تادانه

نقد و بررسي ادبيات داستاني قزوين

حسن لطفی، داستان‌نویس و فیلمساز

همزمان با هفته کتاب در جلسه ای با حضور حسن لطفی نویسنده و فیلمساز ساکن قزوین و دوستداران كتاب و فرهنگ و ادب به خصوص داستان‌نويسان و هنرمندان قزوين، در سالن كتابخانه‌ي عارف "ادبیات داستانی قزوین"برسی شد.
در اين جلسه كه با همت كانون ادبي اداره‌ي كل كتابخانه‌ها و كتابداران كتابخانه‌ي عارف برگزار شد، حسن لطفی جریان داستان نویسی قزوین را به سه دوره تقسیم کرد.
دوره اول در سالهای قبل از انقلاب شکل گرفته و از نویسندگان این دوره می توان جواد مجابی، علی اصغر حاج سید جوادی و مرحوم مهدی سحابی و زنده‌یاد هادی بابا گیلک را نام برد. ویژه‌گی بارز نویسندگان نسل اول مهاجرت به پایتخت و فعالیت های مطبوعاتی آنهابود.
جواد مجابی که علاوه بر داستان در زمینه شعر و نقاشی و نقد نیز فعال بود در سال‌های مختلف دوران‌های زندگی‌اش داستان‌های زیادی را به چاپ رسانده که از آن جمله می‌توانیم به "من و ایوب و غروب"، "کتیبه"، "جیم" و "پسرک چسم آبی"را نام برد.
مهدی سحابی نیز اگر چه فارغ‌التحصیل سینما بود امادر سال‌های آغازین فعالیت خود بیشتر در زمینه نقد فیلم و ترجمه فعالیت کرد البته ترجمه‌های مطرح او در سال‌های پس از انقلاب چاپ شد . او دو رمان چاپ شده نیز در سال‌های اخیر دارد با نام‌های ناگهان سیلاب و پیچک باغ کاغذی.
لطفی این دو نویسنده را جزو مفاخر قزوین دانست که متاسفانه در زادگاه‌شان آنچنان که باید قدرشان را ندانسته اند.
نویسنده مجموعه داستان روایت دوم روش و نحوه عمل هادی بابا گیلک را طور دیگری دانست و اظهار داشت: بابا گیلک که تا چهل سالگی بیسواد بود پس از با سواد شدن شروع به نوشتن داستان میکند و در دو کتابی که با نامهای چهل سال بیسوادی و تابستان تفرقه زدگان نوشته آنقدر خوب قدر واژه ها را دانسته که محمود گلابدره یی از او به نام بابای نویسندگان ایران یاد میکند.
حسن لطفی نسل دوم داستانویسی قزوین را شامل داستانویسانی ذکر کرد که با آغاز انتشار هفته نامه ولایت قزوین و انجمن سینمای جوانان دفتر قزوین فعالیت خود را آغاز کردند و نويسندگاني چون محمد حسيني، يوسف عليخاني، محسن فرجي، علي قانع، منوچهر رضايي، مهدي خليلي، ابراهيم ميرقاسمي، محمد نجف پور جعفر نصیری شهرکی، فریبا معافی غفاری ، پروانه زاغ‌زیان ، ذبیح اله رحمانی، ابوالفضل طاهرخانی، ارژنگ تورانی و. . . را در برمی‌گیرند.
در این میان مهدی خلیلی با کتاب ننه صفیه و علی کاکاوند با کتاب سفر به شهر میلاد اولین نویسندگانی هستند که کتاب چاپ کردند.
این نویسنده و فیلمساز قزوینی در ادامه با اشاره به آثار یوسف علیخانی، علی قانع، محمد حسینی و محسن فرجی این چهار نویسنده را از موفق‌ترین نویسندگان ادبیات داستانی نسل جدید داستان‌نویسی ایران در سال‌های اخیر دانست.
وی سپس با اشاره به روند رو به رشد این نویسندگان، یوسف علیخانی را نویسنده‌ای با رویکرد به فضاهای بومی دانست که با انتشار سه مجموعه داستان خود ضمن خلق فضاهایی داستانی به رمز و راز موجود در منطقه الموت پرداخته است . این نویسنده توانمند در سال‌های اخیری جوایز معتبری را به خود اختصاص داده است. لطفی، سخت‌کوشی و پیگیری مجدانه علیخانی در دستیابی به داستان‌هایی قابل قبول را از دیگر ویژه‌گی‌های این نویسنده دانست.
سازنده فیلم "بودن یا نبودن" در باره آثارمحمد حسینی نیز چنین گفت: محمد حسینی با نثری تاثیر گذار و زبانی صیقل یافته وبا بیانی مدرن داستانهای خود را نوشته و توانسته توجه بسیاری از منتقدین ادبیات داستانی را بخود جلب نمایید. او در رمان آبی تر از گناه توانسته به خلق فضایی برسد که راز و داستان و کشش را با هم در خود دارد.
در اين نشست، حسن لطفي جریان حال حاضر داستان‌نويسي در قزوين را مناسب شمرد و استعدادهاي جواني را در این شهر معرفی نمود که در آینده «داستان‌نويسي» قزوین را پیش خواهند برد. مهری رحیم‌زاده، امیر جلالیان، سمیه زاجکانی، بی‌تا دارابی، فاطمه شریف‌نژاد، لیلا روغن‌گیر، کوثر شیخی، گیتی باقری، مهسا جباری، گل‌اندام صفری، احسان هنرمندنیا و . . . . آينده‌‌اي نزديك به رشد و تعالي بيشتر مي‌رسند.
سازنده فیلم "پسرک چشم آبی" کاندیدا شدن رمان "دیدا" نوشته ابراهیم میرقاسمی برای جایزه جلال آل احمد را نشانه حرکت رو به رشد ادبیات داستانی نویسندگان قزوینی دانست و از ابراهیم میرقاسمی تجلیل کرد.
لطفي اين گونه نشست‌ها در كتابخانه‌ها و نقد و بررسي كتاب‌هاي چاپ شده‌ي استان قزوين بخصوص در زمينه‌ي «ادبيات داستاني» را حركتي مثبت در تشويق اعضا و مراجعين و علاقمندان به كتاب دانست.
در اين جلسه مجري برنامه به حوزه‌ي ادبيات داستاني‌ اشاره كرد كه همواره در اين شهر مظلوم واقع شده و كتاب قصه‌هاي مينودري كه داستان‌هاي چاپ شده‌ي حوزه هنري (در كارگاه داستان‌نويسي است) را رونمايي كرده و داستان‌هاي حسن لطفي و علي قانع به حاضرين معرفي شد.
در آخر جلسه از تعدادي از داستان‌نويسان و هنرمنداني كه در جلسه حضور داشتند با اهداي «كتاب» تقدير به عمل آمد.








