تادانه

شب پرویز مرزبان برگزار شد
001-58.jpg 
شب پرویز مرزبان، مترجم و پژوهشگر فقید، برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، علی دهباشی - سردبیر مجله‌ی بخارا - در صدوبیستمین شب بخارا در معرفی پرویز مرزبان گفت: پرویز مرزبان در پنجم اسفند 1296 در تهران متولد شد. تحصیلات دبیرستانی را در رشته زبان و ادبیات فرانسه در مدرسه سن لوئی تهران به اتمام رساند. به سال 1320 موفق به دریافت لیسانس در رشته زبان و ادبیات انگلیسی از دانشسرای عالی شد و به استخدام وزارت فرهنگ برای تدریس درآمد. ایشان علاوه بر تدریس در دبیرستان‌های تهران، به تدریس زبان انگلیسی در دانش‌سرای مقدماتی تهران مشغول شد. یک دوره نیز سرپرست دانشجویان ایرانی در لندن بودند و با مراجعت به تهران به سمت استاد زبان انگلیسی دوره فوق لیسانس دانشگاه تربیت معلم منصوب شد و در رشته تاریخ هنر و نقد هنرهای تجسمی در دانشگاه‌های تهران، مدرسه عالی ادبیات و زبان‌های خارجی و دانشگاه هنر به تدریس پرداخت که تا سال 1375 ادامه داشت.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«بودن یا نبودن» در سینما حقیقت

علی دهباشی - حسن لطفی

فیلم مستند نیمه بلند «بودن یا نبودن» در پنچمین جشنواره بین‌المللی سینما حقیقت به نمایش در می آید.
این فیلم که ساخته «حسن لطفی» فیلمساز و نویسنده ساکن قزوین است روایتگر بخش‌هایی ناگفته‌ای از زندگی و شخصیت و آثار «علی دهباشی» محقق نویسنده و سردبیر نشریه فرهنگی بخاراست.
ساخت این فیلم که همزمان با رخدادی سخت برای علی دهباشی آغاز شد، 5 سال به طول انجامید و گذشته از نمایش‌های خصوصی، این اولین نمایش رسمی فیلم است.
در فیلم بودن یا نبودن هنرمندانی همچون عزت اله انتظامی، جمشید مشایخی، محمدعلی کشاورز، پری صابری، پری زنگنه و اندیشمندانی همچون جلال ستاری و بهاءالدین خرمشاهی نیز حضور دارند و از علی دهباشی سخن گفته اند.
عوامل سازنده بودن یا نبودن عبارتند از:
کارگردان و تهیه کننده:حسن لطفی
مشاوران کارگردان: محمد حسینی و یوسف علیخانی
تدوین و صدا گذاری: سید مهدی حسن زاده حسینی
تصویر برداران: محمد عاشقی و مهدی ترکان
موسیقی متن:مسعود سخاوت دوست
تیتراژ:حمید تقوی

حسن لطفی نویسنده کتاب‌های مجموعه داستان «روایت دوم» و «درس‌هایی درباره فیلمنامه نویسی» فارغ التحصیل سینما از مرکزاسلامی آموزش فیلمسازی است. لطفی که فیلمسازی را از سال 1365 آغاز کرده، برنده جوایزی از جشنواره های سراسری سینما جوانان، وحدت و استانی است. این فیلمساز همچنین فیلم مستند «پسرک چشم آبی» را آماده نمایش دارد که به زندگی و آثار «جواد مجابی» نویسنده و نقاش صاحب نام می پردازد و در آن بزرگانی همچون محمود دولت آبادی، سیمین بهبهانی، محمد علی سپانلو و....حضور دارند.
جشنواره سینما حقیقت از تاریخ 16 تا 21 آبان ماه در سینماهای فلسطین و سپیده به نمایش آثار مستند منتخب خود میپردازد.

فیلم «بودن یا نبودن» ساخته حسن لطفی دو نمایش در سینما فلسطین دارد که اولین نوبت آن ساعت 14:30 روز دوشنبه است.


علی دهباشی در فیلم بودن یا نبودن - ساخته حسن لطفی


عزت‌الله انتظامی


جمشید مشایخی


پری زنگنه





Labels: , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
بخارا 82 منتشر شد
هشتادمین شماره مجله ادبی – فرهنگی بخارا منتشر شد.
مجله بخارا با مدیرمسوولی و سردبیری «علی دهباشی» در شماره 82 خود با عکسی از استاد «سعید نفیسی» در 832 صفحه در دسترس علاقمندان قرار گرفت.
ایرج میرزا، علی دهباشی و مجلة بخارا/ دکتر محمدعلی همایون کاتوزیان، پنج شعر منتشرنشده از هـ . الف. سایه، پژواکِ معناییِ سَبک درکارِ نیچه پیوندگاهِ فلسفه و ادبیّات/ داریوش آشوری، شکارِ معانی در صحرایِ بیمعنی (آسیب شناسی فرهنگ ایرانی بعد از مغول) نوشته دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، پیگیری دکتر مصدّق در پایگیری کتابخانه مجلس/ دکتر ناصر تکمیل همایون، یادنامه سعید نفیسی، به یاد پروین دولت آبادی/ سیمین بهبهانی، گزارش شب عبدالرحمان عمادی/ الناز اسکندری، گزارش شب دکتر منوچهر ستوده/ ثریا صدر، گزارش شب جیمز جویس/ سوسن نصر، حافظ پژوهیهای علّامه محمد قزوینی/ بهاءالدین خرمشاهی و ... از جمله مطالب منتشر شده در این شماره مجله بخارا هستند.
مجله بخارا را می‌توانید از کتابفروشی های مقابل دانشگاه تهران، کتابفروشی های خیابان کریمخان زند، کتابفروشی آرین ( خیایان میرداماد)، شهر کتاب شریعتی( نرسیده به معلم) ، شهر کتاب پارک ساعی، شهر کتاب نیاوران ـ نشر کارنامه و تمامی دکه‌های روزنامه‌فروشی تهیه کنید.
در ضمن علاقمندان در تهران می توانند طی تماس با تلفن ۰۹۱۲۱۳۰۰۱۴۷ و یا ایمیل dehbashi.ali@gmail.com با دادن نشانی بخارا را از طریق پیک نیز دریافت کنند.

