تادانه

داستان به روایت سپانلو
محمدعلی سپانلو از انتشار یکی از کتاب های خود با موضوع ادبیات داستانی خبر داد.

این شاعر در گفت و گو با خبرنگار ادبی سینما پرس از انتشار یک مجموعه از مقالات خود با موضوع ادبیات داستانی خبر داد و گفت: این کتاب «دیدبان خواب‌زده» نام دارد و به بررسی ادبیات داستانی ایران، در سال های گذشته می‌پردازد.

وی افزود: این کتاب مدت هاست آماده شده و در انتظار مجوز نشر است. امیدوارم هر چه زودتر تکلیف انتشار این کتاب مشخص شود. علاوه بر آن همزمان دو مجموعه از اشعارم به نام «افسانه شاعر گمنام» که حاصل 14 سال سرایش بنده است در انتظار انتشار است.

محمد علی سپانلو، داور جشنواره انتخاب کتاب سال جوان، یکی از جشنواره‌های مورد حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بخش شعر سپید بود.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
قایق سواری در تهران
(مجموعه شعر)
محمدعلی سپانلو

نشر افق
144 صفحه
چاپ اول 1388
2500 نسخه
3000 تومان

سیل

(به مفتون امینی)
در اتاق خلوت
باد خواهد آمد
و در آیینه به زلفانش
شانه خواهد زد
او که در باغچه با گنجشکان همسرایی دارد
می خراسد کلماتش را
لحن آواز قلندوارش
چرخ نخ ریسی است.

آسمان روسری اش را – رنگ خاکستر – بر سر کرد
نم نمک خواهر غمناکم می گرید، از شادی نزدیکِ بهار
فکر این است که از شهر به دریا برسد

باز می بارد باران بر شهر
روی آتش سوزی در گذرِ خاموشان
سر در موزه و باغ ملی
گاهی از روزنه ی کوچک سقف بازار
بر سر سوداها
قطره ای ارزانی می ریزد
غنچه ی چتر، کلاه نمدی، چادر وال
قارچ هایی که پس از تندر می رویند.

در تمام تهران باران می بارد
بر سر پیکره ی رازی و ابن سینا
در همان لحظه که ، از عمق بیابان
استخوان هاشان را
سیل بنیان کنی از خاک به در می آرد.

رود اشیای غریب
می گشاید همه قرقره هایش را:
کاردهای کهنه
وعده ی آتش
مدل نارنجک های کار نکرده
نصف یک بوسه و نصف یک عشق
فیلسوفان و طبیبان را
می برد جانب ویارنکده هایی که رطوبت
سقف شان را شسته
و به هم می زند آن قدر که معجونش آماده شود.

در مسیرش به لب دریا، سیل
هیچ بر جای نمی ماند جز
لنگه ی قرمز یک پاشنه بلند
(آخرین گام زنی قحبه که از گرداب
به فضا شیرجه رفت!)
کفش با آن لب ماهی وارش
مات ماندست به یک چکمه ی پوسیده
(ارث جنگاور پیر!)
خواهش سرشاری
در سکوتش جاری ست
خواهش مغروقی
شاید از قایق سوراخ نجات ...

ابر بر جمجمه ی شهر
کلاگیس است:
- هذیانی سبز با حاشیه ای نارنجی –
چرخ نخریس هنوز
قصه می خواند
و کمان رستم
پل موعودِ اساطیر است.

