تادانه

گزارش و عکس‌های سومین نشست آموت
به گزارش خبرگزاری ایسنا ... اینجا
به گزارش خبرگزاری مهر ... اینجا
به گزارش خبرگزاری ایبنا ... اینجا
به گزارش نشر آموت ... اینجا
به گزارش سایت مد و مه ... اینجا
به گزارش خبرگزاری رویا ... اینجا و اینجا
کوچه های قدیمی ... اینجا
نقطه ویرگول ... اینجا
به گزارش تبیان ... اینجا
به گزارش روزنامه جوان ... اینجا
به گزارش روزنامه آرمان ... اینجا و اینجا
به گزارش روزنامه روزگار ... اینجا
به گزارش گویا ... اینجا
به گزارش راوی ... اینجا





Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«شب آفتابی» نسرین ثامنی نقد مي‌شود

رمان «شب آفتابي» نوشته‌ي نسرين ثامني در سومین نشست «نقد آموت» نقد مي‌شود.
به گزارش بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،‌ نشست نقد رمان «شب آفتابي» نسرين ثامني ساعت 16 روز پنج‌شنبه (پنجم اسفند‌ماه) در نشر آموت برگزار مي‌شود.
در سومين نشست از سلسله نشست‌هاي نقد كتاب آموت، محمدرضا گودرزي، رسول یونان و حميدرضا اميدي سرور و با حضور نويسنده‌ي كتاب ، رمان «شب آفتابی» را نقد خواهند کرد.
دفتر نشر آموت زير پل كريم‌خان، نبش خیابان ايرانشهر، به طرف غرب پلاك 170 (178 قديم) طبقه‌ي دوم قرار دارد.
«شب آفتابی» به گمان اين نويسنده متفاوت‌ترين رمانش به لحاظ قصه و پاكيزه‌ترين رمانش از لحاظ زبان در ميان آثار او به شمار مي‌رود.
هفتادمین رمان ِ نسرین ثامنی446 صفحه است و با قيمت 8500 تومان به وسيله نشر «آموت» منتشر شده است.

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
فرمول جادویی عامه پسندها

هفته نامه یکشنبه - سال اول - شماره 4 - یکشنبه 10 بهمن 1389


نقد یاسین نمکچیان بر معجون عشق - صفحه 26 و 27


گفتگو با ر. اعتمادی: صفحه 28 و گفتگو با نرگس جورابچیان: صفحه 29


گفتگوی علی خوشتراش با نسرین ثامنی درباره «شب آفتابی»: صفحه 30 و 31


توضیح کوتاه: روی هر کدام از این صفحات کلیک کنید می توانید به صفحه مورد نظر برسید. به راحتی می توانید مجله را ورق بزنید و با کلیک کردن بر گزینه مثبت، صفحه بزرگ و خوانا می شود.

Labels: , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
كلمات نويسنده‌اي در شب آفتابي

مدتي قبل در همين صفحه آخر روزنامه شرق پيشنهاد دادم با هم مهربان باشيم و عده‌اي را به جرم نويسنده عامه‌پسند (مردم‌پسند و پرفروش) بودن حذف نكنيم كه رمان‌هاي اين گروه سكوي پرش خوانندگان جدي هستند و همه ما در زمان‌هاي مختلف (نوجواني، جواني، ميانسالي) كتاب‌هايشان را خوانده‌ايم. اشاره‌اي هم به سه نويسنده داشتم كه اولي كتابش در ايران مورد بي‌مهري قرار گرفت و اندكي پس از ترجمه به زبان ايتاليايي، برنده جايزه معروف «بوكاچيو» شد و نويسنده ديگري كه در ايران ديده نشده (از سوي منتقدان جدي ادبيات) ترجمه رمانش را به زودي انتشارات «پنگوئن» منتشر مي‌كند. از نويسنده سوم فقط اشاره‌وار گذشتم كه كتابش آن وقت زير چاپ بود.

بعد از آن يادداشت دوستان زيادي يا اي‌ميل زدند يا تلفن كه فلاني! دوستت داريم، داستان‌هايت را دوست داريم اما اين چه كاري است كه حرف از «نسرين ثامني» مي‌زني. به يكي‌شان كه نويسنده معروفي است و پيش از نويسنده شدن، منتقد مشهوري هم بوده، گفتم: «نسرين ثامني 69 كتاب دارد كه با اين كتاب آخري، تعداد كتاب‌هايش به 70 عنوان مي‌رسد، منصف باشيد و بنشينيد و هفت كتابش را بخوانيد و آن وقت اين كتاب آخري را مقايسه كنيد با بقيه كارهايش. گفتم ادعايي كرده‌ام درباره ويرايش رمان اين گروه نويسندگان كه معتقدم با اندكي دقت در زبان و... اينها نويسندگان برجسته‌اي هستند.»

