تادانه

با داستان‌نویسان ایلامی

چهارشنبه و پنجشنبه 11 و 12 آبان 90 - حوزه هنری ایلام

اگر قبلا از من می‌پرسیدند «ایلام چند تا داستان‌نویس دارد؟» در خوش‌خیال‌ترین حالت می‌گفتم «حسین خدنگ – محمدعلی قاسمی – حسین شکربیگی» ولی حالا خوشحالم که وقتی ازم بپرسن «ایلام چند تا داستان‌نویس دارد؟» خواهم گفت «بیشتر از دو انگشتان دستانم.» بعد هم اسم‌ تک‌تک‌شان را می‌برم: کمال زحمتکش - افرا سرنایه – زینب خوشرو – فاطمه عبداللهی - ذکریا سلیمانی - عفت مروتی – اقدس اسدی – جعفر ناصری – امیر دل‌زنده‌نژاد – محمدحسین کرمی – نرگس گل‌نظری – محمد مرادی نصاری – طیبه شیخ‌مرادی و ... تعداد زیادی دیگر از دوستان که در این پنج جلسه دو ساعته آمدند و نشستند و با هم گپ زدیم و داستان شنیدیم و ...

اگر قبلا از من می‌پرسیدند «کجای ایران شبیه‌تر است به الموت؟» شاید باید کمی فکر می‌کردم و بعد جواب می‌دادم. اما حالا دیگر نیازی به پرسیدن نیست که سرم پر شده از تصویر آدم‌هایی که انگار در الموت خودمان می‌دیدم و شب‌ها و روزهای بسیاری در کلمات همراهی‌شان کرده‌ام.

اگر قبلا از من می‌پرسیدند «زبان دیلمی شبیه‌ کدام زبان است؟» شاید باید من‌ومن می‌کردم، اما حالا می‌توانم به جرات بگویم «زبان کردی و زبان دیلمی هم‌ریشه‌اند و هم‌نوا.»

سه روز ایلام بودم (دو سال و نیم قبل هم با ابوتراب خسروی و بلقیس سلیمانی به ایلام رفته بودیم اما غبار آن سال و داوری جشنواره، نگذاشت داستان‌نویسان ایلامی را بشناسیم و این‌بار وضعیت دیگرگونه بود) و حالا شادمانم از اینکه قطره و حبر (پوشش پیرزنان ایلامی) توی خاطرم مانده و بلوطستان و آرامستان و دکه‌ها و کله کنجد و عسل دار و بژی برساق و ...

عکس‌های جلسه‌‌ها را «کمال زحمتکش» شاعر و داستان‌نویس و فیلمساز مهربان ایلامی گرفته که در سایت حوزه هنری ایلام می‌توانید بخشی از آن‌ها را ببینید. راستی به کمال باز هم تبریک می‌‌گم که همان روز بودن ما، مجموعه شعرش منتشر شد که خیلی دوست دارم یکی‌اش را داشته باشم که شعرهایش مثل داستان‌هایش کوتاه و دلنشین بودند.
بعد هم «حسین خدنگ» داستان‌نویس خوب که در جشنواره دو سال و نیم قبل، نفر اول شد، آمد و کلی عکس‌باران شدیم و عکس‌هایش را در سایت خبرگزاری ایرنا می‌توانید ببینید.

گزارش بخشی‌ از صحبت‌های نشست‌ها به روایت خانم سرنایه را از انجمن داستان ایلام بخوانید. گزارش خبرگزاری ایبنا هم اینجاست.