* از کتاب قایق سواری در تهران / نشر افق/1388

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
چاپ دوم "قدم‌بخير ..."
قدم‌بخير مادربزرگ من بودبعدازظهر اسدالله امرايي زنگ زد. مثل هميشه صدايش مهربان بود. خبر داد كه چاپ دوم "قدم‌بخير مادربزرگ من بود"‌ پخش شده است. گفت درباره‌اش در صفحه آخر روزنامه اعتماد روز پنجشنبه هم نوشته است.
زنگ زدم به نشر افق. آقاي هاشمي‌نژاد، مدير و خانم يعقوبي جلسه بودند. بعد زنگ زدم به هاشمي‌نژاد و تشكر كردم.
نيم ساعت بعد خانمي از افق زنگ زد كه سهميه كتاب‌تان (10 نسخه هديه) آماده است و مي‌توانيد بياييد ببريد.
بعد رفتم انقلاب. خانم يعقوبي بود. گفت چند روزي است تجديد چاپ درآمده است.
چاپ دوم "قدم‌بخير مادربزرگ من بود" در تيراژ 1500 نسخه با قيمت 1400 تومان روانه بازار كتاب شده است.
تنها تغييرات كتاب در روي جلد و پشت جلد ديده مي‌شود كه اضافه شده است:‌
برگزيده جشنواره بين‌المللي روستا – 1382
نامزد بيست و دومين دوره كتاب سال جمهوري اسلامي ايران – 1382
و نامزد دريافت جايره ادبي صادق هدايت (دوره اول)

پشت جلد هم نقل قولي از "شهرنوش پارسي‌پور" و "محمدعلي سپانلو"‌ آمده كه قبلا روي "قدم‌بخير ..." نقد نوشته بودند.

شهرنوش پارسي‌پور: يوسف عليخاني با تسلط نوشته است. روستاي ميلك، روستاي داستان‌هاي عليخاني دارد جانشين ايران ِ‌ بزرگ مي‌شود كه در ميان انواع انديشه‌هاي طبقه‌بندي نشده دست و پا مي‌زند. زنان در اين روستا نقش بسيار مهمي دانرد و داستان‌سازند.
محمدعلي سپانلو: عليخاني ادامه دهنده خوبي براي داستان‌هاي فانتاستيك غلام‌حسين ساعدي است.

تجربه جالبي بود اين كتاب. پافشاري كردم و به قول بعضي‌ها "تعصب" به خرج دادم كه همان بشود كه مي‌خواهم و براي همين هم خيلي‌ گفتند سخت‌خوان است قدم‌بخير و با اين حال تجديد چاپش نشان داد چندان هم كه مي‌گفتند سخت‌خوان نيست. البته منكر اين نيستم كه چاپ "اژدهاكشان" هم در تمام شدن "قدم‌بخير" بي‌تاثير نبوده است.


چاپ اول "قدم‌بخير مادربزرگ من بود"‌ سال 1382 با تيراژ 2200 نسخه و قيمت 900 تومان منتشر شده بود.

اين‌طور كه شنيده‌ام اين روزها "اژدهاكُشان" ‌هم روانه چاپ دوم شده و احتمالا تا نمايشگاه كتاب تجديد چاپ آن را هم ببينم.

البته اميدوارم تجديد چاپ دوم اين دو تا تشويقي باشند برايم تا مجموعه داستان سومم را زودتر آماده انتشار كنم.

پساتادانه‌نوشت: اما از آخرين كسي براي‌تان بنويسم كه مي دانم "قدم‌بخير " را از شهر كتاب نياوران خريده بود؛ يك شازده قاجاري است. زني است صاحب كمالات كه مادرش متولد 1300 است و خودش 1324. ايميل زده بود كه مي خواهد برود ميلك. گفتم اين‌هايي كه خواندي هيچ ربطي به ميلك ندارد. بعد رفت و اژدهاكشان را خريد و دوباره ايميل زد كه مي خواهد برود ميلك. گفتم اشتباه مي‌كني ها. گفت اشكال ندارد. آدرس را از من گرفته و شايد به زودي دوباره ايميلي ازش بياييد كه رفته و ميلكي‌ها هم تحويلش نگرفته‌اند. شما شاهد باشيد كه من گفته‌بودم هيچ ربطي ندارند اين‌ها به هم.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
ویژه نامه «غلامحسين ساعدي»

ویژه‌نامه
مروری بر زندگی غلامحسین‌ساعدی
داستانی منتشرنشده از غلامحسین‌ساعدی
ساعدیِ شاعر
ساعدیِ نمایش‌نامه‌نویس
ساعدیِ مردم‌شناس
داستانی از علی‌مؤذنی
به‌بهانه‌ی ساعدی
یادی از عباس‌جلالی‌سوسن‌آبادی
تبعید خودخواسته
دالتونیسمِ تحمیلیِ‌ادبی
به‌کوشش: یوسف‌علیخانی، محسن‌بنی‌فاطمه