نويسنده و فيلمنامه‌نويس معروفي را هم نزديك ميدان هفت‌تير ديدم (همين هفته قبل و حدود ساعت هفت شب). خنديد توي صورتم و گفت: «خوشحالم كه بعد از سال‌ها يكي جرات كرده و از اينها حرف مي‌زند.» بعد گفت: «تو مي‌گويي اينها فقط تعليق دارند و بلد هستند خواننده را نگه دارند، حال آنكه فراموش كرده‌اي زبان فارسي را اينها زنده نگه داشته‌اند، نه آنهايي كه قلمبه سلمبه مي‌نويسند و ...»

آن وقت با يك كتابخوان حرفه‌اي در ياهو‌مسنجر گپ مي‌زدم. گفت: «راستي فلاني! چطور است كه من خشم و هياهوي فاكنر و اگر شبي از شب‌هاي زمستان مسافري ِ كالوينو و صد سال تنهاييِ ماركز و ده‌ها رمان خارجي را مي‌خوانم و ارتباط مي‌گيرم اما اين كتاب‌هايي را كه گُر و گُر جايزه هم مي‌گيرند، نمي‌توانم بخوانم. ماجرا چيست؟»

اينها گذشت تا سه روز پيش كه گفت‌وگوي خبرگزاري ايسنا را با «نسرين ثامني» به مناسبت چاپ رمان «شب آفتابي» خواندم. بغض گلويم را گرفت. حرف همه دوستان منتقد و نويسنده و كتابخوان را فراموش كردم و ياد دوراني افتادم كه با مردم‌پسندها و پرفروش‌ها گفت‌وگو مي‌كردم (براي كتاب معجون عشق). نسرين ثامني آن روزها هرگز حاضر به گفت‌وگو نشد. خب آن وقت دلخور شدم اما وقتي گفت‌وگويش با ايسنا را خواندم ديدم كه شايد هم حق داشته.

* این یادداشت امروز در صفحه آخر ِ روزنامه شرق منتشر شده است.

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
رمان «شب آفتابی» نسرین ثامنی منتشر شد
هفتادمين رمان نسرين ثامني با نام «شبِ آفتابي» به وسیله نشر آموت منتشر شد.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، رمان جديد اين نويسنده‌ي رمان‌هاي پرفروش و اصطلاحا عامه‌پسند، 446 صفحه است و با قيمت 8500 تومان به وسيله‌ي نشر آموت منتشر شده است.

در معرفي ناشر از اين نويسنده آمده است: «از انتشار اولين رمان نسرين ثامني در سال 1361 تاكنون بيش از سه دهه مي‌گذرد. او طي اين سال‌ها پركارترين نويسنده‌ي‌ زن پس از انقلاب بوده است. جوانان ديروز كه با خواندن آثاري چون «گلي در شوره‌زار» نوشته‌ي اين نويسنده رمان‌خوان شده‌اند، اكنون در ميان‌سالي به سر مي‌برند. نسرين ثامني آرزو دارد «نسرين ثامني» باقي بماند و هرگز مانند ديگري نباشد. او راوي رنج‌هاي نهفته‌ي انسان‌ها بوده است. مي‌گويد: «زن و مرد ندارد، انسان با رنج به دنيا آمده و با رنج زندگي مي‌كند و با رنج مي‌ميرد. ما فقط قصه‌ي‌ اين رنج‌ها را مي‌نويسيم.

«شب آفتابي» به گمان اين نويسنده، متفاوت‌ترين رمانش به لحاظ قصه و پاكيزه‌ترين رمانش از لحاظ زبان در ميان آثار او به شمار مي‌رود.»

نسرين ثامني در توضيحات بيش‌تري درباره‌ي رمان جديدش به ايسنا مي‌گويد: رمان «شب آفتابي» هفتادمين اثر من است. اين رمان ماجراي مرد نقاشي است كه يك آتليه‌ي نقاشي دارد و هنرجوياني نزد او نقاشي ياد مي‌گيرند و دختري كه از او 20 سال جوان‌تر است، عاشق استادش مي‌شود و مرد نقاش كه به همسر و زندگي‌اش وفادار است، دست رد به سينه‌ي معشوقه‌ي جوانش مي‌زند و ماجراهاي ديگري اتفاق مي‌افتد.