Labels: , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
به بهانه «شب خیام» و دیروزی که رفت
دیروز روزم عجیب خیامی بود؛ باور کنید جدی می گم و باور کنید عجیب تقدیری شدم این روزها که می گذرند.
از تاریخ معاینه فنی ماتیزم هفت هشت ماهی می گذشت و نرسیده بودم بروم یه سر به یکی از معاینه فنی ها تا اینقدر نترسم از «آقاپلیسه» که همه جا بیداره!
ساعت 4:30 زنگ موبایلم صدایم کرد که «های! معاینه فنی!» (حالا در نظر بگیرید شب قبلش به خاطر خبرای جدید آموت و تادانه تا ساعت 1:35 دقیقه بامداد هم بیدار باشید، چه کار می کنید با آقا موبایله؟ شاید هم خانمه؟
خلاصه گفتم با خودم که اگه امروز نروم، معلوم نیست برسم تا اون سر نمایشگاه کتاب بروم یا نه. گازش رو گرفتم و علی ام مدد و اتوبان خلوت. بشمار سه رسیدم معاینه فنی آبشناسان در جنت آباد. نفر چهارم بودم (که بعد که سه ساعت بعدش در را باز کردند شدم نفر اول ردیف چهارم معاینه ).
خوابیدم و بیدار شدم و ماشین را روشن کردم تا گرم بشوم و باران بارید و برف دیدم و نور آمد و بعد بچه مدرسه ای ها و ...
اون وقت هم که خوشحال و خندان رفتم معاینه شدم، فرمودند «تنظیم موتور» مشکل دارد. بعد رفتم ونک، پیش تعمیرکارم. جایش را عوض کرده بود (5 ماه بود عوض کرده بود انگار و من بی خبر بودم) و بعد کوبیدم تا مجیدیه شمالی و خلاصه دوباره رفتن به معاینه فنی بیهقی و ... القصه صاحب معاینه فنی شدیم برای تا اسفند 90.
با خودم گفتم که چی بشه این همه دویدن ها؟ ها؟
اون وقتش رفتم انقلاب چند تا کتاب انگلیسی که اینترنتی خریده ام پرینت بگیرم و جلد بزنم و برسانم دست چند مترجم که آماده هستند برای کار. نشان به آن نشان که 10 تا کتاب درست چهار ساعت وقتم را در پرینت و صحافی و ... گرفت. که چی بشه؟ که کتاب های زیادتری به فرهنگ لابد بیفزایم.آمین!
بعد که رسیدم به دفتر آموت، ساعت شده بود 4:30 بعدازظهر. روی پیشانی ام ورم را حس می کردم، تب را می زدم، گلویم خشک بود. نه صبحانه و نه نهار و فقط زرت و زرت سیگار.
باز آقا موبایله شروع کرد به اعلام یادآور: «شب خیام - خیابان ویلا - پارک ورشو - باشگاه شهریاران جوان»
از یه طرف از خستگی داشتم می مُردم و از یه سر، چهار تا کتاب باید از حروفچینی می آمد و می فرستم برای مجوز و از یه سر، سه کارتن کتاب باید می رفت به ترمینال جنوب و ... از یه طرف ... بی خیال همه چیز شدم و درها را قفل کردم و رفتم سمت خیام:
جامی است که عقل آفرین می زندش
صد بوسه مهر بر جبین می زندش
این كوزه گر دهر چنین جام لطیف
می سازد و باز بر زمین می زندش


علی دهباشی - شب خیام - هفتاد و هفتمین شب از شب های بخارا
باشگاه شهریاران جوان - پارک ورشو - خیابان ویلا - دوشنبه 9 اسفند 89

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
بخارا منتشر شد
شماره‌های77 و 78 مجله بخارا در یک مجلد و 720 صفحه منتشر شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، در شماره اخیر این نشریه علاوه بر جشن‌نامه ژاله آموزگار مطالبی در زمینه‌های اندیشه، نقد ادبی، زبانشناسی، ایرانشناسی، گزارش و بررسی و نقد کتاب به چاپ رسیده است.
از نویسندگان، مترجمان و شاعرانی که آثارشان در شماره اخیر بخارا منتشر شده می‌توان به بهرام بیضایی، هوشنگ کاوسی، عزت الله فولادوند، محمدرضا شفیعی کدکنی، حسن انوری، مینو مشیری، داریوش آشوری، بهاءِالدین خرمشاهی، سیمین بهبهانی، پرویز دوایی و علی عبداللهی اشاره کرد.
زبانهای باستانی و ادیان آسمانی (گفتگو با دکتر ژاله آموزگار)، درآمدهای جنبی روزنامه‌نگاران قدیم، سیاست و فرهنگ روزگار صفوی و ساختارشناسی فعلهای فارسی از جمله مطالب خواندنی این نشریه محسوب می‌شوند.