حسین شکربیگی - محمدعلی قاسمی - ی.ع


یوسف علیخانی


حسین شکربیگی -ی.ع
















افرا سرنایه


زینب خوشرو


کمال زحمتکش


محمدعلی قاسمی


حسین شکربیگی

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
دیدار با داستان‌نویسان ایلامی
در تمام این سال‌ها چند دوره‌ای کلاس داستان‌نویسی هم اگر داشته‌ام به اصرار دوستان بوده و هیچ‌وقت میلی به معلم‌شدن نداشته و ندارم و اگر هم حاضر به معلمی شده‌ام، آن‌ها که در کلاس‌ها حاضر شده‌اند، دیده‌اند که بیشتر از آنی که آن‌ها بیاموزند منم که از دوستان حاضر در جلسات استفاده می‌کنم.
مثال حکایت آن پیرمرد که برای یافتن اکسیر جوانی راه افتاد و راه افتاد و راه افتاد تا رسید به جایی که می‌گفتند اکسیر جوانی را اینجا توان‌یافتن. یافت. جایی که جوانانی چند در حرکت و جنب‌و‌جوش بودند و او از همراهی با آن‌ها، به جوانی‌اش بازگشت.
در این سه سال و اندی که از عمر «آموت» می‌گذرد، هر روز با یکی یا دو تا نویسنده تازه‌نفس روبه‌رو شده و با هم هم‌کلام شده‌ایم که بی‌راه نیست اگر بگویم، تنها آن‌چه آموخته‌ام، منتقل کرده‌ و می‌کنم.
داستان‌نویسی آموختنی نیست تا یکی چون من بیاموزاندش، بلکه تنها باید به داستان‌نویسی که راه افتاده، راه را از بیراه نشان داد؛ دوست داشت از راه برود، دوست نداشت از بیراه.
با این احوال، اول خبر اینجا را منتشر کردم و بعد گفتم که فقط لینکش بدهم تا فقط بماند در دفترچه یادداشت «تادانه»‌ای‌ام.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
جشنواره داستان کوتاه «راوی»
اولین دوره
به مناسبت روز قلم
زمان: 14 و 15 تیرماه 1388
مکان: هتل زاگرس ایلام


مردم ایلام ... اینجا
سفر داستانی داوران... اینجا
ایلام؛ عروس ِ «غبارگرفته» زاگرس ... اینجا

ابوتراب خسروی: هدف از نوشتن؛ این فعل خداگونه ... اینجا
بلقیس سلیمانی: داستان‌نویسی زنان ایران؛ بحران هویت ... اینجا
یوسف علیخانی: ادبیات داستانی معاصر ایران؛ نسل‌ها، داشته‌ها و نوشته‌ها ... اینجا

شرکت کنندگان در جشنواره ... اینجا
جشنواره داستان کوتاه «راوی» ... اینجا
بیانیه هیات داوران ... اینجا

جلیل صفربیگی، شاعر ... اینجا
محمدعلی قاسمی، نویسنده... اینجا
پوریا عالمی، طنزنویس ... اینجا

حالت‌ها در ایلام!
پنهان نمانده از حالت عکاسی پوریا عالمی ... اینجا

روایت ِ راویان ایلامی راوی:
اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا

در خبرگزاری های مهر( اینجا و اینجا و اینجا و اینجا) و فارس

در روزنامه اعتماد ملی ... اینجا
در روزنامه جام جم ... اینجا و اینجا و اینجا
در روزنامه ایران ...اینجا و اینجا و اینجا
ایرنا ... اینجا و اینجا
کتاب هفته ... اینجا