کتابخانه عارف قزوین - آبان 1390

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«بودن یا نبودن» در سینما حقیقت

علی دهباشی - حسن لطفی

فیلم مستند نیمه بلند «بودن یا نبودن» در پنچمین جشنواره بین‌المللی سینما حقیقت به نمایش در می آید.
این فیلم که ساخته «حسن لطفی» فیلمساز و نویسنده ساکن قزوین است روایتگر بخش‌هایی ناگفته‌ای از زندگی و شخصیت و آثار «علی دهباشی» محقق نویسنده و سردبیر نشریه فرهنگی بخاراست.
ساخت این فیلم که همزمان با رخدادی سخت برای علی دهباشی آغاز شد، 5 سال به طول انجامید و گذشته از نمایش‌های خصوصی، این اولین نمایش رسمی فیلم است.
در فیلم بودن یا نبودن هنرمندانی همچون عزت اله انتظامی، جمشید مشایخی، محمدعلی کشاورز، پری صابری، پری زنگنه و اندیشمندانی همچون جلال ستاری و بهاءالدین خرمشاهی نیز حضور دارند و از علی دهباشی سخن گفته اند.
عوامل سازنده بودن یا نبودن عبارتند از:
کارگردان و تهیه کننده:حسن لطفی
مشاوران کارگردان: محمد حسینی و یوسف علیخانی
تدوین و صدا گذاری: سید مهدی حسن زاده حسینی
تصویر برداران: محمد عاشقی و مهدی ترکان
موسیقی متن:مسعود سخاوت دوست
تیتراژ:حمید تقوی