او مي‌افزايد: «شب آفتابي» از جمله رمان‌هايي است كه نسبت به ساير آثارم متفاوت است و در ميان اين 70 اثري كه تأليف كرده‌ام، رمان «شب آفتابي» به همراه دو سه رمان ديگر بود كه ويرايش شدند. در واقع، ناشران براي جلوگيري از هزينه‌هاي جانبي، معمولا از ويرايش آثار داستاني پرهيز مي‌كنند و معتقدند كه رمان به ويرايش نيازي ندارد؛ اما رمان «شب آفتابي» از جمله آثاري است كه ويرايش شده است.

اين نويسنده در پاسخ به اين‌كه معمولا چقدر زمان صرف تأليف رمان‌هايش مي‌كند، مي‌گويد: من معمولا داستان‌هايم را در طول سه ماه مي‌نويسم و گاهي وقت‌ها ضرورت دارد در مورد سوژه‌ها و موضوعاتي كه در رمان‌هايم طرح مي‌كنم، مطالعه و اطلاعاتي داشته باشم و از همين‌رو براي تأليف برخي از آثار داستاني‌ام كتاب‌هاي متعددي را در حوزه‌هاي روانشناسي مطالعه مي‌كنم؛ اما عموما هنگام كليد خوردن داستان تا پايان روايت آن، سه ماه زمان صرف مي‌شود. از آن‌جايي كه آثار داستاني من كم‌وبيش توجهي به مسائل روانشناسي و تربيتي دارد، عمده مطالعه‌ي من در حوزه‌ي كتاب‌هاي روانشناسي است.

ثامني درباره‌ي احساسش از پرفروش بودن آثارش نيز توضيح مي‌دهد: راستش پرفروش بودن هم براي ناشر و هم براي نويسنده حس خوبي را به همراه مي‌آورد. اصلا خود شما دوست نداريد مطرح شويد و جوان‌ها با خواندن آثارتان لذت ببرند و مخاطبان آثار شما را تعريف و تمجيد كنند؟ طبيعي است كه اين‌ها به ما براي ادامه‌ي كار نوشتن، قوت قلب مي‌دهد.

او در پاسخ به اين‌كه حتا اگر از طرف محافل نقد و جايزه‌هاي ادبي مورد توجه قرار نگيريد، باز هم همين‌طور است، اظهار مي‌كند: حقيقتا من هرگز به اين فكر نمي‌كنم كه بخواهند جايزه‌اي را به من بدهند. بزرگ‌ترين جايزه‌ي من، مخاطبانم هستند كه نه تنها جوانان؛ بلكه در سنين مختلف از بين مرد و زن و با حرفه‌هاي مختلف را دربر مي‌گيرد. بارها و بارها خانم‌هايي از شهرستان‌هاي مختلف ايران از طرق مختلف با من تماس گرفته و گفته‌اند وقتي آثار شما را مي‌خوانيم، درس زندگي مي‌گيريم و اين نيست كه من همواره از عشق و عاشقي بنويسم. بارها شده از يك زن رنج‌ديده مي‌نويسم و مخاطبان از اين شخصيت‌ها الگو مي‌گيرند و در زندگي‌ پايداري و مقاومت مي‌كنند؛ بنابراين اين‌ها بيش‌تر مرا ارضا مي‌كند تا اين‌كه بخواهند جايزه‌اي را به من بدهند.

اين نويسنده دوست دارد آثارش نقد شود و تأكيد مي‌كند كه بيش‌تر از هر چيز خوشحال مي‌شود آثارش با نگاهي منصفانه نقد و بررسي شود.

او در اين‌باره مي‌افزايد: روشن است من براي مردم اين سرزمين مي‌نويسم و برايم خوشايند است كه آثارم مورد نقد و بررسي قرار گيرد و بدون حب و بغض، داستان‌هايم نقد شود. از سال 1361، با انتشار نخستين رمانم تا كنون، 70 جلد كتاب منتشر كرده‌ام و نديده‌ام در اين 28 سال نقدي بر يكي از داستان‌هايم نوشته شود.