برای دریافت سایز اصلی عکسها روی آنها کلیک کنید

Labels: , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
هدف از نوشتن | ابوتراب خسروی
ابوتراب خسروی گفت: ادبیات هدف نیست، وسیله است. وسیله‌ای است که ما از آن استفاده می‌کنیم تا بتوانیم جهان انسانی ایجاد کنیم.
این داستان‌نویس در اولین جشنواره منطقه‌ای داستان کوتاه ایلام «راوی» در سخنرانی‌ای با موضوع «هدف از نوشتن» افزود: ما با نوشتن قصد داریم جهان را اصلاح کیم و در نقش یک مصلح عمل کنیم و این کار ساده‌ای نیست.
خسروی اضافه کرد: لازم نیست نویسنده حتما معلم اخلاق باشد، بلکه کافی است آن چیزهایی را که می‌بیند، زشتی‌ها و زیبایی‌ها را از طریق نوشتن، شهادت بدهد تا این اثر از طریق خوانش، تسری پیدا کند و یک شعور جمعی و یک فرهیختگی جمعی ایجاد شود.
نویسنده رمان‌های «اسفار کاتبان» و «رود راوی» گفت: ما آخرین حلقه کاتبان و نویسندگان هستیم و باید هدف همه کاتبان و نویسندگان در طول تاریخ بشر را ادامه بدهیم.
ابوتراب خسروی خاطرنشان کرد: مهم نیست اثری که به وجود می‌آوریم شاهکار دربیاید. مهم نفس کار است. مهم سمت و سویی است که از طریق نوشتن می‌گیریم. حالا بعضی از کارها این اقبال را پیدا می‌کنند که مشخص‌تر باشند یا شهرت بیشتری پیدا کنند اما به اعتقاد من، مساله اصلی، فعل نوشتن است که باعث بسط و گسترش فرهنگ نوشتن و خواندن در جامعه می‌شود.
نویسنده مجموعه داستان‌های «هاویه» و «دیوان سومنات» افزود: از طریق همین نوشتن‌ها و خواندن‌هاست که بذر فرهیختگی در سطح جامعه پاشیده می‌شود و شعور و فرهنگ تکثیر می‌شود.
وی در جشنواره «راوی» در ایلام گفت: چهره‌های واقعی داستان‌نویسی ما از میان شما و عده‌ای که نیستند،‌ ظهور خواهد کرد.
خسروی اضافه کرد: بخشی از فایده مجامعی مثل اینجا، سمت و سو یافتن فعالیت و کار نویسندگانی است که تلاش می‌کنند، کلامی بر فرهنگ داستان‌نویسی جامعه ما اضافه کنند. این تلاش‌ها حتما نتیجه می‌دهد چون اغلب عناصر جوان داستان‌نویسی ما با عشق کار می‌کنند و کاری که با عشق همراه باشد، حتما در آینده نتیجه خواهد دارد.
ابوتراب خسروی در ادامه عنوان کرد: کاری که ما می‌کنیم،‌ کار بسیار دشواری است. جهانی دیگر اندیشیدن، کار ساده‌ای نیست. شما با معماری‌ای که در داستان انجام می‌دهید، سعی می‌کنید جهان دیگری خلق کنید. شما ذهنیات و تخیلات خود را از این کار خداگونه، دراماتیزه و عینی می‌کنید. چرا می‌گویم خداگونه. به این دلیل که هر کار خلاقه‌ای، به نوعی خداگونه است. مصالح همه ما کلمه است. همه ما با کلمه،‌ جهان ذهنی‌مان را معمری می‌کنیم و داستان می‌نویسیم.
این نویسنده نسل سومی گفت: نویسندگان کار دشواری است که از پس پشت آن اگر موفق عمل کنیم، بسط فرهنگی به دنبال خواهیم داشت و اگر نکنیم، کاری برای جهان نکرده‌ایم.