حسن لطفی نویسنده کتاب‌های مجموعه داستان «روایت دوم» و «درس‌هایی درباره فیلمنامه نویسی» فارغ التحصیل سینما از مرکزاسلامی آموزش فیلمسازی است. لطفی که فیلمسازی را از سال 1365 آغاز کرده، برنده جوایزی از جشنواره های سراسری سینما جوانان، وحدت و استانی است. این فیلمساز همچنین فیلم مستند «پسرک چشم آبی» را آماده نمایش دارد که به زندگی و آثار «جواد مجابی» نویسنده و نقاش صاحب نام می پردازد و در آن بزرگانی همچون محمود دولت آبادی، سیمین بهبهانی، محمد علی سپانلو و....حضور دارند.
جشنواره سینما حقیقت از تاریخ 16 تا 21 آبان ماه در سینماهای فلسطین و سپیده به نمایش آثار مستند منتخب خود میپردازد.

فیلم «بودن یا نبودن» ساخته حسن لطفی دو نمایش در سینما فلسطین دارد که اولین نوبت آن ساعت 14:30 روز دوشنبه است.


علی دهباشی در فیلم بودن یا نبودن - ساخته حسن لطفی


عزت‌الله انتظامی


جمشید مشایخی


پری زنگنه





Labels: , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«ليلي و مجنون» به روایت «حسن لطفی»
حسن لطفي در مجموعه «يكي بود يكي نبود» كه به زودي توسط نشر كتاب پارسه منتشر مي‌شود بازنويسي «ليلي و مجنون» را بر عهده داشته. وي معتقد است آثار كلاسيك ظرف زماني ندارند و در هر برهه‌اي قابل استفاده اند؛ تنها زبان اين آثار نيازمند تغيير است.

لطفي در گفت‌و‌گو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) در توضيح انگيزه‌اش از انتخاب اين كتاب گفت: مي‌توانم بگويم من كتاب را انتخاب نكردم؛ بلكه اين كتاب بود كه مرا انتخاب كرد. يوسف عليخاني پيشنهاد كلي را مطرح كرد و من از او خواستم تا با توجه به شناختي كه از من دارد به انتخاب خودش بازنويسي يكي از آثار كلاسيك را بر عهده من بگذارد. عليخاني نيز «ليلي و مجنون» نظامي گنجوي را به من سپرد.

وي درباره ويژگي‌ها و قابليت‌هايي كه «ليلي و مجنون» براي بازنويسي داشته، افزود: «ليلي و مجنون» مثنوي سوم «پنج گنج» نظامي از داستان‌هاي قديم اعراب است كه بارها در كتاب‌هاي قديم عربي به آن‌ اشاره شده و نظامي در اين اثر ابداعات خاص خود را به اجرا درآورده است. با توجه به زمان نگارش اين كتاب و ساير آثار كلاسيك، با دقت در اين آثار متوجه مي‌شويم كه از نظر بار دراماتيكي خيلي پيش نرفته‌ايم؛ البته اين امر بدان معناست كه آثار كهن از بار دراماتيكي بسيار قدرتمندي برخوردار هستند.

اين نويسنده در بازنويسي از تصحيح بديع‌الزمان فروزان‌فر به عنوان منبع اصلي‌اش بهره گرفته است و در توضيح الگوي بازنويسي‌اش اظهار داشت: از چند منبع ديگر نيز در اين بازنويسي استفاده كردم و حذف و اضافاتي انجام دادم؛ اما مسئله‌اي در اين ميان برايم حائز اهميت بود و در ذهن داشتم و آن‌كه در عين وفادار بودن به متن بايد خواه ناخواه من نيز حضور داشته باشم. از سوي ديگر مخاطبان ما نوجوانان هستند؛ اين امر باعث مي‌شد در كنار نظامي گنجوي صاحب اصلي اثر، حسن لطفي كه دستي بر داستان‌نويسي دارد را نيز داشته باشيم. با توجه به تمام اين جوانب به متني رسيدم كه در عين سادگي ايهام و ابهام متن اصلي را نيز داشت.

