تادانه

من می خوام برگردم به کودکی


حسین پناهی: من می خوام برگردم به کودکی / دانلود فایل صوتی (MP3)

که می خواستی برگردی به کودکی؟
آره، خب، پشت سوال
کی تا حالا برگشته به کودکیش؟
کی؟ کجا؟
کی؟ کجا؟
می خواستم، میخواستم اما مقدورم نشد
باید مقدورم بشه
آه!
خنده های بی دلیل
گریه های بی دلیل
خیره گی ها، خیره گی ها، خیره گی
خیره گی ها و سکوت
خیره گی و افق سرخ غروب
خیره گی و علف ترد بهار
خیره گی و شبح کوه و درختان در شب
خیره گی و چرخش گردن جغد
خیره گی و بازی ستاره ها
خنده بر جنگ بز و گیوه پهن مادر
گریه بر هجرت یک گربه از امروز به قرنی دیگر
خنده بر عرعر خر
من!
من باید برگردم،
تا تو قبرستون ده، غش غش زیسه برم
به سگ از شدت ذوق، سنگ کوچیک بزنم
توی باغ خودمون انار دزدی بخورم
وقتی که هوای حلوا کردم با خدا حرف بزنم
آخه!
تنها من می دونم شونه چوبی خواهرم کجا افتاده
کلید کهنه صندوق عجائب، لای دستمال کدوم پیرزنی پنهونه
راز خاموشی فانوس کجاست؟
گناه پای شل گاو سیاه گردن کیست
چه گلی را اگر پرپر بکنی شیر بزت می خشکه،
من باید برگردم تا به مادرم بگم، من بودم که اون شب،
شیربرنج سحریتو خوردم
من بودم، من بودم که اون شب شیربرنج سحریتو خوردم.
تا به بابا بگم، باشه باشه، نمی خواد کولم کنی!
گندوما رو تو ببر، من به دنبالت می آم
قول می دم که نشینم خونه بسازم با ریگ
دنبال مارمولکا، نرم تا اون ور کوه!
من می خوام برگردم به کودکی!

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
حسین پناهی
متولد 6 شهریور ماه 1335 مطابق با 28 آگوست 1956 در روستاي دژكوه از توابع استان كهكيلويه و بوير احمد متولد شد . گرچه در كالبد شناسي پس از مرگ و بر اساس آزمايش دي . ان . اي زمان تولدش 6 شهريور 1339 (1960) تشخيص داده شد. پدرش علي پناه و مادرش ماه كنيز نام داشت .

1337/1958
فوت پدر

1341 / 1962
رفتن به مكتب خانه دژكوه

1345 / 1966
اتمام دوره ابتدايي

1346 / 1967
ترك دژكوه ، رفتن به سوق
خواندنن كلاس ششم

1347 / 1968
رفتن به بهبهان و گرفتن سيكل

1351 / 1972
رفتن به قم و طلبگي

1354 / 1975
رها كردن درس حوزوي
سفر به شوشتر و يكسال آموزگاري در آن شهر

1355 / 1976
اقامت در اهواز و اشتغال به شغل هاي مختلف

1356 /1977
بازگشت به روستاي دژ كوه و ازدواج . نام همسر شوكت

1357 / 1978
رفتن به اهواز و كار در كتابخانه اي در آن شهر
تولد فرزند نخست ( ليلا )

1359 / 1980
رفتن به جبهه و فعاليت در بخشهاي فرهنگي
تولد دومين فرزند ( آنا)


1360 / 1981
مهاجرت به تهران
سكونت در يكي از مقبره هاي خصوصي امامزاده قاسم به مدت يك سال
عضويت در گروه تئاتري آناهيتا

1361/1982
نخستين تجربه هاي نمايشنامه نويسي
نوشتن يك گل و بهار
كارگرداني نمايشنامه خوابگرد ها

1362 / 1983
نوشتن آسانسور
نوشتن و كارگرداني تله تئاتر سرودي براي مادران

1363 / 1984
تولد سومين فرزند ( سينا )
نخستين تجربه هاي بازي در تله تئاتر هاي تلوزيوني
بازي در سريال محله بهداشت
نوشتن به سبك آمريكايي


1364 / 1985
استخدام در صدا و سيما
بازي در سريال گرگ ها
نوشتن دل شير
نوشتن دو مرغابي در مه