ابوتراب خسروی

یوسف علیخانی - ابوتراب خسروی - بلقیس سلیمانی

Labels: , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
داستان‌نویسی زنان | بلقیس سلیمانی
بلقیس سلیمانی گفت: زنان داستان‌نویس ما طی سال‌های اخیر رشد چشمگیری داشته‌اند و به همان‌ اندازه که زیاد می‌نویسند، به همان اندازه، خواننده اصلی ادبیات داستانی نیز زنان هستند.
این داستان‌نویس در اولین جشنواره منطقه‌ای داستان کوتاه ایلام «راوی» در سخنرانی‌ای با موضوع «داستان‌نویسی زنان ایران؛ بحران هویت» افزود: می‌گویند یکی از دلایل افزایش تعداد زنان نویسنده، این است که اصولا زن‌ها، مردها را سرکار گذاشته‌اند. به این معنا که مردها،‌ دوشیفت و سه شیفت کار می‌کنند و فرصت فکر کردن، نوشتن و خلق آثار از آن‌ها گرفته شده و بنابراین خانم‌های خانه‌دار فرصت فراوان به‌دست آورند تا به کلاس‌های مختلف سفره‌آرایی، گل چینی و داستان‌نویسی بروند.
نویسنده رمان «بازی آخر بانو» اضافه کرد: حقیقت امر این است که ممکن است این موضوع یکی از عوامل اتفاق افزایش زنان نویسنده در ایران باشد اما دلیل اصلی نیست.
سلیمانی گفت: عده‌ای معتقدند ما صاحب ادبیاتی به نام «ادبیات آشپزخانه‌ای» شده‌ایم. ادبیاتی که زنان هنگام سرخ کردن پیاز داغ، رمان هم می‌خوانند و پیازشان را هم برهم می‌زنند. این نوع ادبیات معمولا ویژگی خاص خود را دارد که بدنه مردهای طرفدار ادبیات داستانی برای تحقیر نویسندگان، این عنوان را به کار می‌برند.
نویسنده «خاله بازی» گفت: گروه مذکور می‌گویند ادبیات آشپزخانه‌ای نیاز به تفکر ندارد، سرگرم‌کننده است و شخصیت‌های اصلی آن را زنان تشکیل می‌دهند و مسایل زنان در آن‌ها مطرح می‌شوند و اصولا ادبیات جدی نیستند.
بلقیس سلیمانی افزود: به نظر من مساله اصلی در میان یک گفتمان وسیع مطرح می‌شود و آن پیگیری هویت است.
سلیمانی افزود: در صد سال اخیر که ما با غرب مواجه شدیم، بحران هویت، یکی از بحران‌های اساسی بلوکی مثل ما بوده است که دارای پیشینه بسیار قوی بود. برای ملت‌هایی که دارای تاریخ و فرهنگ نیستند، بحران هویت مطرح نمی‌شود اما در ایران این بحران به‌وجود آمد.
وی در جشنواره «راوی» در ایلام خاطرنشان ساخت:‌ من به عنوان یک داستان‌نویس، به عنوان یک زن،‌ به عنوان مادر، به عنوان جوان،‌ به عنوان یک شهروند سیاسی و ... این سوال برایم مطرح شد که «من کیستم؟» و این آغاز بحران هویت بود.
این منتقد ادبیات داستانی گفت: زن‌های ما بیش از مردان،‌ دچار بحران هویت شدند و همین جا بود که از خودشان پرسیدند من کیستم؟ و به همین دلیل زن‌های ما اول شروع کردند به خواندن و بعد نوشتن. یا به نوعی می‌توان گفت همپای هم، خواندن و نوشتن را انجام دادند تا به آن سوال اساسی «من کیستم» پاسخ بدهند.
بلقیس سلیمانی اضافه کرد: اولین داستان‌نویس ما «سیمین دانشور» است که دو دهه پس از آغاز انتشار آثار مردان نویسنده، داستان‌های خود را منتشر کرد و به همین دلیل زنان نویسنده، با فاصله‌ اندک،‌ توانستند به جایگاه خود برسند.
وی افزود: زنان نویسنده قبل از هر چیز سعی کردند تعریفی از یافته‌های خود پیدا کرده و شرایط ارتباطی خود را مشخص کنند. اول از هرچیز رابطه خود با مردان اطراف خود را واکاوی کردند. این مردها لزوما شوهران‌شان نیستند. این مردان می‌توانند دوستان دوران کودکی، دوستان دوران نوجوانی، معشوقه‌های‌شان یا پدران و فرزندان‌شان باشند.
نویسنده «بازی عروس و داماد» گفت:‌ حفاظت از خانه و خانواده در فرهنگ ما از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و زن‌ها در حفاظت از خانه و خانواده، استاد هستند. وقتی می‌گوییم خانه و خانواده، می‌تواند میهن هم باشد. به همین معنا، زن ها حافظان سنت هستند. زن‌ها در طول تاریخ، فرزندان و شوهر خود را به جنگ فرستادند و در زمان لازم، خود وارد عمل شده‌اند.
وی افزود: زن‌ها دوست دارند دوران کودکی را واکاوی کنند و معتقدند این دوره،‌ دوره تاثیرگذار زندگی است. برخی دنبال معضل زن بودن هستند. برخی حتی به بررسی جایگاه زن در اسطوره‌ها می‌رسند.
سلیمانی در ادامه، به «شهرنوش پارسی‌پور، منیرو روانی‌پور، فریبا وفی، فرخنده آقایی و ...» به عنوان زنان نویسنده معاصر اشاره کرد و به بررسی آثار آن‌ها پرداخت.











