
شاعران
نيما يوشيج
احمد شاملو
مهدي اخوان ثالث
فروغ فرخزاد
سهراب سپهري
فريدون مشيري
م. ح شهريار
حسين منزوي
عمران صلاحي
محمد حقوقي
شفيعي کدکني
قيصر امين پور
محمد بياباني
ج شمسيپور
آزيتا قهرمان
نسرين رنجبر ايراني
ادامه
گفتههاي
خوان رولفو
ويليام فاکنر
ايزابل آلنده
خ. ل بورخس
گ. گ مارکز
کارلوس فوئنتس
م. و يوسا
ا. م فورستر
اسماعيل کاداره
طاهر بن جلون
سوزان سايزاكس
آندره ژيد
اسماعيل فصيح ـ رماننويس و مترجم ـ دوم اسفندماه سال 1313 در محله درخونگاه تهران (شهيد اكبرنژاد فعلي ـ نزديك بازار تهران) متولد شد. سال 1961 در شهر مزولا به دانشگاه مانتانا ميرود و مدرك ادبيات انگليسي ميگيرد. سپس به دانشگاه ميشيگان ميرود؛ اما به دلايلي مقطع كارشناسي ارشد را نيمهكاره رها ميكند و به تهران ميآيد. در سال 1342 به مؤسسه انتشاراتي فرانكلين ميرود و همراه با نجف دريابندري، با استخدام در شركت ملي نفت با صادق چوبك آشنا ميشود. سال 1346 اوين رمانش را با عنوان «شراب خام» مينويسد و پيشنويسش را به دريابندري ميدهد و سال 1347 آن را منتشر ميكند.
فصيح در سال 1359 با سمت استاديار دانشكده نفت آبادان بازنشسته شد. اين نويسنده در سه حوزه رمان، مجموعه داستان و ترجمه كار كرده است.
رمانهايش عبارتاند از: شراب خام (1347)، دل كور (1351)، داستان جاويد (1359)، ثريا در اغما (1363)، درد سياوش (1364)، زمستان 62 (1366)، شهباز و چغدان (1369)، فرار فروهر (1372)، باده كهن (1373)، اسير زمان (1373)، پناه بر حافظ (1375)، كشته عشق (1376)، طشت خون (1376)، بازگشت به درخونگاه (1377)، كمدي تراژدي پارس (1377)، لاله برافروخت (1377)، نامهاي به دنيا (1379)، در انتظار (1379) و گردابي چنين حايل (1381).
مجموعههاي داستان: خاك آشنا (1349)، ديدار در هند (1353)، عقد و داستانهاي ديگر (1357)، برگزيده داستانها (1366) و نمادهاي مشوش (1369).
و ترجمهها: وضعيت آخر، بازيها، ماندن در وضعيت آخر، استادان داستان، رستمنامه، خودشناسي به روش يونگ، تحليل رفتار متقابل در رواندرماني و شكسپير.
اسماعيل فصيح هماكنون در تهران زندگي ميكند و گهگاه در بخش برنامههاي آموزشي زبان تخصصي و گزارشنويسي صنعت نفت فعاليت ميكند.

گزارش مهر... اينجا
گزارش ايسنا ... اينجا
برچسبها: esmaeil-fasih, iranian-writer, Persian-literature
هر نوع تاييد يا تخريب افراد و نهادها در وبلاگها و سايتهاي اينترنتي به نام نويسنده اين وبلاگ، كذب محض و غيرقابل استناد است. تادانه هرگز در هيچ وبلاگي پيغام نميگذارد