تادانه نوشت: اول فكر كردم دو سال قبل بود بعد يادم افتاد 20 ماه از تعطيلي قابيل مي گذرد و آن وقت ياد سعيد موحدي افتادم و بعد ناخودآگاه به خاطر آوردم كه آبان 83 بود و تازه هفت ماه از انتشار قابيل مي گذشت. محسن بني فاطمه دوباره برگشته بود به دنياي اينترنت، بعد از مدت ها فراري بودنش از وبلاگ نويسي و اينجايي بودن و الحق كه اگر نبود قابيل هم نبود (اگرچه هميشه از اين كه گفته شود قابيل دست پخت او و من بوده، فراري است).
آن وقت قرار شد من مطالب را جمع كنم كه تهران هستم و او كارهاي فني اش را انجام دهد در آرامش كرمان.
بعد جمع كردم يكي يكي.

آرامگاه ساعدي در پرلاشز( پاريس)از پيدا كردن برادر غلامحسين ساعدي گرفته تا گرفتن يادداشت از دكتر جواد مجابي، محمدعلي سپانلو، زنده ياد سعيد موحدي، فريدون حيدري ملك ميان، علي موذني، افشين نادري و عليرضا سيف الديني و بعد كساني كه قرار بود حضور داشته باشند در اين ويژه نامه و نيامدند و حيف از مطالبي كه دوست داشتم برسند و نرسيدند.

اين ويژه نامه دوم آذر 83 منتشر شد و ترديد ندارم از كارهايي بوده كه هرگز فكر نكرده ام عبث رفته و يك ماه از عمر و پولم را هدر داده ام. ساعدي را هميشه دوست داشتم و دارم و دلم مي خواسته و مي خواهد درباره اش حرف بزنم و حرف بزنم و حرف بزنم.

بگذريم از اين كه سال دوم قابيل را با ترس و لرز و واهمه هاي بي نام و نشان رفتيم جلو. محسن بود و دوستاني كه بودند و نبودند. ترسي پنهان بود كه باعث شده بود همه جا بگوييم قابيل، با مديريت تحريريه اي منتشر مي شود و لابد همه فكر مي كردند تحريريه يعني دو دست آدم ِ آدم، اما دلم براي تنهايي آن روزهاي خودم و بني فاطمه تنگ مي شود و خيلي وقت ها دلم پر مي كشد براي روزهاي رفته كه ديگر رفته اند اما خوشحالم كه خوش رفته اند؛ مثل اين روزها كه مي روند و نمي دانيم كه دارند مي گذرند.

Labels: , , , , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
داستان‌هاي خوف انگيز

نظرات م.ع. سپانلو، بني‌فاطمه‌ و پنهاني (روزنامه همشهري)

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
مجله گوهران و سعيده آبشناسان
دو سال قبل بود؛ رفته بودم بيرون شهرك فرهنگيان خريد كنم كه هيوا مسيح شاعر را توي خيابان فرهنگيان ديدم. پرسيدم: اين طرف ها؟
- مي رم مجله گوهران.
-مگه كجاست دفترش؟
-يه كم جلوتر.
كنجكاو نشدم آن جلوتر كجاست. محسن فرجي را يك روز ديگر ديدم. پرسيدم: اين طرف ها؟
- مي رم مجله گوهران.
- مگه كجاست دفترش؟
-يه كم جلوتر.
باز نرفتم جلوتر.
يك روز با ساينا رفته بوديم بربري بخريم كه توي صف متوجه شدم تابلوي مربع شكل طلايي رنگي لاي شاخه هاي درخت اقاقياي ساختمان روبه رو، به چشم مي آيد.
جلو رفتم. رويش نوشته بود: مجله گوهران.