یوسف علیخانی - ابوتراب خسروی - بلقیس سلیمانی

Labels: , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
نسل‌ها و داشته‌ها | یوسف علیخانی
یوسف علیخانی گفت: داستان‌نویسی امروز ایران، ادامه جریانی است که ریشه در ذات قصه‌گوی مردمان این خاک دارد.
این داستان‌نویس در اولین جشنواره منطقه‌ای داستان کوتاه ایلام «راوی» در سخنرانی‌ای با موضوع «ادبیات داستانی معاصر ایران؛ نسل‌ها، داشته‌ها و نوشته‌ها» افزود: ضمن توجه به پیشینه قصه‌گویی اجداد ما و دقت در آثار مکتوب روایی مثل سمک عیار، شاهنامه فردوسی و منظومه‌های داستانی کسانی مثل نظامی گنجوی و ... داستان‌نویسی امروز ایران، با توجه به شیوه‌های که از غرب گرفته شده، نمایی دیگرگونه یافت.
علیخانی اضافه کرد: حتی اگر نپذیریم متون قصوی مثل «نجما» و «عزیز و نگار» و «سلیم جواهری» و دیگر آثار دوره صفوی که سینه به سینه به ما رسیده‌اند، رمان یا رمانس هستند و آثار دوره مشروطه را هم غیرداستانی و قابل بررسی با اسلوب‌های داستانی غربی است، شروع داستان‌نویسی به شیوه اکنونی، با «محمدعلی جمال‌زاده» است که این شروع با آثار «صادق هدایت» جانی برای تولد می‌یابد.
نویسنده مجموعه داستان‌های «قدم‌بخیر مادربزرگ من بود» و «اژدهاکشان» گفت: نویسندگان هشتاد سال گذشته ایران را می‌توان به شیوه‌های مختلف دسته‌بندی و نسل‌بندی کرد که تمام این طبقه‌بندی کردن‌ها برای شناخت بیشتر آن‌ها صورت می‌گیرد.
علیخانی خاطرنشان کرد: یکی از ساده‌ترین تقسیم‌بندی ها، نسل بندی زمان انتشار آثار است که براین اساس، نویسندگان هر دوره زمانی 20 تا 25 سال، یک نسل خطاب می‌گیرند.
وی گفت: نسل اول داستان‌نویسی معاصر ایران، شامل کسانی چون «محمدعلی جمال‌زاده، صادق هدایت، بزرگ علوی، صادق چوبک و جلال آل‌احمد» می‌شود که تکنیک را از غرب گرفتند و تلاش کردند با مفاهیم ایرانی و بومی، داستان خود را بنویسند.
یوسف علیخانی در یکی از نشست‌های جشنواره «راوی» در ایلام گفت: «ابراهیم گلستان، بهرام صادقی، سیمین داشنور،‌ نادر ابراهیمی، مهشید امیرشاهی، محمود دولت‌آبادی، هوشنگ گلشیری، احمد محمود، رضا براهنی، علی‌اشرف درویشیان، امین فقیری و جواد مجابی» از جمله نویسندگان نسل دوم داستان‌نویسی ایران هستند که ضمن اخذ همچنان فرم داستان از غرب، مفاهیم تازه‌ای مثل شهرنشینی و دنیای صنعتی را وارد داستان‌نویسی معاصر کردند.