وي در پاسخ به اين پرسش كه در بازنويسي با چه مشكلاتي مواجه شده توضيح داد: قابليت‌هاي شعري «ليلي و مجنون» باعث شده بود كه توصيف‌هاي نظامي متكي به شعر باشد و در بازنويسي اگر بخواهيم توصيف شاعرانه را به داستان نزديك كنيم، كاري دشوار و كمي مضحك است؛ چراكه زبان شعر با داستان متفاوت است و انجام اين كار زبان بازنويسي را عجيب و دشوار مي‌كرد. در بازنويسي سعي كردم براي توصيف‌هاي شاعرانه معادل‌هاي داستاني پيدا كنم.

رشته تحصيلي لطفي سينما بوده و با توجه به اين موضوع تصريح كرد: در بازنويسي سعي من بر ايجاد قابليت‌هاي تصويري در داستان‌ها بود و به نوعي به داستاني نزديك شده كه توصيف مادي و تصويري در آن ديده مي‌شود.

وي به تكرار‌هايي كه در اين اثر وجود داشته اشاره كرد و آن را ضرورت زمان نظامي دانست و افزود: در بازنويسي عناصر تكراري حكايت را حذف كردم؛ ولي در نهايت كليت داستان «ليلي و مجنون» حفظ شده است.

لطفي در پاسخ به اين پرسش كه چرا بايد به سراغ آثار كلاسيك برويم توضيح داد: آثار كهن بايد مطرح شود و اگر مطالعه‌كنندگان كتاب به سراغ اين آثار نروند براي هر نويسنده‌اي مطالعه چنين آثاري ضروري است. با دقت در آثار نويسندگان مطرح متوجه اين امر مي‌شويم كه چنين نويسندگاني به خوبي با آثار كهن و كلاسيك ما آشنايي داشته‌اند.

وي از آثار كهن به عنوان آثاري ياد كرد كه ظرف زماني در آن‌ها مطرح نيست و در هر برهه‌اي از زمان قابليت استفاده را دارند و در ادامه تاكيد كرد: با توجه به تغييراتي كه در زبان ادبيات ايجاد شده اين آثار نياز به بازنويسي دارند تا به پل ارتباطي بين نسل جوان و آثار كلاسيك بدل شوند. بسياري از آثار كلاسيك در كتابخانه هستند، بدون آن‌كه مطالعه شوند. مجموعه «يكي بود يكي نبود» از طرح فكري بسيار خوبي برخوردار بوده و تمام نويسندگان اين مجموعه كه بازنويسي آثار كلاسيك را بر عهده دارند نويسنده‌هاي توانايي در ادبيات معاصر هستند كه مي‌توانند پل ارتباطي نسل جوان با گذشته را ايجاد كنند.

اين نويسنده در پايان دليل بازنويسي آثار كلاسيك مجموعه «يكي بود يكي نبود» را در قالب داستان، دشواري ِ خواندن آثار منظوم دانست و اظهار داشت: در زمانه‌اي كه سرعت و شتاب حرف نخست را مي‌زند آثار منظوم با توجه به دشوار بودن لغات و اصطلاحات به‌كار رفته در آن‌ها كندتر و دشوارتر خوانده مي‌شوند. بازنويسي در قالب داستان به سريع‌تر خواندن آثار و درك آسان‌تر آن‌ها كمك مي‌كند.

حسن لطفي، نويسنده و فيلمساز، متولد 1340 خواف است. فعاليت هنري خود را با سينماي كوتاه آغاز كرده و مدرس سينما است. آثار تصويري‌ او جوايز متعددي كسب كرده‌اند.

مجموعه داستان روايت دوم و پژوهش درس‌هايي درباره فيلمنامه‌نويسي از جمله آثار حسن لطفي است كه ققنوس منتشر كرده است.