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
شب «فردريك شوپن» برگزار شد

شب فردریک شوپن عصر روز پنج شنبه 6 آبان ماه 1389 با همکاری مجلۀ بخارا و سفارت لهستان در ایران در محل کنسرواتور تهران و با سخنرانی یولیوش گویوو ( سفیر لهستان)، کشیشنف دیدو ، بهزاد معافی، امیر صراف ، علی دهباشی و اجرای قطعاتی از آثار شوپن برگزار شد.
در آغاز مراسم علی دهباشی، مدیر مجله بخارا گفت : امسال را موسیقی دوستان و موسیقی شناسان جهان به عنوان دویستمین سالگرد تولد فردریک شوپن در سراسر جهان جشن گرفته اند و می گیرند و بسیاری از شهرهای جهان میزبانِ گروه های موسیقی شده اند و نوازندگان قطعات شوپن را در سراسر جهان نواخته اند. آغاز جشن دویستمین سالگرد شوپن در زادگاهش لهستان بود و پس از آن در دیگر کشورهای جهان، همچون اتریش، فرانسه، انگلستان جشن های بسیار برگزار شده و حتی این جشن ها تا خاور دور، چین و ژاپن هم رسیده است ... ادامه گزارش

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
بخارا منتشر شد؛ ویژه سیمین دانشور

شماره 75 مجله بخارا با تصویری از سیمین دانشور منتشر شد.
جشن نامه سیمین دانشور بخش اصلی شماره جدید بخارا با سردبیری «علی دهباشی» را شامل می شود.
نشسته در كُنج بنبست ارض/ علی دهباشی، سالشمار دكتر سیمین دانشور/ مهناز عبداللهی ، کتابشناسی سیمین دانشور/ ناهید حبیبی آزاد، مرگ رویا/ سیمین دانشور ، خواهرم سیمین/ ویکتوریا دانشور، بانوی قصهی ایران/ سیمین بهبهانی، دیدار در جزیره/ سیمین بهبهانی ، سووشون/ سیمین بهبهانی، چه اتفاق مبارکی برای سیمین دانشور/ دكتر حورا یاوری، بزرگبانوی داستانسرای فارسی/ دكتر محمدرضا قانونپرور، علمالجمال و جمال در ادبیات فارسی/ دکتر مسعود جعفری ، سیمین دانشور از نگاه ... بخشی از مطالب این جشن نامه هستند.

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
دکتر مرتضوی هم رفت | علی دهباشی

