تادانه

تازه‌های نشر ثالث
آدلف
بنژامن کنستان
ترجمه مینو مشیری

نشر ثالث
چاپ اول 1388
2000 نسخه
136 صفحه
2800 تومان


هدیه غیرمنتظره
استیگ داگرمن
ترجمه محمدرضا قلیچ خانی

نشر ثالث
چاپ اول 1388
1100 نسخه
124 صفحه
2800 تومان


سفر در اتاق نسخه برداری
پل استر
ترجمه مهدی غبرائی

نشر ثالث
چاپ اول 1388
1100 نسخه
140 صفحه
2800 تومان



گذری بر داستان نویسی فارسی
(مجموعه تحقیقات و نقد ادبی)
مهوش قویمی

نشر ثالث
چاپ اول 1387
1100 نسخه
246 صفحه
4500 تومان


نامه های کافکا به پدر و مادر
فرانتس کافکا
ترجمه ناصر غیاثی

نشر ثالث
چاپ اول 1387
2200 نسخه
102 صفحه
2000 تومان


بیگانگی در آثار کافکا
و تاثیر کافکا بر ادبیات مدرن فارسی
محمود فلکی

نشر ثالث
چاپ اول 1387
2200 نسخه
174 صفحه
3200 تومان



زن در پیاده رو راه می رود
(مجموعه داستان)
قاسم کشکولی

نشر ثالث
چاپ اول ثالث 1388
1100 نسخه
88 صفحه
2000 تومان


الا تی تی
(مجموعه داستان)
مهدی اخوان لنگرودی

نشر ثالث
چاپ اول 1387
1100 نسخه
152 صفحه
2800 تومان


لیلا و تکرار یک روایت
الهه منافی

نشر ثالث
چاپ اول 1388
1100 نسخه
156 صفحه
3000 تومان

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
نشر ثالث
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
به یاد عمران صلاحی
دیروز رفته بودم کریمخان، دنبال چند تا کتاب. نشر چشمه بسته بود. چند جا رفتم تا رسیدم نشر ثالث. دیدم که ساعت 5 است و رونمایی کتاب گفتگو با عمران صلاحی از سری کتاب های تاریخ شفاهی ادبیات ایران زیر نظر محمدهاشم اکبریانی ساعت 6 برگزار می شود. ماندم.
ماندم تا بعد از چند ماه که جایی نرفته و کسی را ندیده بودم دوستانم را ببینم. نشستم و نگاهم تمام وقت مانده بود روی چهره یاشار، پسر عمران صلاحی و همسر و دخترش. متاسفانه همه کسانی که پشت میکروفون می رفتند از یاشار حرف می زدند و تعریفش می کردند و دریغ از این که کسی اشاره ای به دخترش بکند و انگار نه انگار این دختر تنها هم دختر عمران است. زن عمران هم تمام وقت بغض می کرد و خیره می شد به لامپ ها و تعریف هایی که دیگران می کردند از شوهر شاعر که آرزو داشته میز کاری داشته باشد و مجبور نباشد شعرهایش را در آشپزخانه و پشت میز آن جا بنویسد.
عمران صلاحی را همیشه در جلسات مختلف می دیدم که بلند بود و آرام و این آخری ها البته در خیلی از برنامه های دولتی هم شرکت می کرد و مدام اینجا و آنجا دعوتش می کردند؛ مکافاتی که سر کسانی مثل منوچهر آتشی و م. آزاد هم آمد و دم آخری نیازمند خانه شاعران شده بودند و به سکه ای مجبور بودند به همه جا بروند.
یک دفعه یاد موضوعی افتادم که به عمران صلاحی و خودم ربط داشت:
سال 80 دنبال قصه عزیز و نگار راه افتاده بودم توی در و دهات پشت کوه های البرز. در این گشت و گذارها به پیرمردی رسیدم که این قصه را به نظم درآورده بود. معلم بازنشسته بود و در روستایی که زندگی می کرد فرش فروشی و باغبانی می کرد. گفتگویی با او انجام دادم که مدتی بعد در روزنامه انتخاب منتشر شد. در معرفی اش نوشته بودم او جدا از معلمی، باغبانی و فرش فروشی، شعر هم می گوید و خطاطی هم می کند. یک روز محسن فرجی که همکارم در انتخاب بود به شوخی، مجله دنیای سخن را نشانم داد که در صفحه ع. شکرچیان، مطلبی به طنز درباره این گفتگو و شغل های آقای شاعر نوشته شده بود. ع، همان عمران بود و شکرچیان، همان صلاحی. در ادامه شغل های آقای شاعر طالقانی، شغل های دیگری هم نوشته بود و این گفتگو را به طنز گرفته بود.
علیرضا رئیس دانا، کنارم نشسته بود. گفت "حیف شد! زود رفت." نمی دانم چرا یک لحظه حسودی ام شد به عمران و گفتم "خوش به حالش! می ماند که بیشتر از این بماند؟"
عمران را بیشتر طنزپرداز می دانستم تا این که محسن فرجی یکی از بهترین شعرهایش را ، وقتی که دانشجو بودیم و ساکن خوابگاه سنایی (پل کریمخان) برایم خواند و خواندیم همیشه. شعر دیگری از او به خاطر ندارم و فکر می کنم این آرزوی هر شاعر و نویسنده ای است که اثری از او مدام ، حتی شده به وسیله یک نفر، زمزمه شود. این شعر عمران را همیشه زمزمه می کردیم:

