهش با فرشتگان و بندگانش حرف می‌زند و خواننده صدایشان را می‌شنود. خداوند در داستان «مرد گناهکار» می‌خواهد از بنده گناهگار جوانش حمایت کند تا او را از دام فرشته‌های تک محوری نجات دهد. سر آخر هم می‌گوید: «بین من و بنده‌ام معمایی است که شما نمی‌دانید! همین و بس!».

وی به ارزش جانداران در حکایت‌های عطار اشاره كرد و اظهار داشت: عطار تمام تلاشش را کرده تا در قالب قصه‌هایش مردم را از آسیب رساندن به حیوانات به بهانه نجس بودن آن‌ها برحذر دارد. ظاهرا سگ‌ها و گربه‌ها به ويژه سگ‌ها در آن دوره مورد اذيت و آزار توسط انسان‌ها قرار می‌گرفتند. همین است که عطار زبان دفاع را به آنها عطا کرده است.

نویسنده مجموعه داستان «بالای سیاهی آهوست» در پاسخ به اين پرسش كه مهم‌ترين دشواري كه در حين بازنويسي با آن مواجه بوده كدام بوده است، گفت: بیشترین مشکلی که در هنگام داستان‌پردازي حکایت‌ها با آن مواجه شدم، نصایح عطار بود که آسیب جدی به آن‌ها زده بود. فکرهای متعددی به ذهنم رسید که اگر زمان بیشتری براي بازنويسي در دست بود راه‌کارهای بسیاری براي تصحيح اين امر وجود داشت.

اين داستان‌نويس تاكيد كرد: قصه‌های عطار به دلیل تخیل و ذهن سوررئاليستي‌اش قابلیت آن را دارند که به طور كامل در همان فضا تکمیل و در قالب داستان ارائه شوند. مهم‌ترین و بارزترين نمونه، داستان حلاج است که زبان و نثر قدرتمند و در عین حال تصاویر درخشاني دارد كه همچنين اين قابلیت را دارند که به تصاویر سینمایی بسیار زیبايي تبدیل شوند. اين امر مستلزم سرمایه‌گذاری جدی در اين زمينه است.

وي به توضيح بيشتر اين امر پرداخت و ادامه داد: بخش خصوصی به دليل بار مالی سنگين و نداشتن انگیزه فرهنگی قادر نخواهد بود چنین سرمایه‌گذاری‌هايي انجام دهد. اميدوارم بدانیم در کجای ادبیات جهان ایستاده بودیم و در حال حاضر كجا ایستاده‌ایم تا شايد بتوانیم از ذخایر مالی خود به منظور اعتلای فرهنگی کشورمان استفاده كنيم. این امر عامل اصلی ایستادگی یک ملت در مقابل تمامی آسیب‌هاي جهانی خواهد بود.

میترا داور متولد 1344 فیروزکوه، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد اقتصاد نظری از دانشگاه الزهراست. وی فعالیت ادبی خود را از سال 1370 با شرکت در کلاس‌های داستان‌نویسی هوشنگ گلشیری آغاز کرد و تاکنون 7 مجموعه داستان منتشر کرده است.

نخستين مجموعه داستان او به نام «بالای سیاهی آهوست» در سال 1374 توسط انتشارات روشنگران منتشر شد.

«بالاي سياهي آهوست»، «دل بالش»، «خوب شد به دنیا آمدی»، «صندلی کنار میز»؛ «جاده»، «قفسه دوم» و «یا من هو» مجموعه داستان‌هاي منتشر شده اين نويسنده است.

داستان‌های «حق مساوی»، «کلید»، «شیشه»، «موش یک کلمه است»، «حکایتی تازه» و «صندلی کنار میز» از این نویسنده به زبان‌های انگلیسی، ایتالیایی، بلغاری و ترکی ترجمه شده‌اند.

«قطار در حال حرکت است» آخرین مجموعه داستان میترا داور به زودی توسط انتشارات ققنوس منتشر می‌شود.

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«ليلي و مجنون» به روایت «حسن لطفی»
حسن لطفي در مجموعه «يكي بود يكي نبود» كه به زودي توسط نشر كتاب پارسه منتشر مي‌شود بازنويسي «ليلي و مجنون» را بر عهده داشته. وي معتقد است آثار كلاسيك ظرف زماني ندارند و در هر برهه‌اي قابل استفاده اند؛ تنها زبان اين آثار نيازمند تغيير است.

لطفي در گفت‌و‌گو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) در توضيح انگيزه‌اش از انتخاب اين كتاب گفت: مي‌توانم بگويم من كتاب را انتخاب نكردم؛ بلكه اين كتاب بود كه مرا انتخاب كرد. يوسف عليخاني پيشنهاد كلي را مطرح كرد و من از او خواستم تا با توجه به شناختي كه از من دارد به انتخاب خودش بازنويسي يكي از آثار كلاسيك را بر عهده من بگذارد. عليخاني نيز «ليلي و مجنون» نظامي گنجوي را به من سپرد.