امروز چهارشنبه 9 تیرماه 1389 ( 30 ژوئن 2010) ساعت 30/11 دقیقه، دکتر منوچهر مرتضوی در منزل خود در تبریز درگذشت. دکتر مرتضوی در سی سال اخیر خانه نشین بود.
دکتر مرتضوی در اول تیرماه 1308 در محلۀ شسگلان تبریز متولد شد. پدرش حاج سید ابراهیم آقا مرتضوی از مردان خوشنام شهر تبریز بود.
منوچهر مرتضوی تحصیلات ابتدایی را در دبستان فیوضات تبریز گذراند و مقارن سال 1318 تحصیلات متوسطه را در دبیرستان فیروز بهرام تهران آغاز کرد و در سال 1325 وارد دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران شد. در دانشکدۀ ادبیات از کلاس درس استادانی همچون : ملک الشعرای بهار، بدیع الزمان فروزانفر ، سعید نفیسی ، مجتبی مینوی، محمد تقی مدرس رضوی و ابراهیم پورداود بهره مند شد. در سال 1329 لیسانس گرفت و در سال 1337 از رسالۀ دکترای خود (اوضاع ادبی آذربایجان در عصر ایلخانان) دفاع کرد و از سال 1332 تدریس در دانشگاه تبریز را آغاز کرده بود.
دکتر مرتضوی طی سال های تدریس به عضویت انجمن آسیایی دانشگاه سوربن درآمد و با لوئی ماسینون جلسات مباحثه و سخنرانی داشت. در سال 1344 اولین چاپ کتاب « مکتب حافظ یا مقدمه بر حافظ شناسی » را منتشر کرد. این کتاب پس از گذشت چندین دهه هنوز از کتابهای مورد بحث و مرجع در زمینۀ شناخت حافظ است. کتاب دیگر دکتر مرتضوی « مسائل عصر ایلخانان» بود که در سال 1370 با تجدید نظر منتشر شد. کتابهای « زبان دیرین آذربایجان»، «فردوسی و شاهنامه » از دیگر آثار دکتر مرتضوی است که در سالهای اخیر منتشر شدند.
دکتر مرتضوی در سال 1356 بنا به درخواست اکثریت استادان و دانشجویان به ریاست دانشگاه تبریز رسید و یکسال بعد در 1357 در پی حمله به دانشجویان استعفاء داد.
یکی از زمینه های ذوقی ادبی دکتر مرتضوی جنبۀ شاعری اوست که مجموعه شعر « چراغ نیمه مرده » است که در سال 1333 منتشر شد.
دکتر مرتضوی علاوه بر کتابهایی که اشاره کردیم مقالات بسیاری در مجلات ادبی معتبر منتشر کرده است. از آن جمله : « تأثر حافظ از سعدی» ، « تحلیل یکی از تمثیلات مثنوی» ، « دانش و دانشگاه در آذربایجان» و دهها مقالۀ دیگر.
پیکر او روز یکشنبه 13 تیر ماه (4 جولای ) با حضور تنها فرزندش و جمعی از ادبیان و استادان دانشگاه، در تبریز به خاک سپرده خواهد شد.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
شب‌های بخارا؛ شب اینیاتسیو سیلونه
مراسم شب اینیاتسیو سیلونه که شصت و ششمین شب از شب های بخارا محسوب می شود در مدرسۀ ایتالیایی ها ( مدرسۀ پیتر دلاواله) در عصر پنجشنبه بیستم خرداد ماه 1389 با حضور سفیر ایتالیا و دانشجویان و استادان رشتۀ زبان و ادبیات ایتالیایی برگزار شد.
مراسم با خیرمقدم علی دهباشی آغاز شد. سپس سفیر ایتالیا آلبرتوبراداینی دربارۀ جایگاه سیلونه در ادبیات ایتالیا سخنرانی کرد که توسط دکتر بیت جم به فارسی ترجمه شد. سخنران بعدی پروفسور کارلوج چرتی بود که دربارۀ اینیاتسیو سیلونه و « ابروتزو» صحبت کرد . در بخش دیگر شب سیلونه دو سخنرانی به یاد مهدی سحابی که سه کتاب از سیلونه را از زبان ایتالیایی ترجمه کرده است ارائه شد. ابتدا منوچهر افسری دربارۀ اهمیت مهدی سحابی در ترجمۀ آثار ادبیات ایتالیا سخن گفت. سپس رضا قیصریه ضمن تجلیل از مهدی سحابی دربارۀ ماهیت ترجمه سخنرانی کرد.
پس از قیصریه آنتونیا شرکاء دربارۀ « فونتاماری سیلونه و فونتاماری لیتزانی : از رمان به فیلم» سخن گفت که در باب فیلم فونتامارا و رابطۀ ادبیات و سینما در آثار سینما بود. آخرین سخنران علی دهباشی بود که دربارۀ « سیلونه در زبان فارسی » سخنرانی کرد.
بخش پایانی شب سیلونه به نمایش فیلم مستند « یک ساعت با سیلونه» اختصاص یافت که کانال دو تلویزیون ایتالیا تهیه کنندۀ آن بود.

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
شناختنامه آنا آخماتووا
شناختنامه آنا آخماتووا در 742 صفحه به کوشش علی دهباشی توسط نشر کتاب نیک روانه بازار نشر می‌شود.
دهباشی در مقدمه این کتاب می نویسد: «پس از انتشار ویژه‌نامه بخارا دربار‌ه زندگی شاعر نامدار روس اوسیپ ماندلشتام ( شمار‌ه 49، بهار 1385) و برگزاری شبی به یاد او در اردیبهشت 1385، و ویژه‌نامه آنا آخماتووا شاعر‌ه بزرگ روس ( شمار‌ه 61) و برگزاری شبی برای او در سالروز تولدش، اینک شناختنامه آنا آخماتووا را با افزودن مطالب جدیدی به آن تقدیم خوانندگان عزیز می‌کنیم.»
یادداشتی دربار‌ه این مجموعه ـ علی دهباشی ، سالشمار و زندگی آنا آخماتووا ، زندگی من ـ ترجمه احمد پوری ،آنا آخماتووا ـ یوسیف برودسکی ، ترجم‌ه محبوبه مهاجر ، آخماتووا ـ سام درایور ، ترجمه محمد مختاری ، خاطراتی از آنا آخماتووا ، خاطراتی از آنا آخماتووا ـ فرزانه قوجلو ، مردم روسیه و شعرـ لیدیا چوکفسکایا، ترجه ناهید طباطبایی، مرگ مجازات ترس است! لیدیا چوکفسکایا، ترجم‌ه لاله خاکپور، دیدار با آنا آخماتووا و... بخش هایی از این کتاب هستند.