گذشت تا چند روز بعد، فرجي گفت: خانم آبشناشان مي خواهد به قابيل آگهي بدهد.
گفتم: باشه. مي رم پيش شان.
با ساينا رفتيم و آگهي را گرفتيم.
از اين كه مجله گوهران، همسايه ما بود، لذت مي بردم و ديدن عكس شاعران و شماره هاي قبلي مجله، لذت خاصي به من مي داد.
مدتي خبري از خانم آبشناسان نشد. تابلوي "مجله گوهران" هم برداشته شد. زنگ زدم. گفتم: رفتم، نبوديد.
گفت: از شهرك فرهنگيان رفته ايم.

تمام شماره هاي گوهران را داشتم. يك سال قبل وقتي نسرين رنجبر ايراني، شاعر و استاد دانشگاه مقيم آلمان آمده بودم منزل ما، از مجله خوشش آمد. تمام شماره ها را به او دادم كه به گمانم نزد او بيشتر به كار مي آيد تا در خانه من.

خانم آبشناسان مدتي قبل زنگ زد كه شماره ويژه سيمين بهبهاني درآمده. رفتم دفتر انتشارات نگاه و تمام شماره هايي را كه به خانم رنجبر ايراني داده بودم، گرفتم. به نظرم رسيد به جاي معرفي شماره آخر مجله گوهران، سعيده آبشناسان را معرفي كنم. چند سوال از او پرسيدم كه اين ها را جواب داد:

متولد هشتم خرداد 1352 هستم؛ تهران و داراي مترجمي زبان انگليسي از دانشكده زبان هاي خارجه دانشگاه آزاد.
جسته گريخته مقالاتي در روزنامه هاي همشهري، زن و عصر آزادگان منتشر مي كردم.
به دليل علاقه بسيار زياد به مطبوعات و روزنامه نگاري، تمام مجلاتي را كه منتشر مي شد خريداري و آرشيو مي كردم و براي همين تصميم گرفتم علاقه به شعر و روزنامه نگاري را تلفيق كرده و مجله اي اختصاصي براي شعر منتشر كنم.
تقاضايم براي دريافت مجوز انتشار مجله گوهران شش سال به طول انجاميد و سرانجام بهمن 1381 به من خبر دادند با درخواستم موافقت شده است و اولين شماره را در پاييز 1382 ويژه م.ع. سپانلو منتشر كردم.
تاكنون دوازده شماره منتشر كرده و در حال بستن شماره هاي سيزده و چهارده (ويژه نيما يوشيج) ام.
همكاران ثابت و متغييري از آغاز تاكنون با گوهران همكاري داشته اند كه از آن جمله اند: شماره يك گوهران با همكاري محمدهاشم اكبرياني و شماره دو با همكاري محمدعلي سپانلو، سعيد سعيدپور، محسن فرجي و اردوان اميري نژاد آماده مي شود و مهدي اورند و سعيد آذين نيز از جمله كساني بودند كه در چند شماره با گوهران همكاري مي كنند. آقاي آذين به عنوان دبير بخش اسپانيولي در چند شماره همكاري داشت.
در حال حاضر تنها كساني كه به عنوان همكاران ثابت با اين مجله همكاري دارند مي توان به آقاي سپانلو به عنوان دبير بخش فرانسه، آقاي سعيدپور به عنوان دبير بخش انگليسي و محسن فرجي، همكار تحريريه اشاره داشت.
در شماره ويژه سيمين بهبهاني نيز عليشاه مولوي در بخش شعر امروز ايران با گوهران همكاري داشته است.
مدير هنري مجله نيز آقاي بهنام شاه حسيني از شماره دو تاكنون ثابت بوده اند.