وي درباره ويژگي‌ها و قابليت‌هايي كه «ليلي و مجنون» براي بازنويسي داشته، افزود: «ليلي و مجنون» مثنوي سوم «پنج گنج» نظامي از داستان‌هاي قديم اعراب است كه بارها در كتاب‌هاي قديم عربي به آن‌ اشاره شده و نظامي در اين اثر ابداعات خاص خود را به اجرا درآورده است. با توجه به زمان نگارش اين كتاب و ساير آثار كلاسيك، با دقت در اين آثار متوجه مي‌شويم كه از نظر بار دراماتيكي خيلي پيش نرفته‌ايم؛ البته اين امر بدان معناست كه آثار كهن از بار دراماتيكي بسيار قدرتمندي برخوردار هستند.

اين نويسنده در بازنويسي از تصحيح بديع‌الزمان فروزان‌فر به عنوان منبع اصلي‌اش بهره گرفته است و در توضيح الگوي بازنويسي‌اش اظهار داشت: از چند منبع ديگر نيز در اين بازنويسي استفاده كردم و حذف و اضافاتي انجام دادم؛ اما مسئله‌اي در اين ميان برايم حائز اهميت بود و در ذهن داشتم و آن‌كه در عين وفادار بودن به متن بايد خواه ناخواه من نيز حضور داشته باشم. از سوي ديگر مخاطبان ما نوجوانان هستند؛ اين امر باعث مي‌شد در كنار نظامي گنجوي صاحب اصلي اثر، حسن لطفي كه دستي بر داستان‌نويسي دارد را نيز داشته باشيم. با توجه به تمام اين جوانب به متني رسيدم كه در عين سادگي ايهام و ابهام متن اصلي را نيز داشت.

وي در پاسخ به اين پرسش كه در بازنويسي با چه مشكلاتي مواجه شده توضيح داد: قابليت‌هاي شعري «ليلي و مجنون» باعث شده بود كه توصيف‌هاي نظامي متكي به شعر باشد و در بازنويسي اگر بخواهيم توصيف شاعرانه را به داستان نزديك كنيم، كاري دشوار و كمي مضحك است؛ چراكه زبان شعر با داستان متفاوت است و انجام اين كار زبان بازنويسي را عجيب و دشوار مي‌كرد. در بازنويسي سعي كردم براي توصيف‌هاي شاعرانه معادل‌هاي داستاني پيدا كنم.

رشته تحصيلي لطفي سينما بوده و با توجه به اين موضوع تصريح كرد: در بازنويسي سعي من بر ايجاد قابليت‌هاي تصويري در داستان‌ها بود و به نوعي به داستاني نزديك شده كه توصيف مادي و تصويري در آن ديده مي‌شود.

وي به تكرار‌هايي كه در اين اثر وجود داشته اشاره كرد و آن را ضرورت زمان نظامي دانست و افزود: در بازنويسي عناصر تكراري حكايت را حذف كردم؛ ولي در نهايت كليت داستان «ليلي و مجنون» حفظ شده است.

لطفي در پاسخ به اين پرسش كه چرا بايد به سراغ آثار كلاسيك برويم توضيح داد: آثار كهن بايد مطرح شود و اگر مطالعه‌كنندگان كتاب به سراغ اين آثار نروند براي هر نويسنده‌اي مطالعه چنين آثاري ضروري است. با دقت در آثار نويسندگان مطرح متوجه اين امر مي‌شويم كه چنين نويسندگاني به خوبي با آثار كهن و كلاسيك ما آشنايي داشته‌اند.

وي از آثار كهن به عنوان آثاري ياد كرد كه ظرف زماني در آن‌ها مطرح نيست و در هر برهه‌اي از زمان قابليت استفاده را دارند و در ادامه تاكيد كرد: با توجه به تغييراتي كه در زبان ادبيات ايجاد شده اين آثار نياز به بازنويسي دارند تا به پل ارتباطي بين نسل جوان و آثار كلاسيك بدل شوند. بسياري از آثار كلاسيك در كتابخانه هستند، بدون آن‌كه مطالعه شوند. مجموعه «يكي بود يكي نبود» از طرح فكري بسيار خوبي برخوردار بوده و تمام نويسندگان اين مجموعه كه بازنويسي آثار كلاسيك را بر عهده دارند نويسنده‌هاي توانايي در ادبيات معاصر هستند كه مي‌توانند پل ارتباطي نسل جوان با گذشته را ايجاد كنند.

اين نويسنده در پايان دليل بازنويسي آثار كلاسيك مجموعه «يكي بود يكي نبود» را در قالب داستان، دشواري ِ خواندن آثار منظوم دانست و اظهار داشت: در زمانه‌اي كه سرعت و شتاب حرف نخست را مي‌زند آثار منظوم با توجه به دشوار بودن لغات و اصطلاحات به‌كار رفته در آن‌ها كندتر و دشوارتر خوانده مي‌شوند. بازنويسي در قالب داستان به سريع‌تر خواندن آثار و درك آسان‌تر آن‌ها كمك مي‌كند.

حسن لطفي، نويسنده و فيلمساز، متولد 1340 خواف است. فعاليت هنري خود را با سينماي كوتاه آغاز كرده و مدرس سينما است. آثار تصويري‌ او جوايز متعددي كسب كرده‌اند.

مجموعه داستان روايت دوم و پژوهش درس‌هايي درباره فيلمنامه‌نويسي از جمله آثار حسن لطفي است كه ققنوس منتشر كرده است.

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com