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
امروز روز تولد «حسن لطفی» است
حسن لطفی
متولد 6 اسفند 1342 خواف

درباره حسن لطفی ... اینجا و اینجا و اینجا

Labels: , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
بزرگداشت و سپاس
روزنامه همشهری
برای دریافت سایز بزرگتر، کلیک کنید

حسن لطفی، داستان‌نویس و فیلمساز قزوینی، معلم من بوده است؛ اولین کسی که اولین داستان‌هایم را خواند و آن ها را منتشر کرد و همیشه اولین کسی بوده که قوت قلب داده برای نماندن و جلو رفتن. این بار همزمانی سه جایزه برای محمدرضا تیموری و محمدحسینی و یوسف علیخانی، بهانه ای برای حسن لطفی شده است تا از شاگردانش بنویسد: «محمد حسینی با کتاب «به دنبال فردوسی» در هفتمین دوره جایزه کتاب های آموزشی (رشد) وزارت آموزش و پرورش، برگزیده زبان و ادبیات فارسی شد. محمدرضا تیموری برای تصویربرداری فیلم کوتاه «آهنگ ابدیت» دیپلم افتخار تصویربرداری برتر جشنواره فیلم کوتاه تهران را به خود اختصاص داد و یوسف علیخانی با مجموعه داستان «اژدهاکشان» نویسنده برتر حوزه داستان کوتاه اولین دوره جایزه جلال آل احمد و نامزد نهایی بخش مجموعه داستان هشتمین دوره جایزه هوشنگ گلشیری شد ... ادامه»

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
ادبيات قزوين هم دارد جهانی می شود ...

تازه از قزوين رسيده ام و کلی خوشحالم که بلاخره ادبيات قزوين هم دارد جهانی می شود با جلساتی که درخصوص ادبيات داستانی برگزار می کند.

چند هفته قبل حسن لطفی عزيز گفته بود که جلسه ای است و تو هم بيا داستان بخوان. گفتم که اگر قرار باشد اين روزها کسی داستان بخواند محسن فرجی است که بعد از يک وقفه چند ساله دوباره شروع کرده به نوشتن و هر هفته بروبچه هايی که می روند پاتوق ۷۸ داستانی از او می شنوند، گفت باشد پس تو بيا و در ميزگرد شرکت کن. گفتم باشد و ماند تا هفته قبل که از جمشيد شمسی پور شنيدم که دعوت نامه هايی از طرف کانون پرورش فکری - مرکز آفرينش های هنری قزوين- برای بچه ها فرستاده شده و دعوت نامه ی تو هم همين يکی دو روز به دستت می رسد. بعد جمشيد از لقمان دهقانی نامی ياد کرد که مسبب برگزاری اين جلسه است و اگرچه اولين بار بود که اسمش را می شنيدم اما خوشحال بودم که بعد از مدتها باز يک جلسه ،‌ آن هم درباره داستان در قزوين برگزار می شود.

آخرين بار در جلسه ای که مهدی خليلی، همراه هميشگی حسن لطفی و از نويسندگان قزوينی در حوزه هنری قزوين برگزار می کرد و گويا هنوز ادامه دارد شرکت کرده بوديم؛ درست زمستان سال ۱۳۷۸ و با محسن رفته بوديم که داستان کجايی اش را آن شب آنجا خواند. اين داستان بعد ها در کارنامه و کتابش چاپ شد و همين داستان جزو تک داستان های برگزيده جايزه گلشيری جايزه گرفت و کسانی که نقش ۷۹ را خوانده اند لابد اين داستان را هم ديده اند.

ماند تا اين جلسه. محسن که کار داشت و نيامد. خود من هم مانده بودم که آخر درست که اين جلسه درباره داستان است اما به چه مناسبتی و با چه موضوعی قرار است برگزار می شود. بعد که دهقانی چند روز پيش زنگ زد که شنيده ام شما و محسن فرجی نمی آييد دوباره زنگ زده ام از او پرسيدم که آخر برای چی اين جلسه برگزار می شود. گفت برای داستان.