او مي‌گويد: البته در همه‌ي اين سال‌ها مدام جريان ادبيات عامه‌پسند مورد نقد و گاهي توهين قرار گرفته است؛ اما هرگز نديده‌ام كه اثري از من توسط منتقدان مورد نقد و بررسي قرار گيرد. منتقدان هيچ‌گاه آثار مرا نخوانده‌اند و به جرم اين‌كه عامه‌پسند بوده است، بي‌اعتنا از كنار آن گذشته‌اند. من ترجيح مي‌دهم كه منتقدان چند اثر برترم را بخوانند و آن‌ها را نقد و تحليل كنند. از جمله رمان‌هاي «تنهاترين ستاره‌ي شب» و «شيدا» را كه به اعتقاد خودم، جزو بهترين آثار من هستند، بخوانند و نقد كنند. خوب است منتقدان جريان ادبيات عامه‌پسند بنشينند و اين دو اثر را بخوانند و آن‌گاه حرف بزنند؛ آثاري كه من به آن‌ها عميقا تعلق خاطر دارم و براي تأليف آن‌ها زمان و انرژي زيادي گذاشته‌ام. البته مي‌پذيرم كه آثار ضعيف هم در ميان اين تعداد داستان‌ وجود دارد كه بيش‌تر مربوط به رمان‌هايي است كه در سال‌هاي هجده، نوزده‌سالگي تأليف كرده‌ام.

نسرين ثامني يادآور مي‌شود: من از دوازده‌سالگي كتاب ‌خوانده‌ام، در كتابخانه‌اي كه براي پدر و عمويم بود و در آن بسياري از آثار ادبي و كلاسيك دنيا وجود داشت. در چهارده‌سالگي رمان «بينوايان» ويكتور هوگو را خواندم و از همان سال‌ها به صرافت افتادم يك ژان‌ والژان ايراني خلق كنم و سال‌ها اين مسأله ملكه‌ي ذهنم بود؛ اما رفته رفته از خلق يك ژان والژان ايراني منصرف شدم. من تمام آثار بزرگان ادبيات دنيا را خوانده‌ام؛ از كتاب‌هاي داستايوفسكي تا آثار اميل ‌زولا، تولستوي و بسياري ديگر از نويسندگان كه الآن حضور ذهن ندارم يكي يكي آن‌ها را براي شما بشمرم. اما نويسنده‌ي محبوبم در ادبيات غرب، ويرجينيا وولف است و از بين نويسندگان ايراني نيز آثار غزاله عليزاده را بسيار دوست دارم.

او كه تنها كار و محل درآمدش، داستان‌نويسي است، مي‌گويد: براي من، هميشه نويسندگي يك حرفه بوده است. گذشته از جنبه‌ي علاقه‌ي من به كار نوشتن، كار نويسندگي، كار تمام‌وقت من است و منبع درآمد من براي امرار معاش.

اين نويسنده همچنين درباره‌ي نوع كارش و اين‌كه جزو نويسندگان عامه‌پسند محسوب مي‌شود و پرفروش بودن آثار اين‌گونه نويسندگان، عنوان مي‌كند: حقيقت اين است كه من از همان آغاز نوشتن داستان، تفاوت بين نويسنده‌ي روشنفكر و داستان‌نويس عامه‌پسند را مي‌دانستم و همواره تراوش‌هاي ذهني من همين‌گونه بوده است و هرگز نمي‌توانم يك روشنفكرنويس باشم. شايد نويسندگان معتقد به جريان روشنفكري بگويند عامه‌پسندها آمده‌اند بازار را قبضه كرده‌اند و اگر اين عامه‌پسندها نبودند، ما هم مي‌توانستيم از قبل نوشتن، امرار معاش كنيم؛ اما من گمان نمي‌كنم اين‌طور باشد.

نسرين ثامني در پايان خطاب به نويسندگاني كه آن‌ها را جريان روشنفكرنويس توصيف مي‌كند، مي‌گويد: به عنوان يك دوست حقير مي‌گويم اگر مي‌خواهند از طريق نوشتن امرار معاش كنند، چرا كتاب‌هايي يا چيزهايي را مي‌نويسند و تأليف مي‌كنند كه خواننده از مطالعه‌ي آن‌ها سرگيجه مي‌گيرد. بهتر است كه راحت‌تر و ساده‌تر بنويسند. اگر قرار است براي تعدادي خاص بنويسند، مي‌توانند 10 نسخه از آن را زيراكس بگيرند و به افرادي بدهند. اما ما بايد براي عامه‌ي مردم بنويسيم تا در ميان مشكلات و اندوهي كه دارند، مجالي نيز خودشان را با كتاب سرگرم كنند.

