تادانه

شهيد حضرتقلي‌ کمالي‌ط‌راقي‌
نام پدر: ولي‌
محل تولد: شهرستان بجنورد روستاي ط‌راقي‌كرد
تاريخ تولد:02/01/49
تاريخ شهادت :22/10/65
محل شهادت :
منطقه :
مسؤليت :
رزمنده‌ شغل :
عضويت :
ساير يگان:
گلزار : ثبت نشده
کد شهید:6531020

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
با کمی شرح


بر دیوار ِ دری در «دماوند» - عکس: تادانه

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
بدون شرح


گورستانی در نزدیکی "بره‌سر" خورگام - عکس: تادانه

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«اژدهاکشان» به روایت «ساینا علیخانی»
اولین باری که به شهر آمدم، کلاس دوم ابتدایی بودم؛ سال 1361. سیمرغِ میلَکی‌ها وقتی گردنه‌ها را برد زیر چرخ‌هایش و از «گَدوک» سرازیر شد و از «زرشک» رد شد و بوی «قزوین» آمد، قبل از تمام شدن جاده خاکی، یکی از اهالی با دست، کوهی را نشان داد و قصه را گفت.

بعد سوم ابتدایی دیگر شهری شدیم و همه آمدیم قزوین اما باز اول شهریور با همان سیمرغ برمی‌گشتیم «میلَک» که فصل فندق‌چین بود. هر بار قصه باز گفته می‌شد. گاهی می‌گفتند و گاهی می‌خواستم که بگویند.

آخرین روز سال 88 رفته بودیم گشتی در شهر قزوین بزنیم که «اِیرنا» مه را دید چون شالی در گردن کوه‌های بین الموت و قزوین. نگاهش را گرفتم و گاز دادم سمت خروجی قزوین و جاده باراجین. «ساینا» از مه می‌ترسد و همه‌اش خدا خدا می‌کرد به کوه‌ها نرسیم که همیشه فکر می‌کند موجودات وحشتناک در مه‌ستان لانه دارند.

وقتی به گردنه پایین کوه «زرشک» رسیدیم، به ایرنا و ساینا گفتم «به این کوه می‌گن اژدهاکُشان». بعد ساینا که آرام و بی سر و صدا پشت سر نشسته بود، در فاصله‌ای که من بیرون بروم و عکس بگیرم از «اژدهاکشان» و ردّ ِ اژدهاک بر کوه و سنگ‌هایی که نشان از آدم‌هایی هستند که به حضرت علی کمک نکرده‌اند، ساینا داستانش را نوشته بود و از عجب اینکه او هم اسمش را گذاشته بود «اژدهاکشان»

جالب اینکه «ساینا» امسال کلاس دوم ابتدایی است.







اژدهاکشان
در زمان قدیم یک کوه بلند بود که اژدها از آن بالا می رفت. یک روز حضرتقلی می خواست اژدها را بکشد و بعضی از جانوارانی که می خواستند آن را نگاه کنند سنگ شدند و سگ حضرتقلی همیشه کنار آن کوه است و دم اژدها و رد دم اژدها بود که من دیدم و آن جا خون بود آن خون ادامه داشت تا پایین کوه. این خیال است و شما هم این قصه را بنویسید. اگر شما هم می خواهید این را ببینید در کوهستان قزوین است. ساینا علیخانی

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
اژدهاکُشان
مجموعه داستان
يوسف عليخاني

نشر آموت
چاپ چهارم: زمستان 1388176 صفحه، 2200 نسخه، 3500 تومان
چاپ اول: 1386 چاپ دوم: 1387 چاپ سوم: 1388


* شایسته تقدیر در جایزه جلال آل احمد
* نامزد هشتمین دوره جایزه هوشنگ گلشیری


گزارش و عکس‌های جلسه نقد «اژدهاکشان» در سرای اهل قلم ... اینجا
گزارش و عکس‌های جلسه نقد «اژدهاکشان» در نشر افراز ... اینجا
گزارش و عکس‌های جلسه نقد «اژدهاكشان» در كانون ادبيات ... اینجا

گفتگو با(رادیو فرهنگ) ، (روزنامه جام‌جم) و (رادیو زمانه)
(پارسنامک)، (شهرگان)، (اعتماد ملی)، (کتاب هفته)

نقدها:
فتح‌الله بی‌نیاز: اژدهاکشان اثری مدرنيستي است و از ادبيات شفاهي بهره مي‌گيرد
محمدرضا گودرزی: این داستان‌ها از يك بُعد، مدرن هستند و از يك بُعد اسطوره‌اي
عبدالعلي دست‌غيب: علیخانی داستانی پدید آورده کاملا بومی و غیر اقتباسی
دكتر روشنك پاشايي (كارگزاران):‌ زمان داستان‌ها از روزگاران کهن تا اکنون است
ميترا داور: (مجله اينترنتي مرور) اژدهاکشان گامي‌‌ست در احیای ادبیات بومي
شهرنوش پارسی پور (رادیو زمانه): حضرتقلی اژدهاکشان، یک اسم اساطیرواری دارد
فريدون حيدري مُلك‌ميان:‌ (مجله ماندگار) معشوقه‌کشان یا واپسين تعبير رؤياهاي بدوي
م.ع. سپانلو، بني‌فاطمه‌ و پنهاني : (همشهري) داستان‌هاي خوف‌انگيز اژدهاکشان
اميد بي‌نياز: (مجله بخارا) اينجا ميلك است؛ پاتوق رئاليسم بومي ايران
سپيده جديري: ( اعتماد ملي) بر پايه داستاني‌كردن خرافه‌ها و باورها شكل مي‌گيرند
محسن فرجي:‌ (اعتماد ملي) در اژدهاکشان موفق به خلق دنياي داستاني خود شده
مريم حسينيان: ( قدس) علیخانی، خواسته يا ناخواسته به فرم هم نزديك شده است
سيده رباب ميرغياثي (اعتماد ملي): نویسنده، ناخودآگاه پاي در كفش مردم نگاران كرده
محسن حكيم‌معاني (همشهري):‌ مجموعه قبلي پر بود از واژه هاي نامانوس محلي
طلا نژادحسن: به کارگیری افسانه و تا حدود زیادی به روز کردن آن
آراز ایلخچویی:‌ می توانست خیلی بهتر باشد ولی یک عنصر اساسی غایب است
علی قانع: (فرهنگ آشتی) ... تلاشی برای وصل ادبیات بومی به ادبیات داستانی
بهنام ناصح: (ماندگار) يك شاهكار ادبي نيست ولی يك موفقيت محسوب مي‌شود
محمد مطلق: (روزنامه ايران) پشت سرت را نگاه نكن، اژدهاكشان استمحمدهاشم اكبرياني (م.مهاب): ( اعتماد) حادثه شگفتی ندارند اما خواندني هستند
مجتبي پورمحسن: (راديو زمانه) علیخانی همچنان بیشتر پژوهشگر است تا ...
ساير محمدي: (كتاب هفته) چقدر از شیوه و شگرد رئاليسم جادويي بهره گرفته‌ايد؟
مریم حسینیان: اگر "میلک" را از شما بگیرند، از کجا داستان می نویسید؟

Labels: , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com