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
شناخت نامۀ ایتالو کالوینو | علی دهباشی
به دنبال انتشار کتابهای : « شناخت نامۀ ویرجینیا وولف» و « شناخت نامۀ رابیندرانات تاگور» از سوی علی دهباشی، کتاب «شناخت نامۀ ایتالو کالوینو» به بازار کتاب عرضه می شود.
ایتالو کالوینو نویسنده ای است تأمل برانگیز و چند وجهی. نمی توان با او آشنا شد و به این آشنایی عمق نبخشید. همچنین نمی توان تنها به یک اثر از او اکتفا کرد.
شناخت نامۀ ایتالو کالوینو یکی از یادگارهای شب های بخارا است. در ترجمۀ مقالات شناخت نامۀ ایتالو کالوینو مترجمانی همچون : رضا سید حسینی، مهدی سحابی، حورا یاوری، ترانه یلدا، بهمن محصص، خجسته کیهان ، آنتونیا شرکاء ، افشین معاصر، امیر مهدی حقیقت، گلبرگ برزین، نیلوفر ذکاوت ، ع.روح بخشان و ... شرکت کردند.
« شناخت نامۀ ایتالو کالوینو» شامل مباحثی در طی مقالات متعدد در شناخت آثار کالوینو ، ترجمه پنج گفتگو با کالوینو و نمونه هایی از آثار داستانی و مقالات کالوینو است. همچنین آلبوم عکسی از دوران های گوناگون زندگی کالوینو در این کتاب آمده است.
و کوتاه آنکه « شناخت نامۀ ایتالو کالوینو» شامل بیست مقاله دربارۀ کالوینو و آثارش، ده اثر از نوشته های او و پنج گفتگو ، کتابشناسی، زندگی نامه و عکس هایی از این نویسندۀ منحصر به فرد است.
« شناخت نامۀ ایتالو کالوینو» در 342 صفحه از سوی انتشارت کتاب خورشید هفته آینده به بازار کتاب عرضه می شود.

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«بخارا»ي نوروزي
شماره نوروزی بخارا به همراه 41 شعر منتشرنشده از شفيعي کدکني منتشر می شود.
شماره 74 مجله‌ي بخارا در 770 صفحه با اين مطالب همراه است: يادداشت سردبير: يادگارهاي نوروزي دکتر شفيعي کدکني به قلمرو شعر فارسي / علي دهباشي؛ 41 شعر از شفيعي کدکني: اين روزها بهار و بنفشه.../ دکتر محمدرضا شفيعي کدکني؛ فلسفه: آزادي / آيزايا برلين / دکتر عزت‌الله فولادوند؛ فرهنگ: گزارش مراسم اهداي جايزه به دکتر داريوش شايگان / ترانه مسکوب؛ در ستايش داريوش شايگان / هانس کولر/ فرزاد حاجي ميرزايي؛ زمينه‌هاي فکري طرح گفت‌وگوي تمدن‌ها / داريوش شايگان / فرزاد حاجي ميرزايي؛ گفتمان غرب‌زدگي / داريوش آشوري؛ زبان‌شناسي: اهميت استنباط در درک زبان / دکتر محمدرضا باطني. ... ادامه

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
نوروز به روایت «علی دهباشی»
کتاب « نوروز» به کوشش علی دهباشی در هزار و یکصد و چهل صفحه از سوی نشر افکار منتشر شد.
کتاب « نوروز» که در واقع دایره العمارف پژوهشی دربارۀ آیین ها و جشن های نوروز است در دوازده فصل تنظیم شده و دارای مباحثی است دربارۀ : 1- فلسفه نوروز 2- آیین ها و رسوم نوروز 3-نوروز در ایران باستان 4- نوروز و اسطوره ها 5- نوروز در تاریخ 6- هفت سین 7 سیزده به در 8 = نوروز در مناطق مختلف ایران 9- نوروز در کشورهای دیگر 10- نوروز در متون کلاسیک ادبیات فارسی 11- نوروز در سفرنامه ها 12 – اشعار نوروزی از سعدی تا ضیاء موحد .
در کتاب « نوروز» نویسندگان و استادان برجسته ای مقالاتشان منتشر شده است . از جمله می توان به شخصیت هایی همچون : غلامحسین یوسفی ـ مهرداد بهار ـ محمد معین ـ ژاله آموزگار ـ جلیل دوستخواه ـ مجتبی مینوی ـ حبیب یغمایی ـ عبدالحسین زرین کوب ـ انجوی شیرازی ـ جعفر شهری ـ محمود روح الامینی ـ ثمین باغچه بان ـ کیکاووس جهانداری ـ فریدون مشیری ـ نادر نادرپور ـ سیاوش کسرایی ـ محیط طباطبایی ـ پرویز رجبی و ....
در کتاب « نوروز» از جمله به مراسم و آیین های نوروزی در بخارا، سمرقند ، آذربایجان، هند، بدخشان، پاکستان و چند کشور دیگر پرداخته شده است.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
شناختنامۀ تاگور منتشر شد
شناخت نامه تاکور به کوشش علی دهباشی منتشر شد.
این شناختنامه در 560 صفحه به وسیله نشر نیکا روانه بازار کتاب شد
در این یادنامه موضوعات گوناگونی مورد بحث قرار گرفت است :
• سیری در زندگی تاگور
• اندیشه و فلسفۀ تاگور
• فلسفۀ آموزش تاگور
• تاگور و سروده هایش
• نقد سروده های تاگور
• تاگور و جایزۀ نوبل
• سفرهای تاگور
• داستان های کوتاه تاگور
• نقد داستان های تاگور
• گفتگوهای تاگور
• نامه های تاگور
• تاگور نقاش
از گروه نویسندگان و مترجمانی که علی دهباشی را در این مجموعه یاری کرده اند می توان از : فتح الله مجتبایی، سعید فیروزآبادی، محمد گلبن، ع.پاشایی، خسرو ناقد، صفدر تقی زاده، سروش حبیبی، مهشید نونهالی، دکتر محمود حسینی زاد، علی خضرایی فر، حسن کامشاد، هرمز همایون پور، لاله خاکپور، روحی افسر، رضا سیدحسینی، افشین معاصر و چند تن دیگر نام برد.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
در رثاي سهراب دهخدا | علي دهباشي
سهراب دهخدا نام مستعار مهدي سحابي بود كه يكي دو كتاب و چندين مقاله را با همين نام مستعار به چاپ رساند.