گزارشی از مجله گوهران ... اینجا
***
گوهرانِ ويژه نيما يوشيج ... اينجا
گوهران ویژه شاملو ... اینجا
گوهران ویژه سیمین بهبهانی ... اینجا
گوهران ویژه فرخ تمیمی ... اینجا
گوهران ویژه عمران صلاحی ... اینجا
گوهران خروس جنگي ... اینجا
گوهران ویژه نصرت رحمانی ... اینجا
گوهران، فصل نامه تخصصی شعر ... اینجا
***
گزارشی از نقش مطبوعات ادبی ... اینجا
کسب مقام نخست در نمايشگاه مطبوعات ... اینجا
گوهران در بانک اطلاعات نشریات کشور ... اینجا
اولین دوره افسانه گوهران برگزار می شود ... اینجا
***
گفتگو با سعيده آبشناسان، مدير مسئول و سردبير گوهران ... اینجا
سایت مجله گوهران ... اینجا
ایمیل مجله گوهران:
info@goharan.com
poet@goharan.com

تلفن:
66480378 - 09122007758
صندوق پستي: 1397 / 14665

Labels: , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
تاريخ شفاهي ادبيات معاصر

از سري مجموعه تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ايران كتاب هاي "صادق هدايت" و "صمد بهرنگي"، "م. آزاد"،"علي باباچاهي" و " هوشنگ گلشيري " زير نظر «محمدهاشم اكبرياني» منتشر شد.


كتاب"صادق هدايت"به كوشش"مريم سادات گوشه"، "م. آزاد" به كوشش "اردوان اميري نژاد"، "صمد بهرنگي" به كوشش "كيوان باژن"، "هوشنگ گلشيري"به كوشش "مريم طاهري مجد" و "علي باباچاهي" به كوشش "سيدعبدالله سادات مدني" تاليف شده است.


در اين كتاب ها كه از ارزشمندترين كتاب هاي ادبي تاريخي معاصر به شمار مي روند، زندگي نويسندگان و شاعران تاثيرگذار از دوران كودكي، نوجواني، ادبي و خلق آثار ادبي، در گفتگو با نزديكان، دوستان و خود نويسندگان و شاعران به خواننده منتقل شده است.


اكبرياني در مقدمه اين مجموعه مي نويسد: آنچه اهميت داشت تحليل جامعه شناسي، روان شناسي، سياسي و..... از ادبيات بود كه لازمه آن تحقيق در زندگي پديد آورندگان و همچنين شرايط حاكم بر دوره حيات آنها، فضاي سياسي جامعه، روابط خانوادگي، ارزش هاي موجود در ميان اهل ادب، محافل ادبي، نظريه هاي ادبي مطرح در روزگار خلق آثار.... است. نبود يا كمبود اين اطلاعات، باعث مي شد تا امكان بررسي كم و بيش جامع ادبيات از هر اهل پژوهشي سلب شود. (ص3).


به گفته "اكبرياني" گردآوري اين مجموعه ها از سال 79 آغاز و به صورت مصاحبه اي تدوين شده است،


وي افزود:‌ كتاب ديگر از اين مجموعه كه به زندگي نامه "جواد مجابي" و "محمدعلي سپانلو" اختصاص دارد، به پايان رسيده است. همچنين زندگي نامه احمد محمود،‌ شمس لنگرودي، ليلي گلستان، غلامحسين ساعدي،‌ مهد غبرايي، فرح تميمي نيز تا پايان در حال طي كردن مراحل چاپ است."
اكبرياني در مقدمه اين كتاب ها مي نويسد: "برخي از گفت و گوها مربوط به كساني بود كه از دنيا رفته اند،‌ يافتن افرادي كه آنها را بشناسند و بتوانند درباره شان صحبت كنند،‌ بسيار مشكل بود. همچنين برخي از كساني كه در قيد حيات بودند با توجه به كهولت سن در نوبت هاي طولاني مصاحبه كردند. چنين مشكلاتي چاپ مجموعه را به تعويق انداخت."


پنج كتاب اول اين سري از تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ادبيات به همت نشر روزنگار منتشر شده و از جلد بعد، "نشر ثالث" ناشر اين مجموعه خواهد بود.