ياد خودم افتادم که سال ۷۷ وقتی تازه فارغ التحصيل شده بودم و بيکار بودم از طرف هلال احمر مسبب برگزاری جلسات هفتگی هنرمندان قزوينی شدم و به اين زنگ زدم و به آن خبر دادم و آمدم تهران و دعوت نامه ی خدابيامرز ساعد فارسی رحيم آبادی را برايش آوردم که آمدند و همه صحبت کردند؛ گزارش اين جلسه را مجيد بالدران شاعر در هفته نامه حديث قزوين چاپ کرد. چه مکافاتی بود؛ هيچ کس هيچ کس را قبول نداشت و با التماس همه را جمع کردم و بعد که اين جلسات ادامه پيدا کرد خود من ديگر نرفتم و ... اصلا ديگر قزوين نرفتم.

صبح با ايرنا و ساينا و مادر ايرنا راه افتاديم طرف قزوين که مادر ايرنا زوار را ببيند- آخه پدر و مادر و برادر من تازه از کربلا اومدن. بعد که هم من ساعت سه راهی سينما کانون قزوين در شهرک کوثر شدم. جدا که شهرک کوثر و مينودر با چند شهرک اقماری کنارش قزوين را دو چندان کرده اند و ديگر قزوين ، قزوين قديم نيست که من حتی ده دوازده سال قبلش ديده بودم. پرسان پرسان رسيدم.

هنوز احمد غلامی، نويسنده که دعوت بود با محمد حسينی داستان نويس قزوينی و ويراستار نشر ققنوس نيامده بودند. نيم ساعتی با حسن لطفی و قاسم قوامی و سامانی و مهدی خليلی و علی قانع سر کرديم تا رسيدند.

تا اين جای قضيه مقدمه بود و بعد علی قانع داستان خواند.

سال ۷۴ حسن لطفی توی دفتر هفته نامه ولايت قزوين جلسه داستان داشت که لطف اين جلسات جدا از داستان خوانی، آشنايی با علی قانع، مهدی خليلی و زنش فريبا غفاری معافی،پروانه زاغ زيان، ارژنگ تورانی و بعد ها فريدون حيدری ملک ميان بود که آشنايی با اين نفر آخری برای من نقطه عطفی بود. فريدون تهران بود و به تازگی آمده بود قزوين و شده بود ويراستار ولايت. تازه هم داستانی چاپ کرده بود به اسم مرگ بی توبه بی وصيت که در نوع خودش بی نظير بود و هنوز هم که هنوز است خواندنی است؛ اين کتاب را نشر آبی،‌ زير پل کريمخان دارد. محسن فرجی هم بود. اولين بار که رفتم اونجا علی قانع داستان خواند و ...

بعد از داستان خوانی علی قانع، امروز از سامانی خواستند تا درباره زبان شناسی و ادبيات سخنرانی بکند که حرف زد و بعد از احمد غلامی - نمی دانم چرا ولی اين بار احساس کردم که چقدر دوستش دارم و می خواهمش و ... دست آخر بيرون جلسه رفتم و بوسيدمش- . غلامی به بچه ها سلام کرد و تشکر و گفت که حرف های زيادی برای گفتن آماده داشته اما چيزی نمی گويد و منتظر می ماند تا داستان های بچه ها را بشنود. بعد آمد پايين.

آن وقت سيد قاسم قوامی، نمايشنامه نويس و مجری جلسه از بچه های دعوت کرد که بروند برای ميزگرد. من بودم و مهدی خليلی و حسن لطفی و محمد حسينی. خدا خدا می کردم که به احمد غلامی هم بگويند بيايد بالا.

گفتند و آمد.

بحث جالبی شروع شد با جلسه گردانی حسن لطفی درباره ادبيات بومی و ادبيات جهانی که کاش ضبط کرده بودم و اينجا تمامش را می آوردم. نشان به آن نشان که يک ساعت و نيم حرف زده شد و حرف زده شد و من که خيلی چيزها ياد گرفتم. ديدم که کسی داشت فيلمبرداری می کرد اگر امکانش پيش بيايد ازش خواهش می کنم تا اين ميزگرد را پياده کند و به من بدهد تا شما هم بخوانيد.

خلاصه اين که جلسه برگزار شد و جای همه تون خالی بود که لااقل باقلوا بخوريد و کيف کنيد که ادبيات قزوين هم دارد جهانی می شود....

Labels: , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com