اگر از آناني كه او را ديده بودند، از حد يكي دو جلسه تا دوستان ديرينش، بپرسيد آيا هرگز تصوري از خاموشي او به ذهنشان متبادر شده باشد؟ پاسخ همگي بلااستثنا منفي است. آن چنان بود كه جز زندگي هيچ تصوري از او نمي ‌شد داشت. مردي كه همواره خدنگ مي‌ ايستاد و محكم گام برمي داشت كه حاكي از سلامت جسمي او بود. اگر گاهي از دور و نزديك، از كسي كه او را نمي شناخت، مي پرسيدي چه كسي را ماند؟ قطعاٌ مي شنيدي كه او را ورزشكاري مي دانست كه با متانت و اطمينان گام برمي دارد. هرگز كسي ناليدن او را نشنيد، نه از روزگار و نه از چيزي ديگر و نه از شخصي. اگر درد و غصه داشت ،كه حتماٌ داشت، آنقدر بزرگ بود كه در چشمان هشيار و مهربانش عميق كه مي شدي شايد آن را حس مي كردي. درد او به نگاه عميقي بدل مي شد كه او را هر روز از بطن سياست زده و روزآمد ما قلم بدستان دورتر مي كرد. او راه حل را بسي پيچيده تر و در عين حال ساده تر مي دانست. به اين نتيجه رسيده بود كه قبل از هر كار و هر حرف و سخني « هر كس هر كاري كه در دست دارد درست انجام بدهد.» و خودش نمونه اين رفتار بود و هميشه اينطور بوده است.

به گذشته برگرديم. در كار روزنامه نگاريش كه در زندگي او دوره اي است خاص، آنها كه با او كار كردند و همكار او بودند بايد بيايند بگويند و بنويسند كه چگونه بود. بر اساس آنچه از اين دوره از زندگي او باقي مانده، در اينجا فقط بارزترينش را يادآوري مي كنم. نشرية « پيروزي» يكي از اين كارها بود كه گرچه عمر اين نشريه كوتاه بود اما همان چند شماره را كه تورقي كنيد سراسر انتظام و كار حرفه اي حاكم بر تك تك مقالات و تحليل ها را مي بينيد. و پس از گذشت بيش از دو دهه خواندني است.

در يك دوره ناگهان صحنه عمل اجتماعي را براي هميشه ترك كرد. با آن صداقت و آن درك سرشار و واقع بيني ديگر صحنه را جاي بازي نمي ديد. شانه هايش طاقت نياورد. راه را به تنهايي در كاري ديگر ديد. مدتي از او خبري نبود. اما كارها يكي پس از ديگري مي آمد. سراغ دشوارترين رفت : « پروست» روزي به دوستي گفتم كافي است يكبار از روي ترجمه اين رمان عظيم بنويسي ديگر مچ دست و انگشت برايت باقي نمي ماند، چه رسد به آنكه به دنياي گسترده و سيلان ذهني مهمترين نويسنده فرانسه و قرن گذشته قدم بگذاري. سحابي اين كار را كرد و سربلند بيرون آمد. سالها رفقا سكوت كردند و نكوهش كردند كه چرا پس از ترجمة فاديف سراغ اين « پس مانده منحط بورژوازي» رفتي. فاصلة چاپ اول تا دوم رمان نشان مي دهد كه هنوز جامعه فرهنگي از تسلط ايدئولوژي به در نيامده. اما بتدريج حركت خواندن ادبيات جهان و گشودن درهاي ديگر به ذهن و روان كارش را مي كند. دهها مترجم نمونه هايي از آثار درخشان ادبيات جهان را از ناباكوف تا يوسا ترجمه كردند و بحث درباره پروست آغاز شد و كوله بار سنگين سحابي حركت ادبي را آغاز كرد و از پي هم به تجديد چاپ رسيد. آنچه كه او سال هاي بعد انجام داد هر كدام درخشان تر از ديگري بود. او كه به زبان ايتاليايي نيز همچون فرانسوي مسلط بود آثار از آن دنيا را ارمغان آورد. ديگر او بود و تصميمي كه گرفته بود. لحظه اي را به بطالت نمي گذراند. همچنان همچون سال هاي گذشته محكم و استوار راه مي رفت و سنجيده و كوتاه سخن مي گفت.