کمک کنیم هلش بدیم، چرخ ستاره پنچره
رو آسمون شهری که ستاره، برق خنجره
گلدون سرد و خالی رو بذار کنار پنجره
بلکه با دیدنش یه شب وا بشه چند تا حنجره
به ما که خسته ایم بگه خونه بهار کدوم وره
تو شهرمون آخ بمیرم چشم ستاره کور شده
برگ درخت باغ مون زباله سپور شده
مسافر امیدمن رفته از اینجا دور شده
کاش تو فضای چشم مون پیدا بشه یه شاپره
به ما که خسته ایم بگه خونه بهار کدوم وره
کنار تنگ ماهیا، گربه رو نازش می کنن
سنگ سیاه حقه رو مهر نمازش می کنن
آخر خط که می رسیم خط رو درازش می کنن
آهای فلک که گردنت از همه مون بلن تره
به ما که خسته ایم بگو خونه بهار کدوم وره؟

ولی واقعا چه زود زمان می گذرد. 12 مهر 85 بود که عمران رفت.


عکس های جواد آتشباری از شب رونمایی کتاب گفتگو با عمران صلاحی در نشر ثالث:

علی دهباشی و محمدهاشم اکبریانی

هوشنگ مرادی کرمانی

کامبیز درمبخش

منوچهر احترامی

همسر و دختر عمران صلاحی

سیمین بهبهانی و همسر حمید مصدق

یاشار صلاحی

خانواده صلاحی و سیمین بهبهانی در حال رونمایی کتاب

Labels: , , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
اولین جایزه شعر خبرنگاران
مراسم اهدای جایزه به برگزیده اولین دوره جایزه شعر خبرنگاران سه‌شنبه در کافه نشر ثالث برگزار شد.
در این مراسم که محمود دولت‌آبادی، شمس لنگرودی، احمد پوری، فرخنده حاجی‌زاده، حافظ موسوی، اسدالله امرایی، علی عبداللهی، کاوه میرعباسی، رسول یونان، فرزین شیرزادی، علی‌اصغر رمضان‌پور، یونس تراکمه، علیرضا بهنام، علیرضا بهرامی و جمعی از خبرنگاران، شاعران، نویسندگانو مترجمان حضور داشتند،از میان ده نامزد راه یافته به مرحله نهایی، ‌مجموعه شعر "یک بسته سیگار در تبعید" از غلامرضا بروسان، به عنوان شاعر برگزیده ، انتخاب شد.
شمس لنگرودی، سخنران این نشست در سخنانی مطبوعات را از عوامل موثر در مدرن شدن جامعه معرفی کرد که همواره از همان ابتدای پیدایش خود با مخالفت اشراف‌زادگانسنتی و حومت‌هایی چون رضاخان قرار گرفت.
در نخستين دوره اين جايزه، 60 كتاب شعر منتشر شده در سال 1384 كه به دبيرخانه جايزه ارسال شده بودند، مورد ارزيابي قرار گرفتند و از اين ميان، ده مجموعه شعر به مرحله نهايي راه يافتند: «از من فقط النگويي مي‌ماند» اثر فرزانه قوامي، «امضاي تازه مي‌خواهد اين نام» اثر فرياد شيري، «اين روزهايم گلوست» اثر پگاه احمدي، «باغبان جهنم» اثر شمس لنگرودي، «تا سيد سليمان» اثر عبدالمجيد انصاري نسب، «تبصره» اثر مهرنوش قربانعلي، «حبسيه‌هاي يك ماهي» اثر عليرضا بديع، «منظومه افسانه هو...» اثر احمد فريدمند، «نه چهچهي نه جيك جيكي» اثر فهيمه غني‌نژاد و «يك بسته سيگار در تبعيد» اثر غلامرضا بروسان.
هيأت داوران جايزه شعر خبرنگاران را «محمد هاشم اكبرياني»، «عليرضا بهرامي»، «سپيده جديري»، «محمدحسين عابدي» و «پوريا گل محمدي» تشکیل می‌دادند.
انتشارات امرود (پونه ندایی)، انتشارات مروارید (حسن‌زاده)، انتشارات نگاه (علیرضا رئیس‌دانا) و انتشارات آمیتی (شمس مستوفی) در تهیه جایزه و نشر ثالث در فراهم آوردن امکانات لازم برای برگزاری مراسم نقش داشتند.