مطالب مرتبط


"صادق هدايت" نخستين كتاب از مجموعه تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ايران ... اينجا


هدايت و بهرنگي از زبان تاريخ شفاهي... اينجا


م. آزاد و تاريخ شفاهي ادبيات... اينجا


صمد بهرنگي و تاريخ شفاهي... اينجا


علی باباچاهی و تاریخ شفاهی ... اينجا


اسرار تازه یی از زندگی صادق هدایت در گفتگو با میترا هدایت


***


مجموعه تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ايران: صادق هدايت


مجموعه تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ايران: صمد بهرنگي


مجموعه تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ايران: هوشنگ گلشيري


مجموعه تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ايران: م. آزاد


مجموعه تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ايران:علي باباچاهي


***


بيمارى لاعلاج خوشبينى من ... يادداشت فرزانه طاهري


بيمارى لاعلاج صداقت من ... جوابيه اكبرياني به طاهري


ايضاح چند نكته ... جوابيه دوم طاهري


چند نكته، چند توضيح ... جوابيه ناشر به طاهري


بي پاسخ گذاشتن جوابيه آخر ... اينجا




***


مرتبط به محمدهاشم اكبرياني



"نيست تا نيست" منتشر شد ... اينجا


"نيم غبار دلخوشي" منتشر شد... اينجا


نقد و بررسی تازه ترین کتاب شعر اکبریانی ... اينجا


فروغ مدرن‌تر از شاملو محمدهاشم اكبرياني


جدي گرفته نمي‌شود محمد هاشم اكبرياني


چند شعر از محمد هاشم اكبرياني


وبلاگ پرانتزبسته

Labels: , , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«قدم‌بخير مادربزرگ من بود» منتشر شد

مجموعه داستان
يوسف عليخاني

نشر آموت
چاپ سوم/ 1388
112 صفحه/ 2200 نسخه/ 2200 تومان
چاپ اول
۱۳۸۲، چاپ دوم 1386

* نامزد بیست و دومین دوره ی جایزه کتاب سال
* برنده جایزه ویژه شانزدهمین جشنواره روستا

"قدم بخير مادر بزرگ من بود" نوشته یوسف علیخانی، مجموعه 12 داستان كوتاه است كه در فضاي وهم زده روستايي به نام ميلك مي گذرد.
سه داستان از مجموعه قدم بخير مادر بزرگ من بود پيش از اين برنده ي جايزه ويژه شانزدهمين جشنواره بين المللي روستا و داستان هاي برگزيده مسابقه داستان كوتاه صادق هدايت شده اند. اين مجموعه داستان توسط نشر آموت منتشر شده است.
مجموعه داستان " قدم بخیر مادربزرگ من بود " یکی از نامزدهای کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در سال 1383 بود.

 

«قدم‌بخير مادربزرگ من بود» در چاپ سوم ... اینجا
" قدم بخیر مادربزرگ من بود " چاپ دوم شد ...
اينجا

مرتبط
ساده اما تاويل‌پذير - محمد شريفي ... اينجا
درون و برون متن - فتح‌الله بی‌نیاز ... اينجا
راز آمیز و جادوگرانه - م.ع. سپانلو ... اينجا
این داستان‌های باطل السحر - عبدالعلی دستغیب ... اينجا
داستان‌هاي اين مجموعه وهمي هستند - شهرنوش پارسي پور ... اينجا

خرافه‌های داستانی شده - سپیده جدیری ... اينجا
زباني گمشده در آن سوي زمان - اميد بي‌نياز ... اينجا
رونوشت با اصل برابر نیست - حسن محمودی ... اينجا
تجربه‌هاى تازه و دلهره هاي دروني - بهناز علیپور گسگری ... اينجا
اِزرا پاوند اين بار از ميلك مي آيد! - فريدون حيدري مُلك‌ميان ... اينجا
دوباره بلندخوانی کتاب "قدم بخير مادر بزرگ من بود" - یاشار احدصارمی ... اينجا

گفتگو با روزنامه شرق ... اينجا
جلسه نقد " قدم بخیر..." در نمایشگاه کتاب ... اينجا
خواب هایی که داستان شدند - گفتگو - ارژنگ تورانی ... اينجا
جلسه نقد و بررسی " قدم بخیر..." در کانون ادبیات ایران ... اينجا

درباره يوسف عليخاني ... اينجا

Labels: , , , , , , , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com