ما به عنوان « كلك» و بعد « بخارا» مورد توجهش بوديم. حسن ظن او به ما اعتماد و اعتبار مي داد. در كار شب لويي فردينان سلين و ويژه نامه اي كه درآورديم ، بي دريع كمك و سرپرستي مان كرد. هرچند سال ها بود كه ديگر سخنراني نمي كرد و در جمع حاضر نمي شد در مراسم « شب سلين » آمد و با علاقه و خطاب به دوستداران سلين سخن گفت كه چاپ كرديم. بعدها در كار ويژه نامه پروست و بعد كالوينو و بعدتر موراويا. آدمي كه به عقيده بعضي سخت مي نمود و غير قابل دسترس براي آنچه كه حقيقتي مي يافت دريغ نمي كرد. اي كاش مجال بود تا خاطراتي را كه از او دارم مي گفتم تا از خلال آن رفتار و سلوك مردي همچون سحابي بيشتر به تصوير درمي آمد.

در راه اوتاوا به مونترال خبر را شنيدم. گفتم هر كه خبر را داده اشتباهي در كارش پيش آمده. شايد خبر ترجمه كتابي با عنوان « مرگ » را از سحابي قاطي كرده اند و به همراهان گفتم كه از اين گونه تخليط ها بارها شده. آرام شدند و آرام شدم. اما ته دلم چيزي باقي ماند كه رهايم نكرد. و مدام به خودم پاسخ مي دادم كه نه خبر درست نيست. مردي با آن سلامت و صلابت رفتني نبود. اما بزرگا مردا از ميان ما رفت. چگونه باور كنيم؟ پس بايد گفت دست تقدير اين بار از آستين درآمد و مردي را از ما گرفت كه واقعاٌ فقدانش جبران ناشدني است.

اين عكسي را كه ملاحظه مي كنيد يادگار ديدار او از دفتر بخاراست، كه دوست جوان و هنرمندم، كامبيز شافعي آن را گرفت، كه حالا ديگر آن دفتر هم نيست.

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«علي دهباشي» از زبان «دکتر باطنی»
سخنراني علي دهباشي دربارة « كتاب و كتابخواني در ايران معاصر» بنا به دعوت Iranian Association of the University of Toronto در شامگاه ششم نوامبر 2009 ( پانزدهم آبان 1388) انجام شد. پيش از آنكه سردبير بخارا سخن بگويد، دكتر محمد رضا باطني در جايگاه قرار گرفت و علي دهباشي را اين چنين معرفي كرد:

« معرفي آقاي دهباشي كار مشكلي است و اين اشكال از يك طرف ناشي از تنوع كارهايي است كه علي دهباشي انجام داده و مي‌دهد و از طرف ديگر به علت جنبه‌هاي متنوع شخصيت اوست.

آقاي دهباشي دانش‌آموز دابستان بامشاد و دبيرستان دكتر خانعلي بوده و ادامة آموزش خود را در زمينة زبان و ادبيات فارسي زير نظر استاداني چون دكتر غلامحسين يوسفي، دكتر عبدالحسين زرين كوب، دكتر جلال خالقي مطلق و انجوي شيرازي ادامه داده است.

به گفتة خودش از زماني كه خود را شناخته لاي كتاب و مجله بزرگ شده است. نخستين بار در حدود 25 سال پيش در دفتر مجلة آدينه با او آشنا شدم. آقاي دهباشي در دفتر مجلة آدينه كار مي‌كرد و من براي دادن مقاله و غلط‌گيري به دفتر مجله مي‌رفتم. يك روز در ضمن صحبت گفت : " به زودي مي‌خواهم دست به كاري بزنم." امروز مي‌فهمم كاري كه مي‌خواست به آن دست بزند چه بود. او مي‌خواست نام خود را به عنوان يك ايران‌شناس درجه يك، يك ژورناليست طراز اول، يك چهرة ماندگار در زبان و ادب فارسي و يك كارشناس بي‌نظير در علم رجال در تاريخ ايران به ثبت برساند. و شما قول من را بپذيريد كه علي دهباشي در همة اين زمينه‌ها كامياب بوده است.

آقاي دهباشي طي يازده‌سال هفتاد و يك شماره از مجلة بخارا را منتشر كرده است. هر يك از شماره‌هاي بخارا گنجينه‌اي است از مقاله‌هاي فلسفي، ايران‌شناسي، شعر، گزارش و ديگر چيزهايي كه هر علاقه‌مند به زبان و ادبيات و فرهنگ را سرشار مي‌سازد.

آقاي دهباشي پيش از بخارا، هفت سال سردبير مجلة "كلك " بود. نام دهباشي پشت جلد بيش از شصت كتاب به عنوان مؤلف، مصحح و گردآورنده ديده مي‌شود. دهباشي براي بسياري از رفتگان يادنامه منتشر كرده و براي بسياري از زندگان جشن‌نامه تدارك ديده و براي بسياري از چهره‌ها شب‌هاي خاص تجليل ترتيب داده است.

آقاي دهباشي برنامه‌ريز(Organizer) است. درجه يك. شخصي است آرام، دلنشين و خوش صحبت. شخصيتي قوي دارد كه به او "نه" نمي‌توان گفت.

آنچه بيش از هر چيزي علي دهباشي را براي من بزرگ مي‌كند اين است كه او تجسم استقامت، تلاش، بردباري، اميد و اراده است. علي دهباشي مردي است فرهيخته كه همة ايرانيان فرهنگ دوست وامدار تلاش‌هاي شبانه‌روزي او هستند. درود بر علي دهباشي.»