این نویسنده اضافه کرد: نویسندگانی چون «محمد محمدعلی، امیرحسن چهلتن، محمدرضا صفدری، فرخنده آقایی، شهرنوش پارسی‌پور، بیژن بیجاری،‌ ابوتراب خسروی، عباس معروفی، رضا جولایی، فرشته ساری،‌ شهریار مندنی‌پور، منیرو روانی‌پور، جعفر مدرس صادقی، فرشته مولوی، محمد شریفی، ناهید طباطبایی و زویا پیرزاد» نسل سوم داستان‌نویسی معاصر ایران هستند که طی سال‌های 1355 تا 1375 آثار خود را منتشر کردند. بخش عمده‌ای از این گروه،‌ همچنان آثار تازه‌ای به بدنه ادبیات اضافه می‌کنند. این گروه تلاش کردند به فرم‌هایی مناسب با مفاهیم داستانی دست پیدا کنند.
یوسف علیخانی، از نویسندگان نسل چهارم داستان‌نویسی معاصر ایران گفت: نسل جدید نویسندگان که آثارشان از سال 1375 به این طرف منتشر شده‌اند و اغلب آن‌ها اکنون چند مجموعه داستان یا رمان منتشر شده دارند، ادامه منطقی روند تلاش برای دست‌یابی به فرم تازه و استفاده از مفاهیم بومی و ایرانی هستند. از نویسندگان نسل چهارم می‌توان به «فریبا وفی، یعقوب یادعلی، بلقیس سلیمانی، حمیدرضا نجفی، محمد حسینی، میترا داور،‌ پیمان هوشمندزاده، ناتاشا امیری، محسن فرجی، مرتضی کربلایی‌لو، علیرضا محمودی ایرانمهر،‌ حسن محمودی، رضا زنگی‌آبادی و ... » اشاره کرد که موضوعاتی چون انقلاب، جنگ،‌ دوم خرداد و ... دست‌مایه‌های تازه‌ای به آن‌ها برای نوشتن داده است.
وی همچنین خاطرنشان کرد: نسلی از نویسندگان نیز بودند که تلاش داشتند با جدا کردن خود از جریان اصلی داستان‌نویسی، به خود عنوان «نویسنده انقلابی» بدهند. «محمدرضا سرشار، راضیه تجار، سیدمهدی شجاعی، فیروز زنوزی جلالی، ابراهیم حسن‌بیگی و ...» از جمله نویسندگان این گروه به‌شمار می‌روند.
علیخانی در پایان گفت: نویسندگان ایران از آغاز همواره ادامه دهنده دو جریان و به نوعی تکمیل کننده آن بوده‌اند. جریانی که سردمداری آن با «صادق هدایت» است و جریانی که پیشاهنگ‌شان «بزرگ علوی» به شمار می رود. «ابراهیم گلستان، بهرام صادقی، هوشنگ گلشیری، ابوتراب خسروی و ...» را می توان ادامه‌دهندگان رویه صادق هدایت دانست و نویسندگانی چون «جلال آل‌احمد، احمد محمود، محمود دولت‌آبادی، علی‌اشرف درویشیان، محمد محمدعلی،‌ امیرحسن چهلتن، رضا جولایی، فریبا وفی و » نیز ادامه منطقی بزرگ علوی دانست.

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
ایلام؛ عروس زاگرس






















عکس ها: اختصاصی تادانه

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com