گفتگوی اختصاصی ایسنا با نسرین ثامنی ... اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا

Labels: , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
آخرين پيشنهاد: سه رمان | روزنامه شرق
سال‌هاست شاهد انتشار رمان‌هايي از دو گروه نويسنده هستيم؛ نويسندگاني موسوم به جريان روشنفكري و نويسندگاني موسوم به عامه‌پسند (مردم‌پسند). متاسفانه جنگ پنهاني ميان اين دو گروه بوده و هيچ كدام از اين گروه‌ها گروه ديگر را به رسميت نشناخته. آيا زمان آشتي فرا نرسيده كه محسنات دو طرف مورد توجه قرار گيرد؟ اگر گروه اول به زبان و تكنيك توجه دارد و تيراژشان در خوشبينانه‌ترين حالت به چاپ دوم و سوم مي‌رسد (البته از استثناها بگذريم)، گروه دوم كه همين عامه‌پسندها باشد با استفاده از عنصر قصه، تعليق، معما و بازي با احساسات خوانندگان تيراژهاي نجومي پيدا كرده‌اند. اميدوارم اين يادداشت كوتاه ستاره‌ كوچكي در ميان ستون‌هاي معرفي كتاب روشنفكري قرار گيرد و منتشر شود.

«سهم من»
نوشته پرينوش صنيعي
نشر روزبهان. چاپ بیستم.

اين رمان سال 82 در ايران منتشر شد و همچنان از كتاب‌هاي پرفروش بازار كتاب به شمار مي‌رود. نويسنده با توان فوق‌العاده‌اي كه در قصه‌گويي و قصه‌نويسي دارد چنان خواننده را در چنگ خود نگه مي‌دارد كه او لحظه‌اي نمي‌تواند كتاب را از خود دور كند و هنگام خواندن غرق شادي و غم و نفرت و دوستي مي‌شود. گاهي از سر شوق اشكي مي‌ريزد يا از شخصيتي نفرتي در دل مي‌گيرد. «سهم من» در ايران مورد بي‌مهري جماعت خوانندگان موسوم به روشنفكر قرار گرفت و جدا از گفت‌و‌گويي با نويسنده در مجله «بخارا» و يكي دو مجله ديگر آنچنان كه بايد توجهي به آن نشد. سال گذشته اين رمان به زبان ايتاليايي ترجمه و اندكي بعد برنده جايزه معروف «بوكاچيو» در ايتاليا شد كه خبر مفصل آن را مي‌توان در بي‌بي‌سي يا ايسنا دنبال كرد.

«باغ مارشال»
نوشته حسن كريم‌پور
نشر اوحدي، چاپ بيست و چهارم.

حسن كريم‌پور از نويسندگان مطرح و پرفروش است كه اغلب آثار وي به چاپ‌هاي متعدد رسيده است. «باغ مارشال» معروف‌ترين رمان اين نويسنده كه در حال حاضر به چاپ بيست و چهارم رسيده از اقبال بلند نويسنده خبر مي‌دهد. كريم‌پور پس از استقبال از جلد اول «باغ مارشال» (داستان خسرو)، جلد دوم آن را با عنوان داستان ناهيد و جلد سومش را با عنوان كو زندگي روانه بازار كتاب كرد. آثار كريم‌پور مورد استقبال مترجمان خارجي نيز قرار گرفته و به زودي ترجمه انگليسي «باغ مارشال» در اروپا منتشر مي‌شود. از نويسنده «باغ مارشال» به زودي رمان «بهانه‌اي براي ماندن» روانه بازار كتاب مي‌شود.

«شب آفتابي»
نوشته نسرين ثامني
نشر آموت، زير چاپ.

از انتشار اولين رمان نسرين ثامني در سال 1361 تاكنون بيش از سه دهه مي‌گذرد. او طي اين سال‌ها پركارترين نويسنده‌ زن پس از انقلاب بوده است. جوانان ديروز كه با خواندن آثاري چون «گلي در شوره‌زار» نوشته اين نويسنده رمان‌خوان شده‌اند، اكنون در ميانسالي به سر مي‌برند. نسرين ثامني آرزو دارد «نسرين ثامني» باقي بماند و هرگز مانند ديگري نباشد. او راوي رنج‌هاي نهفته‌ انسان‌ها بوده است. مي‌گويد: «زن و مرد ندارد، انسان با رنج به دنيا آمده و با رنج زندگي مي‌كند و با رنج مي‌ميرد. ما فقط قصه‌ اين رنج‌ها را مي‌نويسيم.» «شب آفتابی» به گمان اين نويسنده متفاوت‌ترين رمانش به لحاظ قصه و پاكيزه‌ترين رمانش از لحاظ زبان در ميان آثار او به شمار مي‌رود.

* منتشر شده در روزنامه «شرق» شنبه 27 آذر 89 صفحه آخر

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com