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
یک کتاب؛ یک فیلم
زن نازنین
مجموعه داستان
لاله برزگر

نشر ثالث
153 صفحه
چاپ اول 1388
1100 نسخه
3200 تومان

کتاب حاضر، مجموعه‏ای است از بیست و یک داستان کوتاه که تقریباً سیر هفت ساله داستان نویسی لاله برزگر را از زمان شروع آن از کلاس‏های داستان نویسی جمال میرصادقی در سال 1378 تا1385 نشان می دهد.

لاله برزگر، متولد 1359 در رشته کارگردانی سینما تحصیل کرده و در حال حاضر جدا از فیلمسازی در عرصه داستان نویسی نیز فعالیت دارد.

فیلم «بخارای من» درباره سیر انتشار مجله بخارا و روال کاری «علی دهباشی» سردبیر این مجله، از جمله فیلم های برزگر است که تاکنون در جشنواره های مختلف داخلی و خارجی به نمایش درآمده و توانسته چند جایزه را از آن خود سازد.

Labels: , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«فردوسی» در کانون زرتشتیان
کانون دانشجویان زرتشتی عصر روز پنجشنبه،31/2/88، در بزرگداشت فردوسی شاعر بزرگ و حماسه سرای نامی ایران میزبان نویسندگان و محققان بزرگ بود.

پس از قرائت نیایش " گاتاها" ، رادمان خورشید دبیرکانون دانشجویان زرتشتی چنين آغاز كرد: « به یاری اهورامزدا، ضمن سپاس از حضور شما به مناسبت گرامی داشت فردوسی و ضمن عرض تشکر از بزرگانی چون دکترجلال خالقی مطلق که یکی از بزرگترین شاهنامه شناسان ایران و جهان اند، سرکار خانم توران بهرامی، جناب آقای علی دهباشی و ریاست انجمن زرتشتیان و نماینده زرتشتیان، مراتب سپاس خود را از انجمن دانشجویان که برای برگزاری این برنامه تلاش نمودند، ابراز می دارم».

سپس در ادامه برنامه دکتر رستم خسرویانی، فرنشین انجمن زرتشتیان تهران، نیز چند دقیقه ای به صحبت پرداخت: « به نام یزدان پاک. با درود به روان پاک جان باختگان میهن و با درود به روان پاک بزرگ مرد تاریخ ادب پارسی، فردوسی بزرگ و با درود برشما که دعوت ما را پذیرفتید وبه این جمع صمیمی آمدید. من کوچکترازآن هستم که درحضوراساتید بخواهم سخن بگویم، می دانیم که فردوسی کسی است که زبان فارسی را زنده کرد و باعث جاودانگی فرهنگ ما شد. سازمان یونسکو بزرگداشتی را به مناسبت فردوسی در روزهای 25و26 اردیبهشت برگزارنمود. همواره برای شاعران ما وکسانی که دستی برادب فارسی داشتند، یک روز را به بزرگداشت اختصاص می دادند اما برای فردوسی دو روز بزرگداشت گرفته اند و این مایه بسی فخراست و مباهات ... ادامه گزارش

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
دکترجلال خالقی مطلق در بخارا
اساس کار بر مبنای آن نسخی بود که دشوارتر بوده و به عقیده من هر چه نسخ دشوارتر را انتخاب کنیم به متن اصلی نزدیکتر می شویم. چون کاتبان متن را ساده می کنند نه این که آن را کهن تر نمایند و لذا باید دانست که کدام نسخ دشوارتر است. چنین شیوه تصحیحی ممکن است در نسخ قدیمی تر معتبر باشد زیرا که متون کهن همه آنچه که ضبط شده را انتقال نمی دهند و این چنین شیوه ای نیاز به توضیح دارد و این وظیفه مصحح است نسبت به خوانندگان ... گزارش کامل

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
دكتر انورخامه اي در بخارا
هدايت از جهات روحي دوگانه بود. يا بهتر است بگويم كه كاملاٌ حالات متفاوت و حتي متضاد داشت. به اين صورت كه يا با اشخاص سرلطف بود يا اينكه سرغضب. وقتي كه شوخ بود و سرحال مي گفت و مي خنديد و مي خنداند. و با طنز خودش اينكه مي گويم مال خودش بود. طنزش شبيه كسي نبود. آدم ها را درست و حسابي مي چزاند. مثلاٌ يادم هست تا مي رسيديم مي گفت « بن جول موسيو.» از ديگر نكته گويي هايش مثلاٌ به جاي اينكه چيزي نوشتم مي گفتم « سرقدم رفتيم.» يا مثلاٌ دربارة درآمد خودش يا دوستان ديگر مي گفت « از كد سيار و عرق زهار بدست آورده اند.»
ديگر اينكه وقتي پا مي شد كه برود خانه مي گفت « سر مي گه برو، ته مي گه بشين.» ولي به جاي ته اصطلاح عوامانه تري به كار مي برد. به كلاه شاپوي خودش مي گفت « جقه» گاهي هم كار لودگي او با اطرافيان به جاهاي باريك مي كشيد و كار بالا مي گرفت.
دربارة شيوة داستان نويسي هدايت از خامه اي سئوال شد كه به تفصيل جواب داد ... گزارش کامل

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com