نقدي بر مجموعه شعر "يك بسته سيگار در تبعيد" سروده غلامرضا بروسان ... اینجا
دو شعر از غلامرضا بروسان، برنده اولین جایزه شعر خبرنگاران ... اینجا
این کتاب مجموعه‌ای است از شعر شاعران مشهد ... اینجا

***
گزارش و عکس‌های ایسنا ... اینجا

جایزه شعر خبرنگاران

محمدهاشم اکبریانی، شمس لنگرودی و غلامرضا بروسان؛ عکس:‌ ایسنا

Labels: , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
تاريخ شفاهي ادبيات معاصر

از سري مجموعه تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ايران كتاب هاي "صادق هدايت" و "صمد بهرنگي"، "م. آزاد"،"علي باباچاهي" و " هوشنگ گلشيري " زير نظر «محمدهاشم اكبرياني» منتشر شد.


كتاب"صادق هدايت"به كوشش"مريم سادات گوشه"، "م. آزاد" به كوشش "اردوان اميري نژاد"، "صمد بهرنگي" به كوشش "كيوان باژن"، "هوشنگ گلشيري"به كوشش "مريم طاهري مجد" و "علي باباچاهي" به كوشش "سيدعبدالله سادات مدني" تاليف شده است.


در اين كتاب ها كه از ارزشمندترين كتاب هاي ادبي تاريخي معاصر به شمار مي روند، زندگي نويسندگان و شاعران تاثيرگذار از دوران كودكي، نوجواني، ادبي و خلق آثار ادبي، در گفتگو با نزديكان، دوستان و خود نويسندگان و شاعران به خواننده منتقل شده است.


اكبرياني در مقدمه اين مجموعه مي نويسد: آنچه اهميت داشت تحليل جامعه شناسي، روان شناسي، سياسي و..... از ادبيات بود كه لازمه آن تحقيق در زندگي پديد آورندگان و همچنين شرايط حاكم بر دوره حيات آنها، فضاي سياسي جامعه، روابط خانوادگي، ارزش هاي موجود در ميان اهل ادب، محافل ادبي، نظريه هاي ادبي مطرح در روزگار خلق آثار.... است. نبود يا كمبود اين اطلاعات، باعث مي شد تا امكان بررسي كم و بيش جامع ادبيات از هر اهل پژوهشي سلب شود. (ص3).


به گفته "اكبرياني" گردآوري اين مجموعه ها از سال 79 آغاز و به صورت مصاحبه اي تدوين شده است،


وي افزود:‌ كتاب ديگر از اين مجموعه كه به زندگي نامه "جواد مجابي" و "محمدعلي سپانلو" اختصاص دارد، به پايان رسيده است. همچنين زندگي نامه احمد محمود،‌ شمس لنگرودي، ليلي گلستان، غلامحسين ساعدي،‌ مهد غبرايي، فرح تميمي نيز تا پايان در حال طي كردن مراحل چاپ است."
اكبرياني در مقدمه اين كتاب ها مي نويسد: "برخي از گفت و گوها مربوط به كساني بود كه از دنيا رفته اند،‌ يافتن افرادي كه آنها را بشناسند و بتوانند درباره شان صحبت كنند،‌ بسيار مشكل بود. همچنين برخي از كساني كه در قيد حيات بودند با توجه به كهولت سن در نوبت هاي طولاني مصاحبه كردند. چنين مشكلاتي چاپ مجموعه را به تعويق انداخت."


پنج كتاب اول اين سري از تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ادبيات به همت نشر روزنگار منتشر شده و از جلد بعد، "نشر ثالث" ناشر اين مجموعه خواهد بود.




مطالب مرتبط


"صادق هدايت" نخستين كتاب از مجموعه تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ايران ... اينجا


هدايت و بهرنگي از زبان تاريخ شفاهي... اينجا


م. آزاد و تاريخ شفاهي ادبيات... اينجا


صمد بهرنگي و تاريخ شفاهي... اينجا


علی باباچاهی و تاریخ شفاهی ... اينجا


اسرار تازه یی از زندگی صادق هدایت در گفتگو با میترا هدایت


***


مجموعه تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ايران: صادق هدايت


مجموعه تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ايران: صمد بهرنگي


مجموعه تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ايران: هوشنگ گلشيري


مجموعه تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ايران: م. آزاد


مجموعه تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ايران:علي باباچاهي


***


بيمارى لاعلاج خوشبينى من ... يادداشت فرزانه طاهري


بيمارى لاعلاج صداقت من ... جوابيه اكبرياني به طاهري


ايضاح چند نكته ... جوابيه دوم طاهري


چند نكته، چند توضيح ... جوابيه ناشر به طاهري


بي پاسخ گذاشتن جوابيه آخر ... اينجا




***


مرتبط به محمدهاشم اكبرياني



"نيست تا نيست" منتشر شد ... اينجا


"نيم غبار دلخوشي" منتشر شد... اينجا


نقد و بررسی تازه ترین کتاب شعر اکبریانی ... اينجا


فروغ مدرن‌تر از شاملو محمدهاشم اكبرياني


جدي گرفته نمي‌شود محمد هاشم اكبرياني


چند شعر از محمد هاشم اكبرياني


وبلاگ پرانتزبسته

Labels: , , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com