1365 / 1986
نخستين بازي در سينما
بازي در فيلم سينمايي گال
بازي در فيلم سينمايي گذرگاه
بازي در فيلم سينمايي تير باران
بازي در تله تئاترهاي دو مرغابي در مه و آسانسور

1366 / 1987
كارگرداني سريال تلوزيوني ماجراهاي رونالد و مادرش
بازي تله تئاتر در آيينه خيال

1367 / 1988
بازي در فيلم سينمايي در مسير تند باد
بازي در فيلم سينمايي هي جو
بازي در فيلم سينمايي ارثيه
بازي در فيلم سينمايي نار و ني
نوشتن نخستين شعر ها

1368 / 1989
فوت مادر
بازي در فيلم سينمايي راز كوكب
نوشتن مجموعه من و نازي

1369 / 1990
بازي در فيلم سينمايي چاووش
بازي در فيلم سينمايي سايه خيال
ديپلم افتخار بهترين بازيگر جشنواره فجر براي فيلم سايه خيال
نوشتن پيامبران بي كتاب


1370 / 1991
بازي در فيلم سينمايي اوينار
بازي در فيلم سينمايي مرد ناتمام
بازي در فيلم سينمايي مهاجر
نوشتن كابوس هاي روسي

1371 / 1992
نوشتن گوش بزرگ ديوار
بازي در فيلم سينمايي هنر پيشه

1372 / 1993
نوشتن خروس ها و ساعت ها
انتشار كتاب من و نازي

1373 / 1974
بازي در فيلم سينمايي آرزوي بزرگ
بازي در فيلم سينمايي روز واقعه

1374 / 1995
نوشتن بازي و كارگرداني سريال بي بي يون براي تلوزيون
سريال توقيف و چند سال بعد نسخه قيچي شده آن از تلوزيون نمايش داده مي شود چيزي در حدود دو سوم كل مجموعه
انتشار دو مرغابي در مه


1375 / 1996
انتشار آلبومي از دكلمه شعرهايش با نام ستاره ها
بازي در سريال دزدان مادر بزرگ

1376 / 1997
به صحنه بردن نمايش چيزي شبيه زندگي
انتشار چيزي شبيه زندگي
انتشار بي بي يون
انتشار خروس ها و ساعت ها

1377 / 1998
بازي در فيلم سينمايي كشتي يوناني

1378 / 1999
نوشتن ديالوگ هاي سريال امام علي و بازي در آن

1379 /2000
بازي در سريال يحيا و گلابتون

1380 / 2001
بازي در سريال آژانس دوستي

1381 /2002
نوشتن مجموعه نمي دانم ها

1382 /2003
بازي در سريال آواز مه
نوشتن مجموعه سالهاست كه مرده ام

1383 / 2004
آغاز ضبط آلبوم دوم دكلمه هايش از خرداد ماه
تصميم براي جمع آوري مجموعه شعرهايش
پايان ضيط دكلمه شعرهايش در شب يك شنبه يازدهم مرداد
آخرين تماس تلفني با پسرش سينا در ساعت 9 شب چهارشنبه چهاردهم مرداد
فوت در چهارده اَمرداد 1383
كشف پيكر متلاشي شده اش توسط دخترش انا در ساعت 10 شب شنبه هفدهم مرداد در خانه اش واقع در خيابان جهان آرا
علت فوت : ايست قلبي ( به گواهي پزشكي قانوني )
تدفين پيكرش در دژكوه به تاريخ سه شنبه بيست و يكم مرداد
انتشار آلبوم دكلمه آخرين سروده هايش به نام سلام، خداحافظ در پانزدهم مهر ماه
انتشار مجموعه كامل اشعارش به نام چشم چپ سگ در هفت دفتر در ارديبهشت 84

* به نقل از اینجا

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
از حسین پناهی (متن و صدای شاعر)
من زندگي را دوست دارم
اما از زندگي دوباره مي ترسم

دين را دوست دارم
ولي از کشيش ها مي ترسم

قانون را دوست دارم
ولي از پاسبان ها مي ترسم

عشق را دوست دارم
ولي از زن ها مي ترسم

کودکان را دوست دارم
ولي از آيينه مي ترسم

سلام را دوست دارم
ولي از زبانم مي ترسم

من مي ترسم
پس هستم!

اين چنين مي گذرد روز و روزگار من!

من روز را دوست دارم
ولی از روزگار مي ترسم.

دانلود فایل صوتی (MP3) ... اینجا

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com