
شاعران
نیما یوشیج
احمد شاملو
مهدی اخوان ثالث
فروغ فرخزاد
سهراب سپهری
فریدون مشیری
م. ح شهریار
حسین منزوی
عمران صلاحی
محمد حقوقی
شفیعی کدکنی
قیصر امین پور
محمد بیابانی
ج شمسیپور
آزیتا قهرمان
نسرین رنجبر ایرانی
ادامه
گفتههای
خوان رولفو
ویلیام فاکنر
ایزابل آلنده
خ. ل بورخس
گ. گ مارکز
کارلوس فوئنتس
م. و یوسا
ا. م فورستر
اسماعیل کاداره
طاهر بن جلون
سوزان سايزاكس
آندره ژید
سخن”
قابيل”
جن و پري”
ماندگار
مهر”
ايسنا”
فارس”
کتاب”
مرور”
امید
زمانه”
بالاترين”
ایلنا”
ایرنا”
خبرآنلاين
فرهنگ آشتي”
اعتماد ملي”
اعتماد
هنرمندان”
اطلاعات”
کيهان”
ايران
جامجم”
حیاتنو”
همشهري
آنلاين
الجزيره”
آيينهها”
شهروند”
شهرگان
قدس”
بيبيسي”
بازتاب”
كتاب
والس”
وازنا”
ديباچه”
دوات
آتيبان”
پندار”
قفسه”
وبلاگها
ولايت”
تابان”
حديث”
مینودر
کتاب هفته

هزاران بار شنيده بوديم مادرم وقتي از دست من و برادر و خواهرهام عصباني و از دست خدا شكار ميشد، به گله، دست به دامنش برميداشت كه اين هم "بخش" بود دادي به من؟ (اينم بخش با، هداي يه منه)
عكسش را ديدهبودم، ميدانستم در "شب، سكوت و كوير" شجريان هم دوتار زده؛ كه البته خودش قبل از مرگش در گفتگويي تكذيب كرد و گفت كه در "ياد ايام" زده بوده و يادي ازش نكردهاند و در عوض در جايي كه حتي پنجهاي هم نزده بوده، يادش كردهاند.
خانهاش را هم ديده بودم اما يادم رفته بود اينجا بزرگ شدهام؛ آنجا زندگي كردهام.

اين يادداشت هم بيشتر آشنايم كرده بود با او، اما سيرابم نكرد كه بيشتر تشنه شدم براي ديدن كسي كه رفته. فرانسويها بيشتر از من ِ ايراني او را مي شناختند وحالا دربه در افتادهام به پيدا كردن صدا و عكسهايش.

تا اين كه رسيدم به اينجا. از ديشب ديوانه شدهام. هزار بار از اولش گوش كردم تا آخر. هر كاري كردم نتوانستم اين گزارش تصويري را ذخيره كنم در كامپيوترم، با اين حال توانستم صدايش و عكسهايش را ذخيره كنم. نميدانم عكاس ِ اين عكس ها كيست اما از اين فلش برداشتهام و حالا با صداي گزارش ميگذارم شان اينجا، كه شما هم كمي سبك شويد.
حاج قربان سليماني، از آخرين "بخشي"هاي موسيقي خراسان و قوچان بود و درباره اين موضوع هم حرف زده است.



ادامه عكس ها ... اينجا
تادانهنوشت: حالا كه دقايقي به بامداد ِ شنبه نمانده، بيش از 24 ساعت است درگير حاجقربان هستم و صدايش و آن فلشي كه گفتم. چند دقيقهاي نميگذرد كه فهميدم اين عكسها و آن گزارش كار كيست. خسته نباشيد مي گويم به شهاب ميرزايي كه ترديد ندارم بي نصيب نخواهدماند از ناي مسيحايي پيرمرد.
تمام صبح نشستم و با فوتوشاپ، عكسها را از فلش كشيدم بيرون. بعد آپلودشان كردم. بعد كه ظهر آمدم ديدم عكسها كور شدهاند. بعد ديدم كه گويي زمان آپلود من در سايتي كه صبح سراغش رفته بودم به سر رسيده. دوباره از اول آپلود كردم عكسها را. بعد با مكافات فايل امپيتري را آپلود كردم. همه اين كارها را كه تمام كردم فهميدم پيش از من سايت "تبيان" هم چنين مسيري را رفته است براي پيرمرد.
حالا دقايقي نمي گذرد كه يادداشت شهاب ميرزايي را خواندهام و يادداشت مينو صابري و مريم حسينيان را از ديدارشان با پيرمرد.
هر نوع تاييد يا تخريب افراد و نهادها در وبلاگها و سايتهاي اينترنتي به نام نویسنده این وبلاگ، كذب محض و غيرقابل استناد است. تادانه هرگز در هيچ وبلاگي پيغام نمیگذارد